مجله تفریحی استان اردبیل

اردبیل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸

عشایر استان اردبیل

عشایر استان اردبیل

عشایر ایران که معیشت و آداب و رسوم خاص خود را دارند در ایران یکی از جذاب ترین شیوه های زندگی اجتماعی به شمار می آیند.

عشایر استان اردبیل

استان اردبیل از ایل ها و عشایر متعددی برخوردار است که مهم ترین و منسجم ترین آن ها ایل های شاهسون و ارسباران هستند که درمناطق گوناگون استان پراکنده شده اند. ایل شاهسون ازمهم ترین و معروف ترین ایل های استان های اردبیل و آذربایجان شرقی به شمار می رود که دارای پیشینه تاریخی زیادی بوده و از ویژگی های خاص اجتماعی- فرهنگی برخوردار است. اعضای این ایل دام دار هستند و از مراتع سرسبز کوه های خطه اردبیل استفاده می کنند. عشایر ارسباران نیز در نواحی کوهستانی به سر می برند و قلمرو عمده آن ها بخش باختری دشت مغان است. عشایر خلخال در نواحی کوهستانی و جنگلی شهرستان خلخال زندگی می کنند.
درباره وجه تسمیه نام و پیشینه تاریخی ایل شاهسون؛ بایستی گفت: هنگامی که سرزمین ایران دچار هرج و مرج و آشوب بود و هرکدام از امرای تیموری و آق قویونلو و دیگر حکام محلی گوشه ای از این سرزمین را محل حکومت خود کرده بودند، اسماعیل میرزا که بعدها به شاه اسماعیل معروف شد، توانست با سرکوب آق قویونلوها (که یکی از قبایل با نفوذ حاکم برایران بودند) در سال ۹۰۷ هجری قمری، بنیان حکومتی خود را به مدت دو و نیم قرن استوار سازد. افرادی که شاه اسماعیل را در این جنگ ها یاری می کردند، در تاریخ به نام قزلباش ها شهرت یافتند و شامل ۳۲ قبیله مختلف بودند که شاه اسماعیل آن ها را در زمره نجبا در آورد و به ایشان عمامه خاصی داد که ۱۲ ترک داشت و میان آن کلاه سرخی مانند فینه می گذاشتند و به همین لحاظ به قزلباش ها معروف شدند.
در سال های ۹۹۱ تا ۹۹۴ هجری قمری سلطان محمد خدابنده به منظور جلب حمایت علیه ازبکان و عثمانی ها تصمیم گرفت افراد غیر نظامی را با رضایت خود به خدمت نظام درآورد که این عمل او به شاه سون (یعنی دوست داران شاه شدن) معروف شد. درسال ۹۹۸ هجری قمری افراد قزلباش علیه نماینده شاه؛ سر به شورش برداشتند که از این رو شاه اسماعیل نسبت به قدرت آنان بدبین شد و گروه دیگری با نام شاهسون را برای درهم شکستن قدرت آن ها بسیج کرد.
بنابراین شاهسون ها (دوست داران شاه) به گروهی اطلاق می شدند که از سوی شاه عباس تشکیل یافته بود تا جای قبایل ترک را که از سلسله صفوی پشتیبانی کرده بودند، بگیرند.

عشایر

عشایر

شاهسون ها از آداب و رسوم سنتی و قوی برخوردارند، هرچند که از گذشته های دور از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان برآن ها بی تاثیر نبوده است. بر اساس قرارداد ترکم

ن چای که طی آن قسمتی از مرزهای شمالی ایران به روس ها واگذارشد و به این ترتیب قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون ها از بین رفت.
منطقه تابستانی (ییلاقی) شاهسون ها را ارتفاعات اهر، مشگین شهر و اطراف آن تشکیل می دهد و منطقه قشلاقی آن ها را بخش های خاوری جلگه کم عمق مغان (که در حدود ۱۵۰ کیلومتر از منطقه سردسیر فاصله دارد و نزدیک رود ارس است) تشکیل داده است. منطقه ییلاق و قشلاق طایفه های شاهسون کاملا مشخص است. هنگام کوچ ابتدا از قیشلاخ (گویش محلی قشلاق) یا منطقه زمستانی به یازلاخ یا منطقه بهاره و سپس به ییلاخ (گویش محلی ییلاق) منطقه تابستانی می روند. در مراجعت پیش از استقرار در قشلاق، در محلی پاییزه که همان اردوگاه های پیرامون قشلاق هستند، توقف می کنند. جایگاه تابستانی شاهسون ها؛ شامل ۴ تا ۵ آلاچیق است که در حد فاصل ۱۰۰ متری درچراگاه برپا می شود.
قدمت تاریخی شاهسون ها سبب شده آداب و رسوم و شیوه های معیشت آن ها برای افراد عادی جذاب و دیدنی باشد، چنان که بازدید از زندگی عشایر شاهسون یکی از پرطرف دارترین برنامه های گردشگری ناحیه آذربایجان شرقی و اردبیل به شمار می آید. ایل شاهسون از طایفه، تیره، کویک و هر کویک از چند اوبه و اوبه ها از تعدادی خانواده تشکیل شده است. در راس هر طایفه؛ ایل بیگی از سوی دولت مرکزی برای حفظ نظم و وصول مالی

ات انتخاب می شد ولی اداره طایفه برعهده بیگ بوده که از طرف ایل بیگی گمارده می شد.
ایل شاهسون در استان های اردبیل و آذربایجان شرقی زندگی می کنند و برخی از آن ها در طی سالیان گذشته یک جا نشین شده اند. شاهسون ها از سجایای اخلاقی خوبی برخوردار هستند و در تیراندازی و شکار و میهن پرستی شهرت دارند. آن ها به زبان آذری صحبت می کنند و شیعه مذهب هستند. برپایی جشن ها و آیین های اسلامی و ایرانی از مهم ترین آداب و رسوم آن ها به شمار می آید که به شکل های خاصی و با رعایت اصول ایل انجام می شود و برای گردشگران بسیار جذاب، دیدنی و شنیدنی است.
شاهسون ها جشن های خود را درمیدان برگزار می کنند و در عید های مذهبی از جمله عید قربان و عید فطر پس از نماز عید به دید و بازدید یک دیگر می روند. مراسم ها و آداب ازدواج در میان این ایل از اهمیت زیادی برخوردار است. وقتی پسری خواهان دختری است دو نفر از ریش سفیدان ایل را به چادر پدر دختر می فرستد و آن ها در صورت توافق عهد و پیمان می بندند و خیلی به آن اهمیت می دهند. پس از خواستگاری؛ خانواده داماد برای عروس هدایایی از قبیل: روسری، گردن بند، آینه، پارچه و شیرینی می برند. چند روزمانده به تاریخ عروسی از مهمانان دعوت به شرکت در مراسم می شود. مهمانان هدایایی به همراه می آورند و به محض نزدیک شدن مهمانان؛ داماد و همراهان وی به اتفاق نوازندگان سازهای

محلی به استقبال آن ها می روند. مهمانان شام را در چادر خانواده داماد می خورند و مبلغی به آشپز و آبدارچی هدیه می کنند. این مراسم چند روز ادامه دارد و در روز آخر مهمانان به خانه عروس رفته و عروس را همراه خود به چادر داماد می آورند. زمانی که عروس قصد خروج از منزل پدر را دارد، یکی از افراد خانواده او کمربند زیبای طلایی به کمر او می بندد، سپس عروس با آینه و جهیزیه خود به سمت خانه داماد حرکت می کند. هنگامی که عروس به چادر داماد نزدیک شد، داماد سیب سرخ یا دسته گلی به طرف او پرتاب می کند که دراین موقع سوارکاران هر یک به نوبه خود به نمایش های محلی می پردازند.
لباس های محلی ایل شاهسون یکی از مهم ترین جاذبه های فرهنگی این ایل به شمار می آیند. مردان ایل شاهسون پوشاک اختصاصی ندارند، کت و شلوار و کلاه آنان معروف به کپیkepi یا کلاه ترک داری که نظیر کلاه مردان گیلان است؛ تشکیل دهنده ی پوشاک مردان شاهسونی است.
لباس بانوان ایل شاهسون هریک یاد آور گوشه ای از پوشش مردم سایر مناطق ایران زمین است. روسری بانوان را چارقد گلداری تشکیل می دهد که با یک کلاغی بسته می شود. پیراهن زنان ایل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشکیل شده و بلند است. تنبان؛ شلیته ای است که می پوشند و شبیه تنبان های بانوان گیلان، بختیاری و قشقایی است. جلیقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستین تشکیل می دهد که روی آن ها سکه های طلا و نقره دوخته شده است و تعداد سکه ها نشان دهنده میزان ثروت خانواده است.

شاهسون ها در چادرهای نیم کره ای شکلی زندگی می کنند که آن ها را آلاچیق و برخی را کومه می نامند. کومه معمولا از آلاچیق کوچک تر است و از جنس خشن بافته می شود ولی آلاچیق با ظرافت و مهارت بافته می شود و دوام آن ها از کومه بیش تر است. فضای داخلی کومه ها به طور معمول ۵ متر است. آلاچیق اصلی عموما از نمد سفید و با ظرافت است این نمدها با طرح های رنگی در جلو و طرفین تزییین یافته و سر درب ورودی ها منگوله هایی آویزان است.
نمدهای این چادر به علت باران و گرد و خاک و دود داخل به تدریج قهوه ای و سرانجام سیاه می شوند. چاتماcatma نیز نوع دیگری از چادرهای عشایر شاهسون است که در توقف گاه های موقت برپا می شود.
شاهسون ها یکی از بزرگ ترین دام داران و کشاورزان ناحیه آذربایجان شرقی و اردبیل هستند. زندگی آن ها تا حدود زیادی به دام وابسته است و وجود فرآورده های دامی سبب شده است که صنایع دستی در میان این ایل اهمیت زیادی داشته باشد. انواع گلیم، جاجیم، خورجین و جل اسب ازمهم ترین صنایع دستی عشایر شاهسون به شمار می آید. مهم ترین بافته شاهسون ها گلیم های سوزن دوزی و ظریف معروف به سوماک است که درزبان محلی آن را ورنی بافی می گویند. ورنی بافی مهم ترین و زیباترین صنایع دستی این ایل است که طرح های پیچیده آن را با دستگا

ه های عمودی یا افقی به صورت تکه های دراز و باریک به طول ۳ متر می بافند و سطح آن ها را با نقش های پیچیده، سوزن دوزی می کنند. معمول ترین و معروف ترین طرح این گلیم ها کشتی نوح نام دارد که به شکل سوزن دوزی با طرح کشتی است و در وسط آن درخت و اطراف آن پرندگان و جانوران دیده می شوند.
مفرش نوعی صنایع دستی روستایی و عشایری است که در منازل روستایی برای نگه داری رخت خواب و لوازم خواب از آن استفاده می شود و در کوچ ایلات و عشایر نیز مفرش

وسیله بسیار مناسبی برای حمل وسایل مختلف به شمار می‌آید. مفرش به شکل مکعب مستطیل است و در اندازه‌های مختلف به هم دوخته می ‌شود و نقش و نگارهای زیبا و دل‌انگیزی دارد.
جل اسب های ایل شاهسون هم از لحاظ سبک خاص تصویر حیوانات و پرندگان و هم از لحاظ رنگ پردازی، از بهترین رو اسبی های ایران به شمار می روند. خورجین برای حمل اشیا و وسایل دستی مورد استفاده قرار می ‌گیرد و با نقوش خاص و زیبایی بافته می شود. علاوه بر خورجین، برخی دیگر از لوازم مورد نیاز عشایر مانند بزک شتر و نوار مخصوص چادر به همین شیوه بافته می شود.
کوچ نشینان ارسباران در منطقه زیبای ارسباران در ناحیه کوهستانی و جلگه ای به سر می برند و قلمرو عمده آن ها در بخش باختری دشت مغان در پیرامون شهرستان اهر است. نام این ایل از منطقه سکونت آن ها بین سرزمین ارسباران و قره داغ گرفته شده است. سابقه تاریخی این ایل نیز شباهت زیادی به تاریخ شاهسون ها دارد. منطقه تابستانی ییلاقی ایل ارسباران را کوه های اطراف ارسباران و سبلان تشکیل می دهد. منطقه زمستانی (قشلاقی) ایل ارسباران را نیز جنوب دشت مغان و اطراف رود قره سو و کنار رود ارس در منطقه خدا آفرین تشکیل می دهد. کوچ نشینان ارسباران همانند شاهسون ها از طایفه، تیره، کویک، اوبه و خانواده تشکیل شده است. جشن ها و آیین های این ایل شباهت بسیار زیادی به مراسم ها و آیین های ایل شاهسون دارد.
به طور کلی شیوه معیشت، لباس ها، موسیقی، جشن ها و آداب و رسوم خاص عشایر اردبیل و آذربایجان شرقی سبب شده بازدید از زندگی عشایر شاهسون و ارسباران در آذربایجان شرقی یکی از مهم ترین و جذاب ترین برنامه های گردشگران این خطه به شمار آید.


در مورد سبلان بیشتر بدانیم

در مورد سبلان بیشتر بدانیم

کوهستان سبلان موهبت های طبیعی

سبلان  نام کوهی است مرتفع در شمال غرب کشور ایران و در استان اردبیل. سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است.

در مورد سبلان بیشتر بدانیم

ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران می‌باشد.

کوهنوردی
دریاچه بالای قله سبلان، تیم کوهنوردی از ایران و صربستان

صعود به قله سبلان از جبهه اصلی (شمالی) ساده بوده و کوهنوردان معمولی به راحتی صعود تابستانه را در چند ساعت (صبح تا ظهر) انجام می‌دهند. جبهه جنوبی سخت ترین راه صعود به این قله می‌باشد که از سنگهای بزرگ تشکیل شده‌است. پیست اسکی الوارس که یکی از مجهزترین پیستهای اسکی ایران است در این مسیر قرار دارد.

سبلان کوه مقدس

«سبلان» درآذربایجان سر به فلک کشیده و مقدس‌ترین کوه ایران است. گفته می‌شود که مزار یکی از پیامبران در قله سبلان قرار دارد و بنا بر باورهای مردم، این مزار، مزار زردشت است. متون کهن فارسی هم به رابطه سبلان و زردشت اشاره دارند و آن جا را مکان نیایش و عبادت زردشت می‌دانند.

ذکریای قزوینی می‌نویسد: «زردشت از شیز (شهری در کنار دریاچه چیچست ارومیه) به سبلان رفت و در آن جا عزلت اختیار کرد و کتابی موسوم به اوستا آورد.» مولف ناشناخته «هفت کشور»، مضمون بالا را به این صورت آورده‌است: «زردشت حکیم از آذربایجان بود و در کوه سبلان که کوهی مشهور باشد پانزده سال مجاور شد، زند و پازند بساخت و دعوت آغاز کرد.» «ویلیامز جکسن» مولف کتاب «زردشت پیامبر ایران باستان» در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «سبلان همان کوهی است که به گمان من آن را باید با کوه دو مصاحب مقدس مذکور در اوستا که در آن جا زردشت با اهورا مزدا راز و نیاز کرده یکی دانست.» شادروان «ابراهیم پور داوود» جایگاه سبلان را برای زردشتیان همانند کوه تور برای یهودیان می‌داند که در آن جا ده فرمان بر حضرت موسی نازل شد. در حدیث آمده‌است که از پیامبر پرسیدند سبلان چیست؟ فرمود: «کوهی است بین ارمینیه و آذربایجان و بر آن چشمه‌ای است از چشمه‌های بهشت و در آن قبری است از قبرهای انبیا.»

سبلان؛ زیارتگاه

دکتر محمد میرشکرایی در مقاله «سبلان، کوه بزرگ و مقدس‌ترین کوه ایران» می‌نویسد: «تا چند دهه پیش، بسیاری از مردم کوهپایه نشین سبلان با نیت زیارت راهی کوه می‌شدند و وقتی باز می‌گشتند، خویشان و همسایگان و آشنایان به دیدنشان می‌رفتند و زیارت قبولی می‌گفتند و گاهی هدیه‌ای هم برای زایر از زیارت کوه آمده می‌بردند. رسم رفتن به دیدار کسانی که از سفرهای زیارتی بر می‌گردند در همه مناطق ایران معمول بوده‌است و هنوز هم رواج دارد. وجود این رسم در مورد راهیان سبلان، بیانگر این است که سبلان در فرهنگ مردم محل با همه معنای کلمه، یک زیارتگاه است.

نقل ساعدی در کتاب «خیاو» هم نشان از همین معنا دارد که می‌گوید چوپانان به کسانی که راهی بالای کوه هستند سفارش می‌کنند که پاک باشند و دریاچه را آلوده نکنند.» سبلان کوهی که از بهشت آمده‌است.

مردم منطقه بر این باورند که سبلان یکی از هفت کوه بهشت است. در این باره روایتی دارند که: روزی روزگاری در جایی که امروز سبلان قرار گرفته‌است، شهری بود با مردمانی متجاوز و آلوده به گناه. خداوند برای آنها پیامبری فرستاد تا هدایتشان کند. اما آنها همچنان نافرمانی کردند. پس خداوند از فرشتگانش خواست که یکی از کوه‌های بهشت را روی شهر مردمان گناهگار قرار دهند. از میان کوه‌های بهشت، تنها سبلان داوطلب این کار شد. یکی از فرشتگان، سبلان را بر بال‌های خویش قرار داد و به زمین آورد و در هنگامی که پیامبر با پیروانش برای عبادت از شهر خارج شده بودند، کوه را روی شهر قرار داد.

میرشکرایی معتقد است: «این قصه با ساختاری کم و بیش همانند در تمام منطقه اطراف سبلان روایت می‌شود. بنابر یکی از روایت‌ها، مردمانی که در این شهر زندگی می‌کردند از قوم لوت بودند و فرشته‌ای که کوه را بر بال خود به زمین آورد «جبرئیل» بود. در این روایت رد پای تغییرات دوره اسلامی به روشنی پیداست.»

«سبلان» درآذربایجان سر به فلک کشیده و مقدس‌ترین کوه ایران است

سبلان کوه مقدس

میرشکرایی معتقد است که: تقدس یک امر فرهنگی است و تقدس یک کوه دو سبب اصلی متمایز اما در پیوند با یکدیگر دارد: نخست وجود مزارهای مقدس، زیارت گاه‌ها و پیکره‌های مقدس و دوم، وجود باورهای کهن و اعتقادات دینی درباره عوارض طبیعی در بخش‌هایی از کوه و یا درباره تمامی و کلیت آن. او می‌گوید:«آثار دست ساز انسانی پیرامون سبلان، مثل امامزاده‌ها، زیارتگاه‌ها، برج‌ها و قلعه‌ها و سه سنگ نبشته یکی مربوط به دوره اورارتویی در نزدیکی سراب، یکی به خط پهلوی در نزدیکی مشکین شهر و یک چارتاقی (آتشکده) سنگی مربوط به دوره ساسانی در شهرها و روستاهای اطراف سبلان قرار دارند. در برابر، بسیاری قصه‌ها، باورها، اعتقادات و رسوم درباره سبلان و قسمت‌های مختلف آن همچون قله‌ها، صخره‌ها و سنگ‌ها در خاطر کوهپایه نشینان و عشایر سبلان باقی مانده‌است. از این رو سبلان در گروه دوم از طبقه‌بندی کوه‌های مقدس قرار می‌گیرد.»

سوگند به سبلان

می‌گویند یکی از نشانه‌های تقدس سبلان سوگند به آن است، نام سبلان هنوز یکی از مهمترین سوگندهای ساکنان اطراف کوه و عشایر کوچنده شاهسون به شمار می‌آید. سوگند را به عنوان «سولطان ساولان» یاد می‌کنند چرا که کوه بدین نام شناخته می‌شود. اهالی باور دارند که وقتی نام سبلان برده می‌شود به ویژه وقتی به آن سوگند یاد می‌کنند، مار از شکارش دست می‌کشد.

سلطان سبلان

قله «سلطان» یا «سبلان» که همه کوه نیز به همین نام نامیده می‌شود بلندترین قله سبلان است و بیشتر باورها به این قله مربوط می‌شود. در کنار قله دریاچه‌ای به همین نام قرار دارد. به قول غلامحسین ساعدی: «چون چشمی باز، همیشه بی‌نهایت آسمان را می‌نگرد و زایران مومن وقتی به بالای سبلان می‌رسند به دریاچه سجده می‌برند.» دریاچه بیشتر ماه‌های سال پوشیده از یخ است. می‌گویند هنگام باز شدن یخ‌ها، گرداب عظیمی در آن پدید می‌آید که هر آنچه را در دریاچه وجود دارد به ژرفای تاریک و ناپیدای آن می‌کشاند. مردم روایتی دارند از درویشی که عصایش در این گرداب می‌افتد و سال‌ها بعد آن را در کربلا در دست کسی می‌بیند. او می‌گوید که عصا را از آب فرات گرفته‌است. درویش نشان مهری در زیر آن را می‌دهد و عصایش را می‌گیرد. این قصه به صورت‌های مختلف در سایر نقاط ایران درباره جریان آب‌های زیرزمینی نیز وجود دارد. اما در اینجا نکته قابل توجه، تقدس هر دو مکان دریاچه سبلان و شهر کربلاست.

باورهای مردمی

می‌گویند بر چکاد بلند سبلان، هر سپیده دم بانک خروسی با سر زدن سپیده به گوش می‌رسد و همزمان با آن سه چشمه کوچک آشکار می‌شود، یکی زعفرانی رنگ، یکی شیری رنگ و دیگری به رنگ آب. اولی از شربت شیرین‌تر، دومی از شیر گواراتر و سومی از اشک زلال‌تر. اما این چشمه‌ها جز به چشم پاکان نمی‌آیند. می‌گویند در ساحل دریاچه، حضرت سلیمان، جام یاقوت بزرگی را با زنجیر بسته‌است. این جام را اگر خوب نگاه کنی در کف دریاچه می‌بینی و اگر دلی پاک و اعتقادی کامل داشته باشی جام به سطح آب می‌آید و می‌توانی از آن آب زندگانی بنوشی و کسانی را که طمع در ربودن آن کنند با خود به قعر دریاچه می‌کشاند. بنابراین ویژگی‌ بی‌مرگی و عصاره جاودانگی نیز بر عناصر تقدس سبلان افزوده می‌شود. دومین قله سبلان «حرم» نام دارد که یک صخره پر شیب است. در ایرن «حرم» به معنای مکان زیارتی است. بنابراین، نام حرم به خودی خود نشان از تقدس و حرمت دارد. مردم بر این باورند که قله حرم ویژه زنان است و مردان اجازه نزدیک شدن به آن یا بالا رفتن از آن را ندارند. حتی زنان باردار به سبب این که شاید فرزند پسر در شکم داشته باشند نباید به آن نزدیک شوند. می‌گویند در ستیغ حرم، زیارتگاهی است و در آن چراغی هست که همیشه روشن است. اما برای این که چراغ را ببینی باید دلی پاک داشته باشی. می‌گویند در جناغ حرم سنگ‌نبشته‌ای از دوره بابک وجود دارد که روی آن نوشته‌است:«به اندازه شن‌ها و سنگ‌های سبلان در این جا از سپاهیان خلیفه کشتیم.»


قلعه اولتان

قلعه اولتان

قلعه اولتان

قلعه اولتان نام دژی کهن است در شمال استان اردبیل ایران نزدیک به شهر پارس‌آباد قلعه اولتان در کنار رود ارس واقع شده است و در همسایگی روستای کهن اولتان قرار گرفته است. این دژ در مساحت ۳۲۰ هزار متر مربع بنا شده است.

قلعه اولتان

این قلعه با ترکیب بجا مانده از آن یک دژ نظامی را تداعی می‌‌ کند. این دژ نخست بدست اشکانیان پدید آمد و تا سده ۱۲ هجری مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به حدس و گمان های کاملاً علمی هنوز قسمت اعظم ساختمان ‌های قلعه در زیر خاک مدفون است. معماری منسجم دوره اشکانی تا اسلامی در قلعه اولتان قالاسی کشف شد. باستان شناسان در کاوش قلعه اولتان قالاسی با مجموعه منسجم معماری متعلق به دوره های مختلف اشکانی تا اسلامی مواجه شدند که بیشتر آثار یافت شده به دوره قرن سوم و چهارم هجری و ادامه معماری دوره ساسانی تعلق داشت. آثار متعددی از قبیل تنور، اطاق های متعدد، بخاری و چهار طبقه طاقچه نیز در فضاهای معماری قلعه کشف شده است که با استفاده از اندود گچ تزئین شده بودند.

قلعه اولتان

تازه ترین کاوش های باستان شناسی در محوطه قلعه تاریخی اولتان قالاسی، در اردبیل، منجر به کشف آثار متعدد معماری از دوره اشکانی تا دوران اسلامی و قاجار شد. در کاوش قلعه اولتان قالاسی با مجموعه منسجم معماری متعلق به دوره های مختلف اشکانی تا اسلامی مواجه شدیم که بیشتر آثار یافت شده به دوره قرن سوم و چهارم هجری و در امتداد معماری دوره ساسانی تعلق داشت». «در داخل حصار قلعه به گورستانی برخورد کردیم که به دوره اسلامی تعلق دارد اما کاوش ها در این گورستان نشان داد که تدفین های انجام گرفته روی فضاهای معماری دوره تاریخی بوده است که احتمالا در همان زمان تدفین از این فضاهای معماری خبر نداشتند.» در حصار جنوبی قلعه کاوش های باستان شناسی منجر به کشف مجموعه منسجم و منظمی از معماری، احتمالا متعلق به خانه ای اشرافی کشف شد که در آن حمام، دستشویی نیز یافت شد. «در حین کاوش یک توالت فرنگی پیدا کردیم که درست شبیه توالت فرنگی های امروزی است و احتمالا به دوران تاریخی تعلق دارد. در این توالت با استفاده از تن پوشه های سفالی مسیر ورود و خروج آب را تعبیه کرده بودند.» آثار متعددی از قبیل تنور، اطاق های متعدد، بخاری و چهار طبقه طاقچه نیز در فضاهای معماری قلعه کشف شده است که با استفاده از اندود گچ تزئین شده بودند. «در کنار یکی از تدفین ها پایه ستونی متعلق به دوره تاریخی کشف شد که احتمالا نشان می دهد در گذشته بنای مهمی در این بخش از قلعه وجود داشته است.» هم چنین اطلاعات لایه نگاری در حصار قلعه نشان می دهد که این حصار در دوران تاریخی ساخته شده و سپس در دوره اسلامی تغییراتی در آن به وجود آمده است. این قلعه در دوره اشکانی ساخته شد اما شکوفایی آن در دوران ساسانی و اوایل اسلامی بوده است. «اولتان قالاسی با ۵۰ هکتار وسعت یک شهر قلعه است. به این ترتیب فضاهای مسکونی داخل قلعه و فضاهای صنعتی از قبیل کارگاه های فلزگری، شیشه گری و سفال در بیرون از قلعه بوده است.» به گفته وی دور تا دور شهر خندقی ۱۵ متری ساخته شده است که قلعه را از گزند دشمنان در امان می دارد. هم چنین این خندق را به وسیله دو کنال آبی که از رود ارس کشیده شده بود؛ پر نگه می داشتند. هیات باستان شناسی در این فصل کاوش موفق به کشف ۴۰۰ متر مربع فضای معماری شدند که قرار است با ایجاد سوله و مرمت آثار کشف شده، این قلعه تاریخی به سایت موزه تبدیل شود. قلعه در کنار رود ارس با حصاری به بلندی ۵/۵ متر ساخته شده است. عرض این حصار ۳/۵ متر است. بخش های مختلف قلعه هنوز سالم مانده و در صورت مرمت می تواند به یک مکان گردشگری منحصربه فرد تبدیل شود.»

بقایای به جا مانده از بنای قلعه، بیش از هر چیز یک دژ نظامی را تداعی می‌کند، دژی که ابتدا به دستور پادشاهان اشکانی ساخته شد اما هیچ گاه استفاده از آن به این دوره تاریخی محدود نشد و تا سده ۱۲ هجری همچنان مورد استفاده حکومت ها قرار داشت. آنقدر که در کاوش های باستان شناختی سفال های متنوعی از دوره اسلامی در قلعه کشف شد. البته باستان شناسان معتقدند هنوز بخش هایی از این قلعه زیر خاک قرار دارد که بیرون آمدن آنها و کشف بقایای آن می تواند زوایای دیگری را از تاریخ دوران استفاده قلعه روشن کند.

در گذشته دور تا دور قلعه خندقی ۱۵ متری ساخته شده بود که قلعه را از گزند دشمنان در امان می‌داشت. نظامیان این خندق را به وسیله دو کنال آبی که از رود آراز (ارس) کشیده شده بودند پر نگه می داشتند تا احتمال حمله به حداقل برسد.

باستانشناسان در کاوش قلعه اولتان قالاسی با مجموعه منسجم معماری متعلق به دوره های مختلف اشکانی تا اسلامی مواجه شدند که بیشتر آثار یافت شده به دوره قرن سوم و چهارم هجری و ادامه معماری دوره ساسانی تعلق داشت. تنور، اطاق های متعدد، بخاری و چهار طبقه طاقچه جزئیاتی بودند که پیشرفته بودن معماری این بنا را نشان می دادند. به خصوص که بیشتر فضاها هم با استفاده از گچ تزئین شده بودند.

اولتان قالاسی که به دلیل وسعت زیادش یک شهر _ قلعه به حساب می آید، فضاهای مسکونی و صنعتی زیادی را در داخل محوطه و خارج از آن دارد و اگر از یک راهنما درباره قسمت های مختلف قلعه بپرسید احتمالا اتاقک هایی را در بیرون از دژ به عنوان کارگاه‌های فلزگری، شیشه‌گری و سفال نشان تان خواهد داد.

در داخل حصار قلعه گورستانی دیده می شود که به دوره اسلامی تعلق دارد اما کاوش‌ها در این گورستان نشان داد که تدفین‌های انجام گرفته روی فضاهای معماری دوره تاریخی بوده است که احتمالا در همان زمان تدفین از این فضاهای معماری خبر نداشتند. درکنار یکی از تدفین‌ها پایه ستونی متعلق به دوره تاریخی کشف شد که احتمالا نشان می‌دهد در گذشته بنای مهمی در این بخش از قلعه وجود داشته است.

علاوه بر این، در حصار جنوبی قلعه هم کاوش‌های باستان‌شناسی منجر به کشف شواهدی شد که فرضیه تکمیل دژ در سال های بعد از ظهور اسلام را تایید می کند. باستان شناسان در این بررسی ها به مجموعه ای برخوردند که احتمالا متعلق به خانه‌ای اشرافی بوده است. خانه ای با حمام و دستشویی و حتی توالت فرنگی! در همان زمان باستان شناسان اعلام کردند که این توالت فرنگی شبیه توالت فرنگی‌های امروزی است و احتمالا به دوران تاریخی تعلق دارد. در این توالت با استفاده از تن‌پوشه‌های سفالی مسیر ورود و خروج آب تعبیه شده بود.


“قانلی بولاغ” یادگار معماری صفوی

کاروانسرای قانلی بولاغ در دوره آرامش سیاسی عهد صفوی و به احتمال زیاد در زمان شاه عباس، به سبک چهار ایوانی ساخته شده و به کاروانسرای شاه عباسی معروف است.

قانلی بولاغ یادگار معماری صفوی

این کاروانسرا از شمال و شرق به جمهوری آذربایجان از غرب به جاده آسفالته اردبیل، بخش رضی- گرمی و روستای آغ بولاغ، از جنوب به روستای آلیشان‌سویی و

آقابیگلو محدود می‌شود.

کاروانسرای قانلی بولاغ در ابتدا به عنوان پناهگاهی برای استراحت کاروانیان بوده و تا حدود ۸۰ سال پیش عشایر منطقه از این مکان به عنوان خانه مسکونی قشلاقی

استفاده می کرده اند. مساحت کل بنا ۲۰ هزار و ۲۴۷ متر مربع و مساحت حیاط مرکزی آن ۶۴۰ متر مربع است و درب ورودی از ایوان جنوبی باز می شود.

پیرامون حیاط ۲۴ اتاق جهت تبادل کالا و استراحت مسافرین طراحی شده و هشت شترخان و بارانداز برای نگهداری شتر ها و کالاها و چهار فضا برای خدمت رسانی و

سه حجره در بین هر دو شتر خان جهت استقرار همراهان و نگهبانان طراحی شده است.

این کاروان سرا در زمینی به مساحت ۸۰۰ متر مربع احداث شده و مصالح به کار رفته در آن از سنگ و آجر است این بنا دارای حیاط و هشت تالار مستطیل شکل بوده که

سقف بنا به صورت رومی ‌و گهواره‌ای پوشش داده شده است.

محور تبادلات تجاری با کشورهای همسایه شمالی

واقع شدن قانلی بولاغ در مسیر جاده‌ ابریشم و در نقطه‌ی صفر مرزی جمهوری آذربایجان و ایران دو ویژگی منحصر به فرد مکان این کاروانسرا است.

کاروانسرای قانلی بولاغ در زمان صفویان از اهمیت زیادی برخوردار بوده و همواره مورد استفاده‌ی تجار و بازرگانان ایرانی که با کشورهای شمالی از جمله روسیه در ارتباط

بودند قرار می‌گرفته و تا عهد قاجار رونق تجاری ویژه ای داشته است.  این اثر با شماره ۱۰۰۹۰۱۶ در فهرست ملی آثار کشور به ثبت رسیده است.


کاروانسرای سنگی صائین

کاروانسرای سنگی صائین

اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. بسیاری از این کاروانسراها بعدها به دلايلی همچون تغيير مسیر راههای مواصلاتی و گذر زمان از بین رفته اند و تنها آثار تعداد محدودی از آنها باقی است.

کاروانسرای سنگی صائین
اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. بسیاری از این کاروانسراها بعدها به دلايلی همچون تغيير مسیر راههای مواصلاتی و گذر زمان از بین رفته اند و تنها آثار تعداد محدودی از آنها باقی است.
این اثر جزو یكی از ۹۹۹ كاروانسرای ساخته شده در این دوره بوده و در سال های اخیر برخی از قسمت های این كاروانسرا مرمت شده است. عمده مصالح استفاده شده در ساخت آن سنگ بوده که علاوه بر سهولت دسترسی و فراوانی آن در محل عنصر مقاوم و پایداری هم به شمار می رود

کاروانسرای سنگی صائین

اردبیل در شمال غربی ایران با قدمتی بیش از ۳ هزار سال از شهرهای باستانی ایران به شمار می رود و آثار تاریخی زیادی را در خود جای داده است. یکی از مهمترین آثار تاریخی این منطقه، کاروانسراها هستند که به دلیل موقعیت مکانی خاص این استان شکل گرفته اند. با توجه به اینکه اردبیل در حاشیه راه ابریشم قرار گرفته در گذشته کاروان های تجاری و نظامی زیادی از آن عبور می کردند و به همین دلیل کاروانسراهای زیادی در این منطقه ساخته شده که اگرچه تعداد زیادی از آن ها امروز از بین رفته اند اما هنوز هم می توان معماری تماشایی تعدادی از آن ها را در اردبیل به تماشا نشست. یکی از جذاب ترین کاورانسراهای اردبیل، کاروانسرای سنگی صائین در نیر اردبیل است که قدمت آن به زمان صفوی برمی گردد

کاروانیان کسانی بودند که به صورت دسته جمعی و قافله ای در بیابان ها حرکت می کردند تا از خطر راهزن ها در امان باشند. در گذشته کاروانسراها در مسیر راه ها ساخته می شدند تا مسافران کاروان های مختلف در طول سفر خود مدتی را در آن جا استراحت کنند. ساخت کاروانسرا از دوران باستان در ایران رایج بوده و اساس معماری آن ها در طول قرن ها تغییر چندانی نکرده سات به طوری که همه آنها فقط یک ورودی دارند و در آن ها اتاق هایی در گرداگرد حیاط ساخته شده است.سلسله صفوی نقطه عطفی در تاریخ ایران بعد از اسلام به شمار می رود؛ پادشاهان صفوی و به ویژه شاه عباس اول می دانستند که برای رونق تجاری باید بر تجارت و بازرگانی تمرکز کنند و برای رسیدن به این هدف باید راه ها تعمیر و  کاروانسراها ساخته شود. شاه عباس اول توجه زیادی به راه ها و ساخت کاروانسراها داشت به طوری که امروز کاروانسراهای زیادی از دوران صفوی به جای مانده است. یکی از این کاروانسراهای زمان صفوی کاروانسرای سنگی صائین در استان اردبیل است، کاروانسرایی که به فرمان شاه عباس اول در جاده اردبیل – سراب در ۱۰ کیلومتری شهر نیر بنا شده و امروز از جاذبه های تاریخی تماشایی این منطقه به شمار می رود. کاروانسراهای استان اردبیل به خوبی نمایانگر گذشته پر رونق این منطقه است و نشان می دهد که اینجا از نقاط فعال اقتصادی بوده است.

زمان صفوی دوره طلایی ساخت کاروانسراها بود به طوری که در این دوره ۹۹۹ کاروانسرا ساخته شده که کاروانسرای سنگی صائین یکی از آن هاست و به خاطر مرمت هایی که در سالیان اخیر بر روی آن انجام شده ظاهری جذاب و دیدنی دارد. شاید با دیدن این بنا اول از همه تحت تاثیر معماری متفاوت آن قرار بگیرید و این سوال برایتان ایجاد شود که اولا چرا این بنا سنگی ست و ثانیه چرا تا این حد سرپوشیده است؟ همه این ها به شرایط اقلیمی این ناحیه برمی گردد. برای ساخت این بنا از سنگ استفاده شده و ماده متصل کننده سنگ ها به هم ساروج بوده است. دلیل سنگی بودن این بنا این است که سنگ های زیادی در این منطقه وجود دارد و از طرفی سنگ ها استحکام زیادی به بنا می دهند. به عبارتی، سنگ از مصالح کوهستانی و بومی اطراف است و با توجه به اقلیم سرد منطقه می تواند منجر به پایداری بیشتر بنا شود.

با توجه به اینکه این ناحیه منطقه ای سردسیر به حساب می آید برای ساخت بنا به شرایط آب و هوایی توجه خاصی شده تا بنایی ایجاد شود کاملا مطابق با شرایط محیطی اطراف. این کاروانسرا در یکی از پر برف ترین گردنه های ایران یعنی گردنه صائین ساخته شده برای همین معماری آن به گونه ای است که به راحتی بتوان از ورود برف و بوران به داخل بنا جلوگیری کرد. اینکه این کاروانسرا در گردنه ای مرتفع و برف گیر ساخته شده نشان می دهد که این مسیر در آن دوران اهمیت زیادی داشته است.

کاروانسرا کاملا بسته و سرپوشیده ساخته شده تا در برابر وزش بادهای سهمگین، تگرگ های بهاری و پاییزی و همینطور برف و سرما مقاوم باشد و این طور که معلوم است در داخل بنا هم از بخاری های زیادی استفاده می شده تا کاروانیان و مسافران گرم شوند. چارپایان کاروانیان هم در جایی در مرکز کاروانسرا برده می شدند، قسمتی که در مقایسه با فضاهای مجاور، ورودی های نسبتا بزرگ تری دارد.

در داخل بنا پله هایی هست که منتهی به بام کاروانسرا می شوند، بامی مربعی شکل که در بخش مرکزی آن گنبدی سنگی قرار گرفته است. در واقع، در مرکز بنا فضایی مربعی شکل به چشم می خورد که بر روی آن گنبد سنگی کوچکی قرار گرفته که زیبایی و جذابیت خاصی را به بنا داده است.  بر روی سقف روزنه های کوچکی دیده می شود که به احتمال زیاد  برای عبور نور و تهویه تعبیه شده  اند و با دیدن حداقل اندازه ای که برای این روزنه ها در نظر گرفته شده به خوبی می توان به شدت هوای سرد این منطقه پی برد. از بالای کاروانسرا چشم اندازهای جذابی از طبیعت اطراف وجود دارد که نظرتان را به خود جلب می کند.

کاروانسرای سنگی صائین که به کاروانسرای شاه عباسی هم شناخته می شود در لیست آثار ملی ایران قرار دارد و یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران است. نزدیک ترین شهر به کاروانسرای سنگی صائین شهر نیر است که پیشنهاد می کنیم سری به آن بزنید، به رستوران هایش بروید و غذاهای محلی مثل آش دوغ را امتحان کنید و از محلی ها محصولات لبنی مثل عسل و لبنیات بخرید. اگر خیال دارید تا چند روزی را بیشتر در این منطقه بمانید و به دنبال محلی مناسب برای اقامت می گردید باید به شهرستان سراب بروید در اینجا هتل ها و مکان ها اقامتی خوبی برای اقامت پیدا می کنید. در سفر به استان اردبیل حتما از کاروانسرای سنگی صائین دیدن کنید، کاروانسرایی که روزگاری مامنی گرم و امن برای مسافران خسته بود و خیلی از تجار و کاروانیان برای رسیدن به آن و فرار از سرما لحظه شماری می کردند.

 


کاروانسرای خروسلو

کاروانسرای خروسلو

 

اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. بسیاری از این کاروانسراها بعدها به دلايلی همچون

تغيير مسیر راههای مواصلاتی و گذر زمان از بین رفته اند و تنها آثار تعداد محدودی از آنها باقی است.

اما همین تعداد باقیمانده گواه از تاریخ تجارت پر رونق این منطقه در طول اعصار داشته بطوریکه به عقیده کارشناسان وجود کارونسرا در شهرستانهای مختلف این استان

بیانگر رونق اقتصادی تمامی شهرهای این منطقه در گذشته است.

کاروانسرای خروسلو،

از جمله آثار شاخص تاریخی بیله سوار كاروانسرای مخروبه در منطقه شورگل خروسلو یادگار دوران صفویه است.

به گفته کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل کاروانسرا را در اصطلاح سرا، تيمچه، پاساژ، رباط، ساباط و خان نيز مى‌گفتند که البته از جهت ويژگى‌هاى معمارى برخى با

کاروانسرا تفاوت دارند.

 کاروانسراها با يک ديوار بلند محسور مى‌شدند که در هنگام جنگ يا حمله مهاجمان از آن بهره گرفته شود.

 در مدخل کاروانسرا، دروازه مستحکمى قرار داشت و در دو سوى آن اتاقهاى مربوط به خدمه و متصديان کاروانسرا تعبيه شده بود و پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که

در اطراف آن محل نگهدارى کالاها قرار داشت.

 پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که در اطراف آن محل نگهدارى کالاها،اصطبل، انبار علوفه، دکان نعلبندی، و آهنگرى و قهوه‌خانه نيز در اين قسمت وجود داشت.

محل پذيرائى از مسافران در طبقه فوقانى کاروانسراها بوده  اما عموما در وسط محوطه کاروانسرا مسجد کوچکى تعبیه می شد.

رونق کاروانسراهای درون شهری در عهد صفوی

میرمحمدی با بیان اینکه مطابق با منابع تاريخى هخامنشيان را پايه‌گذار کاروانسراها دانسته‌اند، ادامه داد: در روزگار اشکانیان نیز ايستگاه‌هاى ميان راه و حمايت از

کاروانيان اهميت زيادى يافت و در اغلب جاده‌ها به‌ خصوص جاده معروف ابريشم بناهایى شبيه کاروانسرا ايجاد گرديد.

وی متذکر شد: در دوره ساسانيان به‌دليل اقتصاد وسيع و گسترده، راه‌ها و امنيت کاروانيان اهميت زيادى يافت و کاروانسراهایی به‌صورت چهارايوانى با مصالح ساختمانى

سنگ، آهک و گچ احداث شد.

میرمحمدی تصریح کرد: در دوره اسلامى نیز به دلايل متعدد نظامی، اقتصادى و مذهبى رونق ساخت بناهایى چون مساجد و مدارس و کاروانسراها مشاهده می شود.

وی معتقد است روزگار صفويان دوران طلایی احداث کاروانسراهاى درون‌شهرى است و کاروانسرها هر يک محل دادوستد کالاى ويژه‌اى قرار گرفته است.

کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل افزود: از جمله دلایل نامگذاری اکر کاروانسراهای ساخته شده در زمان شاه عباس به نام این پادشاه نیز حکایت از رونق ساخت و ساز

کاروانسراها در زمان شاهان صفوی دارد.

علاوه بر موارد ذکر شده كاروانسرای شاه عباسی خلخال واقع در دوراهی روستای ميل آغاردان و ييلاق خلخال مربوط به دوره صفويه و كاروانسرای چنارلق خلخال دو

کاروانسرای شهرستان خلخال است.


غذاهای سنتی استان اردبیل

  • جدید
  • دسته بندی : اردبیل نویسنده : m.eghbali تاریخ : شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۷

غذاهای سنتی استان اردبیل

غذاهای سنتی استان اردبیل

مردم غیور و هنرمند استان اردبیل از رژیم غذایی متنوع و مطبوعی برخوردارند که خوراکی‌های سنتی و محلی بسیاری را در خود جای داده است. با ما همراه باشید تا به

معرفی برخی از این غذاهای سنتی بپردازیم.



تبلیغات متنی