مجله تفریحی استان اردبیل

اردبیل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۸

در مورد سبلان بیشتر بدانیم

در مورد سبلان بیشتر بدانیم

کوهستان سبلان موهبت های طبیعی

سبلان  نام کوهی است مرتفع در شمال غرب کشور ایران و در استان اردبیل. سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است.

در مورد سبلان بیشتر بدانیم

ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران می‌باشد.

کوهنوردی
دریاچه بالای قله سبلان، تیم کوهنوردی از ایران و صربستان

صعود به قله سبلان از جبهه اصلی (شمالی) ساده بوده و کوهنوردان معمولی به راحتی صعود تابستانه را در چند ساعت (صبح تا ظهر) انجام می‌دهند. جبهه جنوبی سخت ترین راه صعود به این قله می‌باشد که از سنگهای بزرگ تشکیل شده‌است. پیست اسکی الوارس که یکی از مجهزترین پیستهای اسکی ایران است در این مسیر قرار دارد.

سبلان کوه مقدس

«سبلان» درآذربایجان سر به فلک کشیده و مقدس‌ترین کوه ایران است. گفته می‌شود که مزار یکی از پیامبران در قله سبلان قرار دارد و بنا بر باورهای مردم، این مزار، مزار زردشت است. متون کهن فارسی هم به رابطه سبلان و زردشت اشاره دارند و آن جا را مکان نیایش و عبادت زردشت می‌دانند.

ذکریای قزوینی می‌نویسد: «زردشت از شیز (شهری در کنار دریاچه چیچست ارومیه) به سبلان رفت و در آن جا عزلت اختیار کرد و کتابی موسوم به اوستا آورد.» مولف ناشناخته «هفت کشور»، مضمون بالا را به این صورت آورده‌است: «زردشت حکیم از آذربایجان بود و در کوه سبلان که کوهی مشهور باشد پانزده سال مجاور شد، زند و پازند بساخت و دعوت آغاز کرد.» «ویلیامز جکسن» مولف کتاب «زردشت پیامبر ایران باستان» در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «سبلان همان کوهی است که به گمان من آن را باید با کوه دو مصاحب مقدس مذکور در اوستا که در آن جا زردشت با اهورا مزدا راز و نیاز کرده یکی دانست.» شادروان «ابراهیم پور داوود» جایگاه سبلان را برای زردشتیان همانند کوه تور برای یهودیان می‌داند که در آن جا ده فرمان بر حضرت موسی نازل شد. در حدیث آمده‌است که از پیامبر پرسیدند سبلان چیست؟ فرمود: «کوهی است بین ارمینیه و آذربایجان و بر آن چشمه‌ای است از چشمه‌های بهشت و در آن قبری است از قبرهای انبیا.»

سبلان؛ زیارتگاه

دکتر محمد میرشکرایی در مقاله «سبلان، کوه بزرگ و مقدس‌ترین کوه ایران» می‌نویسد: «تا چند دهه پیش، بسیاری از مردم کوهپایه نشین سبلان با نیت زیارت راهی کوه می‌شدند و وقتی باز می‌گشتند، خویشان و همسایگان و آشنایان به دیدنشان می‌رفتند و زیارت قبولی می‌گفتند و گاهی هدیه‌ای هم برای زایر از زیارت کوه آمده می‌بردند. رسم رفتن به دیدار کسانی که از سفرهای زیارتی بر می‌گردند در همه مناطق ایران معمول بوده‌است و هنوز هم رواج دارد. وجود این رسم در مورد راهیان سبلان، بیانگر این است که سبلان در فرهنگ مردم محل با همه معنای کلمه، یک زیارتگاه است.

نقل ساعدی در کتاب «خیاو» هم نشان از همین معنا دارد که می‌گوید چوپانان به کسانی که راهی بالای کوه هستند سفارش می‌کنند که پاک باشند و دریاچه را آلوده نکنند.» سبلان کوهی که از بهشت آمده‌است.

مردم منطقه بر این باورند که سبلان یکی از هفت کوه بهشت است. در این باره روایتی دارند که: روزی روزگاری در جایی که امروز سبلان قرار گرفته‌است، شهری بود با مردمانی متجاوز و آلوده به گناه. خداوند برای آنها پیامبری فرستاد تا هدایتشان کند. اما آنها همچنان نافرمانی کردند. پس خداوند از فرشتگانش خواست که یکی از کوه‌های بهشت را روی شهر مردمان گناهگار قرار دهند. از میان کوه‌های بهشت، تنها سبلان داوطلب این کار شد. یکی از فرشتگان، سبلان را بر بال‌های خویش قرار داد و به زمین آورد و در هنگامی که پیامبر با پیروانش برای عبادت از شهر خارج شده بودند، کوه را روی شهر قرار داد.

میرشکرایی معتقد است: «این قصه با ساختاری کم و بیش همانند در تمام منطقه اطراف سبلان روایت می‌شود. بنابر یکی از روایت‌ها، مردمانی که در این شهر زندگی می‌کردند از قوم لوت بودند و فرشته‌ای که کوه را بر بال خود به زمین آورد «جبرئیل» بود. در این روایت رد پای تغییرات دوره اسلامی به روشنی پیداست.»

«سبلان» درآذربایجان سر به فلک کشیده و مقدس‌ترین کوه ایران است

سبلان کوه مقدس

میرشکرایی معتقد است که: تقدس یک امر فرهنگی است و تقدس یک کوه دو سبب اصلی متمایز اما در پیوند با یکدیگر دارد: نخست وجود مزارهای مقدس، زیارت گاه‌ها و پیکره‌های مقدس و دوم، وجود باورهای کهن و اعتقادات دینی درباره عوارض طبیعی در بخش‌هایی از کوه و یا درباره تمامی و کلیت آن. او می‌گوید:«آثار دست ساز انسانی پیرامون سبلان، مثل امامزاده‌ها، زیارتگاه‌ها، برج‌ها و قلعه‌ها و سه سنگ نبشته یکی مربوط به دوره اورارتویی در نزدیکی سراب، یکی به خط پهلوی در نزدیکی مشکین شهر و یک چارتاقی (آتشکده) سنگی مربوط به دوره ساسانی در شهرها و روستاهای اطراف سبلان قرار دارند. در برابر، بسیاری قصه‌ها، باورها، اعتقادات و رسوم درباره سبلان و قسمت‌های مختلف آن همچون قله‌ها، صخره‌ها و سنگ‌ها در خاطر کوهپایه نشینان و عشایر سبلان باقی مانده‌است. از این رو سبلان در گروه دوم از طبقه‌بندی کوه‌های مقدس قرار می‌گیرد.»

سوگند به سبلان

می‌گویند یکی از نشانه‌های تقدس سبلان سوگند به آن است، نام سبلان هنوز یکی از مهمترین سوگندهای ساکنان اطراف کوه و عشایر کوچنده شاهسون به شمار می‌آید. سوگند را به عنوان «سولطان ساولان» یاد می‌کنند چرا که کوه بدین نام شناخته می‌شود. اهالی باور دارند که وقتی نام سبلان برده می‌شود به ویژه وقتی به آن سوگند یاد می‌کنند، مار از شکارش دست می‌کشد.

سلطان سبلان

قله «سلطان» یا «سبلان» که همه کوه نیز به همین نام نامیده می‌شود بلندترین قله سبلان است و بیشتر باورها به این قله مربوط می‌شود. در کنار قله دریاچه‌ای به همین نام قرار دارد. به قول غلامحسین ساعدی: «چون چشمی باز، همیشه بی‌نهایت آسمان را می‌نگرد و زایران مومن وقتی به بالای سبلان می‌رسند به دریاچه سجده می‌برند.» دریاچه بیشتر ماه‌های سال پوشیده از یخ است. می‌گویند هنگام باز شدن یخ‌ها، گرداب عظیمی در آن پدید می‌آید که هر آنچه را در دریاچه وجود دارد به ژرفای تاریک و ناپیدای آن می‌کشاند. مردم روایتی دارند از درویشی که عصایش در این گرداب می‌افتد و سال‌ها بعد آن را در کربلا در دست کسی می‌بیند. او می‌گوید که عصا را از آب فرات گرفته‌است. درویش نشان مهری در زیر آن را می‌دهد و عصایش را می‌گیرد. این قصه به صورت‌های مختلف در سایر نقاط ایران درباره جریان آب‌های زیرزمینی نیز وجود دارد. اما در اینجا نکته قابل توجه، تقدس هر دو مکان دریاچه سبلان و شهر کربلاست.

باورهای مردمی

می‌گویند بر چکاد بلند سبلان، هر سپیده دم بانک خروسی با سر زدن سپیده به گوش می‌رسد و همزمان با آن سه چشمه کوچک آشکار می‌شود، یکی زعفرانی رنگ، یکی شیری رنگ و دیگری به رنگ آب. اولی از شربت شیرین‌تر، دومی از شیر گواراتر و سومی از اشک زلال‌تر. اما این چشمه‌ها جز به چشم پاکان نمی‌آیند. می‌گویند در ساحل دریاچه، حضرت سلیمان، جام یاقوت بزرگی را با زنجیر بسته‌است. این جام را اگر خوب نگاه کنی در کف دریاچه می‌بینی و اگر دلی پاک و اعتقادی کامل داشته باشی جام به سطح آب می‌آید و می‌توانی از آن آب زندگانی بنوشی و کسانی را که طمع در ربودن آن کنند با خود به قعر دریاچه می‌کشاند. بنابراین ویژگی‌ بی‌مرگی و عصاره جاودانگی نیز بر عناصر تقدس سبلان افزوده می‌شود. دومین قله سبلان «حرم» نام دارد که یک صخره پر شیب است. در ایرن «حرم» به معنای مکان زیارتی است. بنابراین، نام حرم به خودی خود نشان از تقدس و حرمت دارد. مردم بر این باورند که قله حرم ویژه زنان است و مردان اجازه نزدیک شدن به آن یا بالا رفتن از آن را ندارند. حتی زنان باردار به سبب این که شاید فرزند پسر در شکم داشته باشند نباید به آن نزدیک شوند. می‌گویند در ستیغ حرم، زیارتگاهی است و در آن چراغی هست که همیشه روشن است. اما برای این که چراغ را ببینی باید دلی پاک داشته باشی. می‌گویند در جناغ حرم سنگ‌نبشته‌ای از دوره بابک وجود دارد که روی آن نوشته‌است:«به اندازه شن‌ها و سنگ‌های سبلان در این جا از سپاهیان خلیفه کشتیم.»


شهرستان پارس آباد

شهرستان پارس آباد

شهرستان پارس آباد

بر اساس سرشماریهای انجام گرفته این شهرستان در سال ۱۳۴۵ جمعیتی بالغ بر ۲۷۳۳نفر داشته است .در سال ۱۳۶۵ این رقم به ۲۷۷۹۳ نفر جمعیت افزایش می‌‌یابد. در سرشماری سال ۱۳۷۰ تعداد سکنه این شهر به ۴۸۱۴۷ نفر میرسد. جمعیت روستایی نیز ۷۳۷۸۹ نفر تعیین شده است. در کل بر اساس برآورد سال ۱۳۷۵ جمعیت شهرستان ۱۳۸۸۸۷ نفر بوده که از این تعداد قریب ۴۶ درصد در نقاط شهری و بقیه در روستاهای اطراف زندگی می‌‌کنند

شهرستان پارس آباد

پارس آباد در در قسمت شمالی جلگه مغان قرار دارد که عموماً بصورت هموار می‌‌باشد. اب و هوای این شهر معتدل بوده و تابستانهایش بسیار گرم و زمستانها با آب و هوای ملایم می‌‌باشند. در تابستانها گاه درجه حرارت تا چهل سانتی گراد می‌‌رسد و در زمستانها، دما به صفر درجه نیز کاهش می‌‌یابد. رود ارس که در مرز ایران و جمهوری آذربایجان قرار دارد از طریق سد انحرافی میل مغان سبب آبیاری کشتزارها و ایجاد حوضچه‌هایی برای پرورش ماهی می‌‌شود. رود ارس برکت و حیات و پویایی را به مردم خوب پارس آباد و حومه به ارمغان آورده است

پیشینه پارس آباد

در خصوص جلگه مغان که پارس آباد در آن واقع شده است با توجه به تاریخ کهن روستای اولتان و قلعه اولتان که بتازگی یافت شده است می‌‌توان قدمت و تاریخ بیشتری را برای پارس آباد قایل شد. از کتابهای تاریخ چنین برمی‌آید که در روزگار باستان، این دیار دارای آبادیهای زیادی بوده است که از جمله آنها فروردین، اردیبهشت و بنام سایر ماههای سال بوده است که بعدها به علت تغییرات زمین به کلی از بین رفته اند

در سال ۱۳۲۸ این منطقه که در آن پارس آباد قرار دارد بنام قوچ قشلاقی معروف بوده است. در این منطقه عشایر مغان با ابتدایی‌ترین امکانات زندگی می‌‌کردند. شغل آنها دامداری بوده و به عبارتی در این منطقه کشت صورت نمی‌گرفته است. در همین ایام مطالعاتی در منطقه انجام می‌‌گیرد و شرکت شیار با مقصد احیای کشاورزی و زمین‌های کشاورزی تأسیس می‌‌گردد. این شرکت در یوشان آباد که بعدها شاه‌آباد نامیده شد مستقر شدند. نام این منطقه نیز بعدازانقلاب به جعفرآباد تغییر یافت

از اولین کارهای این شرکت ایجاد راه شوسه از اردبیل به مغان و تأسیس کانالهای آب رسانی در منطقه بوده است. این شرکت به علیرضاآباد که بعدا به اسلام آباد تغییر نام داد انتقال داده می‌‌شود. شرکت پرسیون به‌عنوان پیمانکار تأسیسات آب رسانی کارهایی را در این زمینه به مرحله اجرا رسانده بود که بنگاهی برای آموزش کشاورزان تشکیل داده می‌‌شود. در کتاب دشت مغان در گذر زمان نویسنده آن چنین بیان داشته است که: ” نخستین کانال آب رسانی که آبگیر آن کمی بالاتر از علیرضاآباد واقع بود حدود چهارهزار هکتار از کشتزارها را آبیاری می‌‌کرد

دومین کانال آب رسانی با ظرفیت بیست متر مکعب در ثانیه در سال ۱۳۳۷ به بهره برداری می‌‌رسد. اما موفقیت این کانالهای آب رسانی بر طبق پیش بینی انجام گرفته عملی نمی‌شود و بنابراین از ۲۸ هزار هکتار اراضی موجود فقط چهارده هزار هکتار به صورت ۱۲ هکتاری بین کشاورزان تقسیم می‌‌گردد

عشایر زیاد رغبت نشان نمی‌دهند و به دلیل استقبال کم از این زمینها، اکثرا روستائیان صاحب زمین می‌‌شوند. رفته رفته که تعداد داوطلب بیشتری برای تصاحب زمین پا جلو می‌‌گذارند بنابراین اراضی موجود به صورت شش هکتاری و در مرحله سوم بصورت سه هکتاری تقسیم می‌‌گردند

نام اصلی و تاریخی آن موغان است. در کتاب مسالک و ممالک تالیف ابواسحق ابراهیم اصطخری در قسمت مربوط به ذکر دریای خزر چنین آمده است.جانب شرقی دریای خزر بهری از دیلمان، طبرستان، گرگان و حدود آن و بهری از بیابان خوارزم دارد. و جانب غربی آران، موقان (مغان)، حدود سریر، دریای خزر ، بهری از بیابان غزیه و… و اما از جانب دست چپ دریا از برابر آبسکون تا زمین دریای خزر همه آبادانی و پیوسته است از آبسکون بر حدود گرگان و طبرستان و دیلمان بروند. انگه در حدود آران شوند و چون موقان بگذرند تا دربند دو روز راه ولایت شروان شاه است و از آنجا گفته شد تا به سمندر چهار روزه راه است و تمام و…

ابن حوقل در کتاب صوره الارض میگوید:در این فصل به شرح نواحی اسلامی که در مشرق بلاد روم و در مجاورت آن قرار دارد می پردازیم و نخستین قسمتی که به بیان آن آغاز میشود ارمنیه و الران (آران) و آذربایجان است و من اینها را یک اقلیم بر شمردم زیرا تا آنجا که من دیده‌ام در تحت حکومت یک تن بوده است. مرز ناحیه الران از طرف پایین رودخانه رس (ارس) و در ساحل آن شهر ورثان است و در طرف راست ورثان نزدیک رود، برزند است و راهی که از بردعه به سوی برزند است و راهی که از بردعه به سوی برزند می رود و از همین برزند گذشته به اردبیل و میانج (میانه) و خونج و سپس زنجان می رسد. در قسمت زیرین رود ارس آذربایجان و در قسمتی از خشکی که در دریا پیش رفته موقان و در زیر موقان به خط کج میان دریا و جبل‌الجیل و زیر آن الدیم است.

مقدسی نیز می نویسد: «موغان شهری است که دو نهر به دور آن است . پیرامون آن باغهای زیبا است که گویی دشت را بهشت ساخته برای رحاب در کشور اسلام فخرآور هستد…. حومه‌اش خشک و دلگشا و دو نهر آن روان است، روی مردمش همچون لؤلؤ و مرجان است بخشاشگر و کریمند. حمدالله مستوفی در ذکر دیار آران موغان می نویسد:«هوایش گرمسیر است و به عفونت مایل و حدودش با ولایات ارمن، شیروان، اذربایجان و دریای خزر پیوسته است.حقوق دیوانیش در عهد اتابکان زیاد از ۳۰۰ تومان این زمان بوده است و اکنون ۳۰ تومان و ۳۰۰۰ دینار است که بر روی دفتر آمده.» مستوفی، با جروان و بزرند را دیه های معمور نوشته و می گوید: «برزند هوایش به گرمی مایل است و حاصلش غله می باشد.

شرکت شیار اولین تراکتورها را با نام تراکتورهای زنجیره‌ای d6c و با سوخت نفت سفید وارد منطقه می‌‌کند. رفته رفته بنگاه عمران مغان وظیفه خود را به سازمان آب و برق می‌‌سپارد و این سازمان نیز بعدها به دو بخش مجزا تغییر ساختار داد و اکنون امور آب کار آبرسانی منطقه را بعهده دارد

مهندس پارسا مدیر عامل شرکت شیار در سال ۱۳۳۰ خورشیدی طرح کلی شهر پارس آباد را می‌‌ریزد و این شهر که در آن زمان هنوز سکنه نداشت به نام خود مهندس پارسا نامگذاری می‌‌شود. از ابتدا نقشه این شهر بر اساس اصول شهرسازی ریخته شد اگر چه تعدادی از ساکنان در قسمتی از شهر این موضوع را رعایت نکرده اند. نویسنده کتاب دشت مغان در گذر زمان در خصوص ساکنان این شهر چنین می‌‌نویسد: ” در سال ۱۳۵۵ که قریب ۱۵۰ خانوار در آن سکونت داشتند، خانه‌هایی که از شهرداری تا مسجد جامع ساخته شده بودند به طور مرتب در کنار خیابان خاکی به همان عرضی که امروزهست قرار گرفته بودند و قسمت جلوی خانه‌ها را برای منطقه تجاری خالی گذاشته بودند

شهر پارس آباد به دلیل نزدیکی به مزارع کشاورزی و وجود تپه ماهورهایی در قسمت شمالی آن از اهمیت ویژه‌ای برای شرکتها و در کل مزرعه داران برخوردار بوده است. کارکنان شرکت شیار برای رونق دادن و آباد کردن پارس آباد به این شهر انتقال داده می‌‌شوند

وجود ” بنگاه عمران دشت مغان ” در پارس آباد تأثیر بسزائی درسرعت بخشی به عمران و آبادانی پارس آباد داشته است. در سال ۱۳۷۰ پارس آباد رسما به شهر تبدیل شد.اسم این شهر به مرور زمان از پارساآباد به پارس آباد تغییر یافت. مسجد جامع پارس آباد در سال ۱۳۳۸ تأسیس یافت .در سال ۱۳۷۱نیز توسعه یافت


قلعه قشلاق زاخور

قلعه قشلاق زاخور

قلعه قشلاق زاخور مشگین شهر قلعه ای قدیمی و بسیار دیدنی است.

قلعه قشلاق زاخور

این قلعه در قسمت شمالی شهرستان مشگین شهر در بخش مشگین باختری در ارتفاعات کوهستانی بسیار دل انگیز واقع در قشلاق زاخور و کنار رودخانه قره سو قرار گرفته است و برای رسیدن به آن باید از روستاهای پریخان، قورت تپه، قره باغلار و صاحب دیوان عبور کرد تا به آخرین روستای این منطقه یعنی روستای دوست بیگلو رسید. قلعه در قشلاق همین روستا در کنار رودخانه قره سو قرار دارد. قلعه قشلاق زاخور در بین مردم قلعه “قره لر” نیز خوانده می شود؛ زیرا در کنار آن قشلاق “قره لر” نیز واقع شده است. این قلعه در خاور روستای دوست بیگلو است و فاصله اش تا مشگین شهر حدود ۵۰ کیلومتر است. راه کوهستانی قلعه از روستای دوست بیگلو از میان دره ای بسیار زیبا و پوشیده از بوته ها و درختچه های نیمه جنگلی و تنگ ارس یا سرو کوهی که در محل “پوروق” می گویند و قره تیکان یا خارسیاه و بوته های استپی و علوفه مرتعی و تمشک و نسترن می گذرد. قلعه زاخور بر روی صخره های کوهستانی با پایه های مستحکم ساخته شده و ارتفاع قلعه که از روستای دوست بیگلو بسیار جالب و تماشایی به نظر می رسد، حدود ۲۰۰ متر است. بنا به تحقیقات آنوبانینی آثاری از قلعه بر روی صخره های بلند منطقه هنوز هم باقی مانده است. روی یکی از سه برج، سنگ های لاشه ای که با تیشه به اشکال مکعب درآمده برج هایی احداث کرده اند که این سنگ ها در ده ردیف از سنگ های محلی و تیشه ای در بنا به کار رفته اند. ملاط برج ها و باروها از ساروج و مخلوطی از آهک و خاک رس زرد رنگ است. قلعه از طرف خاور و باختر و جنوب مشرف به پرتگاهی مخوف است و تنها از یک راه کوهستانی به فراز قلعه راه وجود دارد. سلطان ساوالان در سمت جنوبی این قلعه کاملا نمایان است. در محوطه قلعه آثار زمین ساختی به صورت دایک و سنگ های خروجی از نوع بازالت و نوعی گرانیت و کنگلومرا و گدازه های فرسایش یافته آتشفشانی به چشم می خورد و قلعه بر روی یکی از گدازه های مخروطی مانند بنا شده است. در بخش جنوبی قلعه که مشرف به پرتگاه است یک غار طولانی به ارتفاع حدود ۴ متر وجود دارد و احتمال می رود روزگاری مورد استفاده قرار می گرفته است. داخل غار بسیار تاریک وخوفناک است. در سمت خاوری قلعه تعدادی از برج های فروریخته به تعداد ۵ برج به چشم می خورد که سنگ های دیواره آن هنوز در محل باقی مانده است. به نظر آنوبانینی از این برج ها به عنوان قرار گاه نگهبانی استفاده می شده است. از قراین و شواهد موجود چنین بر می آید که قلعه زاخور قشلاق از آثار دوره اشکانیان بوده است و آثار نظیر این قلعه درخود شهرستان مشگین شهر، مغان و هوراند در سطح گسترده ای وجود دارد که آغجا قلعه، برزند، ارشق و اولتان از این جمله هستند. شکی نیست که مشگین شهر در ادوار قبل از اسلام از نقاط معروف و منطقه تاریخی و نظامی آن روزگار بوده و آثار به دست آمده از حفاری ها که در موزه های تبریز و مراغه نگهداری می شود، دلالت بر صدق این ادعاست. بنابراین قلعه راخور یا قره لر نیز یکی از استحکامات نظامی دروه اشکانی در منطقه بوده و بعدها نیز از این قلعه در حفاظت منطقه دربرابر تجاوز دشمنان بهره می جستند. به خصوص این که، این قلعه در منطقه ای قرار گرفته که از فراز آن می شود بر همه جهات، حتی نقاط بسیار دور مسلط شد.


کاروانسرای خروسلو

کاروانسرای خروسلو

 

اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. بسیاری از این کاروانسراها بعدها به دلايلی همچون

تغيير مسیر راههای مواصلاتی و گذر زمان از بین رفته اند و تنها آثار تعداد محدودی از آنها باقی است.

اما همین تعداد باقیمانده گواه از تاریخ تجارت پر رونق این منطقه در طول اعصار داشته بطوریکه به عقیده کارشناسان وجود کارونسرا در شهرستانهای مختلف این استان

بیانگر رونق اقتصادی تمامی شهرهای این منطقه در گذشته است.

کاروانسرای خروسلو،

از جمله آثار شاخص تاریخی بیله سوار كاروانسرای مخروبه در منطقه شورگل خروسلو یادگار دوران صفویه است.

به گفته کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل کاروانسرا را در اصطلاح سرا، تيمچه، پاساژ، رباط، ساباط و خان نيز مى‌گفتند که البته از جهت ويژگى‌هاى معمارى برخى با

کاروانسرا تفاوت دارند.

 کاروانسراها با يک ديوار بلند محسور مى‌شدند که در هنگام جنگ يا حمله مهاجمان از آن بهره گرفته شود.

 در مدخل کاروانسرا، دروازه مستحکمى قرار داشت و در دو سوى آن اتاقهاى مربوط به خدمه و متصديان کاروانسرا تعبيه شده بود و پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که

در اطراف آن محل نگهدارى کالاها قرار داشت.

 پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که در اطراف آن محل نگهدارى کالاها،اصطبل، انبار علوفه، دکان نعلبندی، و آهنگرى و قهوه‌خانه نيز در اين قسمت وجود داشت.

محل پذيرائى از مسافران در طبقه فوقانى کاروانسراها بوده  اما عموما در وسط محوطه کاروانسرا مسجد کوچکى تعبیه می شد.

رونق کاروانسراهای درون شهری در عهد صفوی

میرمحمدی با بیان اینکه مطابق با منابع تاريخى هخامنشيان را پايه‌گذار کاروانسراها دانسته‌اند، ادامه داد: در روزگار اشکانیان نیز ايستگاه‌هاى ميان راه و حمايت از

کاروانيان اهميت زيادى يافت و در اغلب جاده‌ها به‌ خصوص جاده معروف ابريشم بناهایى شبيه کاروانسرا ايجاد گرديد.

وی متذکر شد: در دوره ساسانيان به‌دليل اقتصاد وسيع و گسترده، راه‌ها و امنيت کاروانيان اهميت زيادى يافت و کاروانسراهایی به‌صورت چهارايوانى با مصالح ساختمانى

سنگ، آهک و گچ احداث شد.

میرمحمدی تصریح کرد: در دوره اسلامى نیز به دلايل متعدد نظامی، اقتصادى و مذهبى رونق ساخت بناهایى چون مساجد و مدارس و کاروانسراها مشاهده می شود.

وی معتقد است روزگار صفويان دوران طلایی احداث کاروانسراهاى درون‌شهرى است و کاروانسرها هر يک محل دادوستد کالاى ويژه‌اى قرار گرفته است.

کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل افزود: از جمله دلایل نامگذاری اکر کاروانسراهای ساخته شده در زمان شاه عباس به نام این پادشاه نیز حکایت از رونق ساخت و ساز

کاروانسراها در زمان شاهان صفوی دارد.

علاوه بر موارد ذکر شده كاروانسرای شاه عباسی خلخال واقع در دوراهی روستای ميل آغاردان و ييلاق خلخال مربوط به دوره صفويه و كاروانسرای چنارلق خلخال دو

کاروانسرای شهرستان خلخال است.


محوطه تاریخی قلعه خسرو

محوطه تاریخی قلعه خسرو

 

اردیبل شهری تاریخی است در شمال غربی ایران. قدمت این شهر بسیار طولانی است و به عصر آهن می رسد.

تاریخچه محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل

محصور شدن این شهر با رشته کوه های سبلان، طالش و بزغوش موجب شده تا از نظر استراتژیک بسیار مناسب و قابل اتکا باشد. محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل یکی از نشانه های تاریخ غنی این استان است. در زمان های دور اردبیل به نام اردویل خوانده می شده است. ارد به روز بیست و پنجم ماه و یک فرشته ی زرشتی است.

ویل کلمه ای کهن و پارسی است. هماهنگی این دو کلمه موجب تقدس ایجاد فضایی روحانی برای این شهر بوده است. با توجه به قدمت زیاد شهر اردبیل و پیشینه ی تاریخی آن که به پنج هزار سال می رسد جهانیان به ارزش این شهر پی برده اند. از جمله ی نشانه هایی که می توانید به وسیله ی آن به مقام بالای شهر اردبیل پی ببرید لوحه های گلی سومریان است. در این لوح اردبیل به نام آرتا یا آراتتا نامیده شده است.

محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل در روستای قوناق قیران واقع شده است. این روستا یکی از دهستان های غربی استان اردبیل است و آب و هوایی کوهپایه ای را داراست. فاصله ی روستای قوناق قیران از مرکز شهر اردبیل بیست و هفت کیلومتر است. سرسبزی و زیبایی روستا به دلیل وجود رود شیخ احمد است. رود شیخ احمد از کوه سبلان سر چشمه می گیرد و به قره سو می رسد. اهالی روستا همانند پیشینیان خود به کار باغداری و مزرعه داری مشغول هستند.

 

مسیرهای رسیدن به محوطه تاریخی قلعه خسرو

راه دسترسی به محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل به وسیله ی جاده ای آسفالت شده انجام می پذیرد. این جاده روی جاده قدیمی اردبیل به مشکین شهر و مغان ایجاد کشیده شده است. بعد از طی کردن بیست و شش کیلومتر از مرکز شهر اردبیل به سوی روستای گندیشمین و نرسیده به روستای قوناق قیران در شانه ی راست جاده ای خاکی خواهید دید. در یک کیلومتری این جاده رود شیخ احمد جاری است. این جاده برای آمد و شد روستائیان احداث شده است.

بعد از طی کمتر از یک کیلومتر به یک دو راهی خواهید رسید. جاده ی سمت چپ را انتخاب کنید تا بتوانید به محوطه ی تاریخی قلعه خسرو در اردبیل برسید. علاوه بر این می توانید از طریق یک راه سخت تر که به راه مالرو شناخته می شود در روستای قوناق قیران به سوی قلعه خسرو بروید. این راه از میان دره رود قره سو می گذرد. بعد از نیم ساعت پیاده روی می توانید به محوطه ی تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل برسید.

کهنه قلعه مشگین شهر

شماتیک محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل

محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل ویژه گردشگرانی است که می خواهند ایران را از نظر تاریخی مورد بازدید قرار دهند. قلعه خسرو بر بلندای کوهی کم ارتفاع قرار دارد که رود قره سو از به دور آن در حال گردش است. این کوه در میان محلیان به نام شوش داغی معروف است. شیب تند دامنه ی کوه شوش داغی موجب شده تا در راه دسترسی به محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل کمی با درایت تر و احتیاط فراوان طی مسیر کنید. در نوک کوه یک مساحت پر شده از سنگ های آذرین به صورت یک دست قابل دیدن هستند.

بناهای تاریخی اردبیل

نحوه ی چینش و قرار گیری دیوارهای قلعه در اضلاع پر شیب هر قسمت از کوه موجب شده تا دسترسی به این قلعه کاری سخت و دشوار باشد.از سمت شمال کوه شوش داغی شیب تندی از سوی یک برآمدگی و در انتها به رود قره سو می رسد. از سمت غرب از نوک قله تا دیوار سنگی دفاعی شیب تندی حاکم است که یک پرتگاه با عمق ده متر منتهی می شود.  از سمت شرق شیب هفتاد درجه دیواری ستبر را در مقابل دیدگانتان پدید می آورد. برای وارد به محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل بایستی از جنوب دست بکار شوید شیب ملایم این منطقه تضمین کننده ی ورود شما به قلعه خسرو خواهد بود.

محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل از دو بخش تشکیل شده است. دو قلعه ی کهن و یک گورستان اسرار آمیز. هر دو قلعه بر شوش داغی استوار هستند. گورستان در جنوب شوش داغی نمایان است که به صورت پراکنده سنگ های مزار را خواهید دید. ساخته شدن این قلعه در این ارتفاع و شیب، آن هم بوسیله ی چینش سنگ ها بر روی هم (خشکه چینی) جز شگفتی هایی است که در عصر مفرغ رخ داده است. قلعه خسرو در مفرغ جدید ساخته شد و تا عصر آهن سوم هم پا برجا بوده است. عمر استفاده از این قلعه در عصر آهن سوم به پایان می رسد و به مکانی متروکه تبدیل می شود. در محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل سفال هایی به دست آمده که نشانگر اجتماع و ساختار عصر مفرغ در ایران بوده است.

 

گورستان اطراف قلعه خسرو دارای ده تا بیست عدد مزار است که مشخص کننده ی قومیت موجود در این محوطه است.  در بازدید باستانشناسان از محوطه تاریخی قلعه خسرو استان اردبیل بند و کانال هایی کشف شد. وجود این کانال های آبرسانی نشان از بندی بر روی رودخانه ی قره سو دارد. هماهنگی بین مصالحی که در ساخت قلعه به کار برده شده و مصالح کانال ها نشان دهنده ی تاریخ پر قدمت این منطقه دارد. سنگ مزارهای چهار چينه خرسنگی که از گورستان این منطقه به دست آمده همانند ناحیه ی قفقاز است. زیبایی های اردبیل محدود به جاذبه های تفریحی نیست می توانید در محوطه ی قلعه خسرو استان اردبیل از شگفتی های تاریخی ایران لذت ببرید.



تبلیغات متنی