مجله تفریحی استان اردبیل

اردبیل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸

آبشار آقبلاغ

آبشار آقبلاغ

آبشار آقبلاغ در استان اردبیل واقع شده و یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری خلخال بحساب می آید.

آبشار آقبلاغ

آقبلاغ (به معنی سفید کوه) با ۳۳۲۲ متر ارتفاع از سطح دریا، بلندترین نقطه شهرستان خلخال و مهمترین توده کوهستانى ناحیه بشمار میرود.

وجود چشمه سارهاى فراوان در دامنه‌ هاى این رشته کوه ،که تامین کننده آب جریان هایى چون میانرودان، گلبند رود، و رودخانه زال می باشند، این منطقه را برای تور ایرانگردی و گردشگری مناسب می کند.

مهمترین چشمه این ناحیه که آبدهى قابل توجهى دارند، چشمه آقبلاغ است.

این چشمه در ارتفاع حدود ۲۷۵۰ مترى از سطح دریا قرار دارد . آقبلاغ بلافاصله پس از خروج، آبشار بسیار زیبا و با دورنماى جالب و دیدنى و سفید رنگ تشکیل میدهد.

وجود گونه‌ هاى متنوع گیاهى و درختى در اطراف این آبشار، فضای طبیعی سر سبز و چشم نوازی را خلق کرده است. آب این چشمه که منشا تشکیل یکى از سر شاخه ‌هاى اصلى رودخانه زال می باشد، از طریق این رود به قزل اوزن تخلیه می شود.

این چشمه و آبشار در محدوده منطقه حفاظت شده آق داغ که مهترین زیستگاه حیات وحش در استان می باشد، قرار دارد. نزدیکترین راه ارتباطی به آقبلاغ از طریق یک راه پیاده رو از روستای لرد بخش شاهرود خلخال میسر است


ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

روستای ویلا دره در استان اردبیل که یکی از استان‌های شمال غربی ایران محسوب می‌شود قرار دارد.

ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

این استان از شمال به جمهوری آذربایجان، از سمت غرب به استان آذربایجان شرقی، از سمت شرق به استان گیلان کوه‌های تالش و از سمت جنوب به استان زنجان محدود شده‌است.

استان اردبیل، طبق آخرین تقسیمات کشوری، از ۱۰ شهرستان، ۲۹ بخش، ۲۶ شهر و ۶۶ دهستان، تشکیل یافته‌است. استان اردبیل قبلاً یکی از شهرستانهای بزرگ استان آذربایجان شرقی بود که بعداً به علت درخواست مردم اردبیل تبدیل به استان شد

معرفی روستای ویلا دره

روستای ییلاقی بیله درق یا ویلا دره ، دومین جاذبه گردشگری سرعینه، که با حدود ۲۰۰ متر پهنا در عمق ۱۰۰ متر یک دره، در ۳ کیلومتری شمال سرعین قرار گرفته. روستایی که با جاذبه های طبیعی و آب و هوای لطیف و خنکش معروف شده و اهالی منطقه اون رو با چشمه های آب معدنی طبیعیش می شناسن.

طبیعت بیله درق، اونقدر تنوع داره که شما می تونین درخت، گل، چشمه های طبیعی، آبشار و کندوهای عسل رو در یک زمان کنار همدیگه تماشا کنین. روستای ویلا دره علاوه بر تمام جاذبه های توریستی سرعین طبیعیش، غارهای بزرگ و کوچیکی هم در دل کوه ها و صخره ها داره، که هر کدوم از آنها جاذبه های خاصی برای یک سفر توریستی خواهند داشت.

اما از میان تمام این غارها، غاری با دهانه بزرگ و عریض که از بالای تپه بیله درق نمایان می شه، این روزها تبدیل به سرپناهی برای استراحت گردشگران شده. این در حالی ست که چندین غار کوچیک هم در امتداد رودخانه بیله درق در دل صخره ها دیده می شن و البته غاری بزرگ هم در ادامه مسیر دره وجود داره که چشمه ای هم از داخل آن جاریه.


اسرار آمیزترین گورستان تاریخی ایران

قبرستان اردبیل با بیش از یک قرن قدمت رموز بسیاری در دل پنهان دارد، رموزی که به جای کشف و مطالعه در قعر قبور تاریخی پنهان است.

 

اسرار آمیزترین گورستان تاریخی ایران

اما شاید کمتر کسی بداند که یکی از جالب ترین نقاط تاریخی کشور در منطقه برای این استان قرار گرفته و در واقع وسیع ترین منطقه تاریخی استان اردبیل و با اهمیت ترین سایت تاریخی مربوط به پیش از تاریخ در شمال غرب ایران به شمار می رود.

منطقه باستانی معروف به شهر یری در شمال غربی روستای پیرازمیان در ۳۱ کیلومتری شرق مشگین شهر قرار دارد. جایی در کنار رود قره سو که وسعت آن به ۴۰۰ هکتار می رسد و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشا تپه  تشکیل می شود. قدمت قلعه و معبد به ۱۴۵۰ پیش از میلاد و قوشا تپه به ۷ هزاره پیش از میلاد می رسد.

محوطه شهر یری اولین بار در سال ۱۹۷۸ ق .م توسط هیئت چارلز برنی شناسایی و بررسی شد. او معتقد بود که عمر بعضی آثار تا هزاره سوم قبل از میلاد، عصر آهن، سفال خاکستری و نخودی و نارنجی هم می رسد.

چارلز برنی تاریخ اکثریت گورهای این محل را هزاره دوم و اول قبل از میلاد می دانست و حتی پیش بینی می کرد که این تاریخ به هزار سال قبل تر، یعنی هزاره سوم قبل از میلاد هم برسد. با این حال آثاری از سکونت عصر برنز شناسایی نکرده بر این نظریه اصراری نورزید تا این که در کاوش هایی که توسط هیئت دکتر نوبری در آذر ۱۳۸۲ انجام شد، اشیای با ارزشی از داخل گورها به دست آمد که در حال حاضر در موزه باستان‌شناسی خلخال نگهداری می‌شوند.

عده ای از باستانشناسان قدمت این محوطه را تا ۹ هزار سال هم تخمین می زنند  و معتقدند که سنگ تراشه های از اشکال انسان مربوط به ۷ هزار سال قبل از میلاد مسیح در این منطقه موجود است.

محوطه باستانی شهر پیرازمیان در کنار رودخانه قره سو قرار دارد. جایی که بر روی سنگ های اطراف آن نقش و نگارهای متعددی با طرح و ابعاد مختلف با ضربه زدن های منظم و دقیق با سنگ های سخت، استخوان حیوانات و فلزات سخت حک شده است. نقش هایی از بزکوهی، انسان درحالت های مختلف و چندین نقش نامشخص دیگر قابل مشاهده اند، تعداد آنها محدود است .

اما در نزدیکی های همین محوطه، سنگ قبرهایی با نقش هایی یک نواخت از چهره انسان هایی که دهان ندارند دیده می شوند که ابعاد آنها از ۲مترتا ۴۰ سانتیمتر متغیر است و تعداد تقریبی آنها به بیش از صد مورد می رسد.  این محوطه در منتهی الیه دشت مشگین شهر و به فاصله ۶۵ کیلو متری شمالغربی مرکز استان و در ۳۵ کیلو متری شرق شهرستان مشکین شهر و در ۲ کیلو متری شمال روستای پیر ازمیان و از توابع بخش مشکین شرقی واقع شده و در آن می توانید یک قلعه وسیع با دیوار دفاعی سنگی از نوع خشکه چین را در کنار محلی برای برگزاری آیین های مذهبی و گورهای باستانی متعدد ببینید. تا به حال حدود ۴۵۰ گور در این محل شناسایی شده است که ابعاد کوچکترین آنها ۳٫۲ متر و بزرگترین آنها ۸٫۲ متر است. علاوه بر این، یک غار باستانی و تپه های متعلق به دوره های مختلف از دیگر دیدنی های این منطقه است که باستان شناسان زمان زیادی را برای تحقیق در آنها صرف کرده اند.

با تمام این ها، این روزها اگر گذارتان به منطقه تاریخی شهر پیرازمیان بیفتد می بینید که وزش باد شدید و طوفان بخشی از محوطه باستانی شهر پیرازمیان را در مشگین شهر تخریب کرده است. طوفان بخش حفاظت شده معبد را بطور کامل تخریب و سایبان محوطه را از جا کنده و به اطراف پرتاب کرده است.

این در حالی است که مدیر کل میراث فرهنگی اردبیل در سال ۸۴ضمن بازدید از منطقه اعلام کرد که در سال ۸۵حریم شهر یری تعیین خواهد شد و این منطقه باستانی به ثبت ملی و جهانی خواهد رسید. ولی در مرداد سال ۸۵تحقیقات باستان شناسی منطقه تعطیل شد. او در مرداد سال ۸۶اعلام کرد که کار طراحی سازه محافظ انجام خواهد شد اما تا به حال هیچ اقدامی در جهت حفاظت از سنگ افراشت ها انجام نشده است.

به جز طوفان روزهای گذشته، سرمای شدید زمستان عامل تهدید دیگری برای سنگ های منقش این منطقه است که می تواند آثار تاریخی این تپه را از بین ببرد.


معرفی صنایع دستی اردبیل (بخش دوم)

معرفی صنایع دستی اردبیل (بخش دوم)

استان اردبیل با داشتن جمعیت عشایری و روستایی و نیز هنرمندان باذوق در رشته های بسیاری از صنایع دستی دارای تولید بوده و دست بافته ها و دست سازهای هنرمندان محلی آن دارای شهرت ملی و حتی جهانی است.
قالی بافی ، گلیم بافی و جاجیم بافی جز کهن ترین صنایع دستی اردبیل است ، فرش اردبیل با نقشه های متنوع از جمله شکسته و اسلیمی در زیر مجموعه فرش های نفیس آذربایجان به شمار می آید و مشتریان بسیاری در داخل و کشورهای اروپایی و شرق دور دارد. گلیم و جاجیم تولیدی در نمین و بخش عنبران نیز از شهرت جهانی برخوردارند.

معرفی صنایع دستی اردبیل

مسند
یکی از دستبافته های زیبای استان مسند نام دارد. مسند گلیمی است مختص منطقه نمین اردبیل به ابعاد تقریبی ۱۱۰*۱۷۰ سانتیمتر و مانند گلیم بر روی دار بافته می شود. نقوش مسند معمولا نقش محراب بوده و به عنوان جانماز بکار می رود. بافت خطوط عمودی پله ای بوده و تقارن در بافت رعایت می گردد. از مشخصات مسند کنتراست شدید رنگها بین زمینه و طرح می باشد.
مفرش
یکی از صنایع دستی زیبای استان اردبیل مفرش نام دارد. مفرش دستبافته ای است مستطیل شکل و درب دار, به شکل صندوق که برای حمل و نقل لحاف و تشک یا اسباب و لوازم خانگی, در هنگام کوچ عشایر ائل سون مورد استفاده قرار می گیرد.  نقش و نگارهای مفرش, جذاب و شاد است و تولید آن بیشتر در بین عشایر ائل سون  مرسوم است.
نمکدان بافی
یکی از صنایع دستی استان اردبیل نمکدان بافی نام دارد. نمکدان بافته ای است که ایلات و عشایر برای نگهداری و حمل و نقل نمک درشت یا سائیده از آن استفاده می نمایند. نمکدان بطور عمده در ایلهای مختلف, با استفاده از چند نوع تکنیک بافته می شود.  بعد از اتمام بافت, پارچه متقالی را به عنوان آستر داخل نمکدان در نظر می گیرند تا نمک با پشم تماس نداشته باشد. فرم کلی نمکدان به شکل بطری می باشد.
رودوزی (سوزندوزی)
رودوزی هنر آراستن سطح پارچه با استفاده از نخهای الوان یا اشیاء الوان با کمک سوزن یا قلاب می باشد. بشر بعد از بوجود آمدن پارچه که حفاظی در برابر سرما و یا گرما و سایر نیازهای ابتدایی بود, مانند هر وسیله دیگری آن را از حالت ساده در آورده و به تزئین و تجمل آن پرداخته است که به اقتضای فرهنگ و آداب و سنن هر قومی, دارای دگرگونیهای خاص خود می باشد.

نگارگری (مینیاتور)

در قدیم ابزار کار توسط خود هنرمند تهیه می شد، از جمله قلم مو و رنگ. قلم موها را از موی سمور یا گربه که در غلافی از دم شاه بال کبوتر قرار می گرفت و با سیریش و نخ محکم می شد، می ساختند. رنگها از انواع گیاهان و مواد معدنی مانند زعفران, نیل و … تهیه می شد.
امروزه ابزار کار مدرن تر شده و کار نگارگری تا حدی دچار تحول گردیده است.  مروزه استاد فرشچیان و استاد میرباقری شیو های جدیدی ابداع کرده اند که در نوع خود بسیار زیبا و مایه افتخار این هنر و افتخار نقاشی ایران در نزد دیگر کشورها هست

گلیم بافی

گلیم های ساده تولید شده در مغان به اصطلاح دراز و باریک با طولی در حدود ۳ تا ۵ متر و عرضی حدود یک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشایری استان بیشتر به استفاده از چله پشمی در تولید کار تمایل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله یا تار استفاده می کنند. گلیم های تولیدی خلخال در اندازه ۵/۱ × ۳ متر مربع است و طرح گلیم نیز معمولاً با یک یا چند ترنج و یک حاشیه همراه است و متن زمینه از یک رنگ است و خرده نقشی ندارد.

 

ورنی

ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود، یکی از شاخص ترین “سوماک” های ایران است.  “ال سون” ها و نیز عشایر “ارسباران” عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند. متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین، مفرش(رختخواب پیچ یا فرمش) و زیراندازهایی است که غالباً در اندازه های ۳/۱×۱ متر و ۵/۱×۱ متر روی دارهای عمودی بافته می شود. بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلی و … به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.

 

جاجیم بافی

بافت جاجیم در اکثر روستاها و مناطق عشایری اردبیل دارای سابقه دیرینه است و به علت وجود مواد اولیه در بین دامداران و عشایر تقریباً اغلب خانواده ها به این فن آشنائی دارند. در استان اردبیل, منطقه خلخال, از نظر نوع بافت و میزان تولید آن, از مراکز مهم جاجیم بافی اردبیل به شمار می رود.

سفالگری
سفال عمدتا از خاکهای ثانویه ساخته می شود.  مهمترین خاک ثانویه انواع خاک رس است که با نام علمی Earthen Ware شناخته می شوند و رنگ طبیعی آنها از نخودی تا قرمز تغییر می کند. اصطلاح انگلیسی سرامیک دقیقا دارای مفاهیم سفال در زبان فارسی است که از واژه یونانی Kermose به معنای خاک رس گرفته شده است. پیشینه سفالگری در استان اردبیل به دوره اشکانیان و قبل از آنها می رسد.

زیورآلات محلی
مواد اولیه تولید فلزاتی نظیر برنج, مس, نقره و … و سنگهایی مانند فیروزه, عقیق, یشم و … می باشد. شیوه تولید بدین صورت است که ابتدا فلز را در کوره ذوب کرده و سپس آن را به کمک قالب به شکل موردنظر که اغلب دایره, چهارگوش, سه گوش, بته جقه, ماهی و … می باشد, در می آورند. سپس با نشاندن سنگهای ذکر شده زیورآلات زیبایی از قبیل : النگو, انگشتر, زیورگیسوان, گردنبند, گوشواره و … تهیه می نمایند

ملیله سازی
ملیله سازی هنر صنعتی است که در آن فلز طلا و یا نقره را به مفتول های نازک (با سطح مقطع دایره یا چهارگوش و مضرس کردن لبه ها) تبدیل نموده و سپس مفتول های آماده شده را در قالبی که از قبل تهیه شده بوسیله انبری ظریف فرم داده و نقش اندازی می نمایند، سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسیله ماده ای بنام جوش نقره انجام می پذیرد. معمولا با ملیله طلا، زیورآلاتی چون سینه ریز،  گردنبند، انگشتر و گوشواره تهیه می نمایند .

سازهای سنتی
سازهای ساخته شده توسط هنرمندان عبارتست از : سه تار, ساز آذری, کمانچه, تنبک, سنتور و … که از چوبهای گردو, فوفل, توت, شمشاد و … ساخته می شوند و در تکمیل آن از سیم های فلزی و گاه استخوان شتر و یا پوست حیوانات استفاده می نمایند. برای تزئین سازها از هنرهایی چون خاتم, خطاطی, نقاشی و … بهره می گیرند.

تذهیب
تزئین نوشته ها و تصاویر با رنگ طلا و دیگر رنگهای طبیعی گیاهی یا معدنی مانند لاجورد, اخرا, نیلی و … به همراه نقوش گل و گیاه و یا هندسی در هم تابیده. هنر تذهیب با استفاده از قلم مو و رنگهای گیاهی و معدنی و ورقه های طلا انجام می گرفته ولی امروزه تا حدودی از رنگهای آماده استفاده می نمایند.

 

 

 

 

 


معرفی صنایع دستی استان اردبیل (بخش اول )

معرفی صنایع دستی استان اردبیل

 

صنایع دستی در استان اردبیل از ظرفیت های بی بدیلی در تولید ثروت و خلق شغل برخوردار است اما این ظرفیت هنوز به صورت کامل و به دلیل فقدان شناسایی بازارهای مطلوب فروش ، سامان نیافتن تشکل ها و سازمان های صنفی و نبود توجه ویژه مورد استفاده مناسب قرار نگرفته است.

معرفی صنایع دستی استان اردبیل

کاشی معرق


یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان کاشی معرق نام دارد و آن عبارتست از قطعه های بزرگ و کوچک بریده شده کاشی که بر اساس طرح با نقوش مختلف و رنگهای متفاوت تراشیده شده و کنار یکدیگر قرار می گیرند و به شکل قطعه ای بزرگتر در می آیند.از مراکز تولید کاشی معرق می توان به شهرهای اصفهان, مشهد و تهران اشاره نمود. در اردبیل نیز کارگاههای متعددی در این زمینه فعالیت دارند.انواع رنگهای کاشی مورد استفاده در کاشی معرق عبارتند از : سفید, آبی تیره, فیروزه ای, سبز, پرتقالی و … .

نقاشی روی چرم

یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان اردبیل نقاشی روی چرم نام دارد و آن عبارتست از نقاشی و طراحی سنتی بر روی چرم که موارد مصرف فراوانی دارد و از زیبایی خاصی برخوردار می باشد. برای نقاشی روی چرم معمولا از چرم گوسفندی دباغی شده به رنگ کرم استفاده می نمایند.رنگهای مورد استفاده در نقاشی روی چرم از نوع رنگهای پیگمنت بوده و حلال آن الکل می باشد. پس از پایان نقاشی از محلول رزین برای ثبات و جلای رنگ استفاده می نمایند. در نهایت از ورنی برای شفافیت, براق شدن و عایق بودن کار بهره می برند.نقاشی روی چرم در خلخال و اردبیل رواج دارد.

چاقوسازی


مواد اولیه هنر چاقوسازی آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و یا عاج تهیه می نمایند. در گذشته روی دسته شمشیرها و غیره را مرصع کاری نیز می نموده اند و این کار امروزه بصورت ساده تری انجام می گیرد. ابزار کار چاقوسازان چکش، پتک، قیچی، کوره و … می باشد. روش کار بدین صورت است که استادکار در کنار کوره آتش، آهن را گداخته و با ضربات پتک آن را به شکل انواع چاقو، کارد, گزلیک, قندشکن و … درآورده سپس با نهایت هنرنمایی و با استفاده از ابزار ساده، از جنس شاخ حیوانات یا عاج دسته آن را کار می گذارند. پس از اتمام کار چاقو را تیز کرده و آب کروم می دهند.

 

خورجین بافی


خورجین بافی بافته ای است که در اکثر مناطق روستایی و جوامع عشایری با نقوش هندسی تولید می شود. مواد اولیه آن از پشم های رنگی, نخ پنبه ای و گاه موی بز می باشد که موارد مصرفی نظیر حمل ونقل پشت دوچرخه و موتور و یا چهارپایان را دارد. عرض این دستبافته بین ۳۰ تا ۹۰ بوده و بصورت قواره ای بافته می شود. خورجین هایی که در استان اردبیل بافته می شوند از کیفیت و زیبایی بیشتری برخوردار هستند و عمدتا در مناطق روستایی و عشایری استان اردبیل تولید و عرضه می گردد.

 

جل اسب

یکی از دستبافته های زیبا و عشایری استان اردبیل جل اسب نام دارد. جل دستبافته ای است که به منظور تزئینات اسب و شتر تهیه می شود. بدنه اصلی جل یک مستطیل است که دو دستک به آن وصل شده که این دستک ها پشت اسب را می پوشانند. عشایر آذربایجان، دشت مغان، کردهای خراسان، ترکمنها، عشایر فارس، ورامین و ایل افشار هر کدام به گونه ای جل را بافته و تزئین می کنند. بطور مثال در ترکمن صحرا، جل از جنس پارچه و تکه دوزی ماهوتی و پنبه ای با سوزن دوزی های زیبایی تهیه می گردد. در ایلات کرمان بصورت گلیم، نقوش سوزنی، شیریکی پیچ با تار و پود پشم و در میان عشایر آذربایجان از تکنیک بافت جاجیم برای تولید جل استفاده می شود.

 

قالی بافی


بسیاری بجای کلمه قالی کلمه فرش را بکار می برند. در اینجا لازم است توضیحی مختصر راجع به تفاوت این دو کلمه بیان شود. قالی به بافته ای گفته می شود که بر روی دار (عمودی یا افقی) بافته شده, تکه های کوتاه الیاف به وسیله تکنیکی خاص به دور تارهای موازی گره زده شوند تا بافته دارای پرزهای بلند گردد (پرزهای بلند باعث نرمی و لطافت سطح قالی می شوند). مواد اولیه آن برای تار : پشم, کرک یا ابریشم پرتاب بوده و برای پود : نخ پنبه ای, پشم یا ابریشم کم تاب می باشد و داری نقوش اسلیمی, ختایی و یا هندسی است.

چلنگری(آهنگری سنتی)


یکی از صنایع دستی استان چلنگری نام دارد. در قدیم هنرمندان این رشته در شهرها و روستاها به ساخت محصولاتی نظیر داس, چکش, میخ طویله, دهان بند اسب و گاو و … مشغول بوده اند. در دوران معاصر از آنجا که دامداری و کشاورزی, صنعتی یا نیمه صنعتی گردیده, این هنرمندان به ساخت محصولاتی تزئینی-کاربردی مانند پایه گلدان, پارتیشن, حفاظ پنجره و … مشغول می باشند. اساس کار آنان همانند چاقوسازی و زمودگری همان تکنیک حرارت دادن فلزات بوسیله کوره آهنگری (Forge) و دمیدن و کوفتن و اتصال پایدار, جهت حصول شکل نهایی می باشد. چلنگری نام قدیمی آهنگری هنری می باشد که امروزه به نام فرفورژه معروف شده است.چلنگری در شهرستانهای اردبیل و مشکین شهر رایج می باشد.

قلمزنی

سابقه این هنر قدیمی به زمان “سکاها” یا “سیت ها” بازمی گردد. این قوم حدود پنج الی هفت هزار سال پیش در قفقاز زندگی کرده و دارای نژاد آریایی بوده اند. برای خلق یک اثر, ابتدا (داخل یا زیر) زیرساخت (ظرف یا سینی) را که معمولا از جنس مس یا نقره و گاه طلا می باشد از محلول قیر و گچ پر می نمایند (برای جلوگیری از سر و صدای قلم و سوراخ شدن در اثر ضربه), سپس طرح (طراحی سنتی) موردنظر را بر روی ظرف پیاده نموده و قلم موردنظر را که دارای نوکهای مختلفی می باشند انتخاب نموده و بر اساس طرح, با چکش به آرامی و با آهنگی موزون به انتهای قلم می کوبند. در میان قلمها قلم سایه و نیم بر از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. بعد از اتمام کار قیر را جدا کرده, گرده ذغال روی شیارها ریخته و با روغن جلای سیاه روی ظرف را می پوشانند, سپس روغن اضافه را گرفته و ظرف را تمیز می نمایند. نقوش قلم زده شده بصورت خطوطی مشخص و تیره نمایان می گردد.

مسگری


یکی از صنایع دستی پرپیشینه استان اردبیل مسگری نام دارد. مسگری از جمله هنرهای صناعی (هنرهای صناعی به آن گروه از صنایع دستی گفته می شود که بعد صنعتی آن بیش از بعد هنری آن باشد) است که عبارتست از هرگونه ظروف و ابزار و ادوات کاربردی و تزئینی. این تولیدات معمولا از طریق چکش کاری بدست می آیند.

 

ملیله سازی


یکی از صنایع دستی و زیبای استان ملیله سازی نام دارد. ملیله سازی هنر-صنعتی است که درآن فلز طلا و یا نقره را به مفتول های نازک (با سطح مقطع دایره یا چهارگوش و مضرس کردن لبه ها) تبدیل نموده و سپس مفتول های آماده شده را در قالبی که از قبل تهیه شده بوسیله انبری ظریف فرم داده و نقش اندازی می نمایند, سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسیله ماده ای بنام جوش نقره انجام می پذیرد.معمولا با ملیله طلا, زیورآلاتی چون سینه ریز, گردنبند, انگشتر و گوشواره تهیه می نمایند و با ملیله نقره ظروفی مانند سینی, گیره استکان و لیوان و زیورآلات تهیه می شود.

ورشوسازی

یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان ورشوسازی نام دارد و آن عبارتست از ساخت و تهیه انواع ظروف مصرفی از قبیل سماور, سینی, انگاره و … از جنس ورشو. ورشو آلیاژی است از جنس ۲۰% نیکل, ۳۵% روی و ۴۵% مس که به رنگ نقره ای است. این آلیاژ به خوبی فرم گرفته و می توان با آن زیرساختهای مصرفی و زیبایی که کاملا جنبه کاربردی دارند تهیه نموده, سپس روی آن را قلمزنی کرده و بر زیبایی آن افزود.

آئینه کاری


آئینه کاری یکی از هنرهای سنتی استان است که عمدتا برای تزئین سقف و دیوارهای اماکن مقدسه و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. روش کار بدین صورت است که با بریدن آئینه به قطعات کوچک هندسی و سپس پهلوی هم قرار دادن آنها در سطوح دیوارها و سقف, سطوحی پرتلولو و جذاب را بوجود می آورند. نقوش آئینه کاری مانند گلهای خاتم خود دارای طرحهای مختلف و متنوعی می باشند.

چیق بافی

یکی از صنایع دستی سنتی ایران چیق بافی نام دارد که که دیواره چادر و زیستگاه عشایر ائل سون اردبیل می باشد. چیق هم زیباست و هم از ورود گرما, سرما, خاک و باد جلوگیری می نماید و این بدان علت است که نی ها توخالی هستند و در نتیجه به عنوان عایق عمل می کنند. در مواقع بارندگی یا سرما, رطوبت باعث ازدیاد حجم نی ها و چسبیدن آنها به یکدیگر گردیده و از ورود سرما یا باران جلوگیری می کند. در موقع گرما و خشکی هوا, نی ها انقباض پیدا کرده و راه را برای تردد هوا باز می گذارند.

حجم سازی چوب


یکی از صنایع دستی زیبای استان حجم سازی چوب نام دارد. در هر نقطه ایران که چوب یافت شود, ساخت احجام چوبی نیز رواج دارد. هنگامی که انسان تمایل به ساخت احجام و مجسمه را پیدا کرد, چوب را به نوعی ماده اولیه کار خود قرار داد. به لحاظ امکانات فیزیکی و نیز بافت زیبای چوب, تولیدات حجمهای چوبی, بسیار بدیع, زیبا و تحسین برانگیز می باشد. ابزار کار این هنر تقریبا همان ابزار کار نجاری و منبت کاری می باشد, ضمن اینکه بر حسب نیاز از وسایل و ابزار خاصی نیز استفاده می کنند.

خراطی

مواد اولیه این هنر انواع چوب سپیدار می باشد ولی آنچه مسلم است هر چه چوب فشرده و محکم تر باشد, می توان به کارهای ظریف تر پرداخت و دوام آن نیز بیشتر می شود. ابزار کار در قدیم چهارچوبی بود که فقط رکابی داشت و سر و ته چوب را به آن محکم کرده و توسط کمانی چوب را به حرکات دورانی حول محور خود وامی داشتند. ولی امروزه این قسمت برقی شده و کار خراطان تا حدودی آسان تر شده است. دیگر ابزار کار عبارتست از انواع مغار که نوعی ابزار است که سر آن شبیه ناخن بوده و البته با لبه های دیگر نیز مورد استفاده دارد.

کنده کاری روی چوب


با این هنر می توان ابزار مصرفی چون مهره شطرنج و تخته نرد, صندوق, کشکول درویشان, دسته قاشق شربت خوری (قاشق شاهی), درب های اماکن مقدسه و … تولید کرد. چوبهای مناسب برای این هنر چوب گردو, فوفل, انار سرخ, انار زرد, افرا و از همه بهتر چوب گلابی است. مغار نیم باز, مغار لوله کوچک, مغار کبریتی, قلم های کوچک و بزرگ, سندان, مارپا(ترکیبی از سوهان و اره) و اره مویی از ابزار کار این هنر هستند.

محرق


یکی از صنایع دستی زیبای استان محرق نام دارد. محرق به عمل سوخت روی ساقه های طلایی گندم می گویند. هنرمندان این رشته با استفاده از ساقه های گندم, حروف و یا طرح را بر روی پارچه یا کاغذ چسبانده و بوسیله هویه و یا سیخ فلزی داغ شده بر روی ساقه گندم اقدام به ایجاد نوعی سوخت می نمایند که بر زیبایی کار می افزاید.

مشبک چوب

یکی از صنایع دستی زیبا مشبک چوب نام دارد. مشبک چوب اغلب با دیگر هنرهای مربوط به چوب (خصوصا منبت) همراه می گردد. برای اجرای کار مشبک چوب, پس از اجرای طرح موردنظر بر روی چوب, قسمتهای منفی طرح را به کمک ابزاری چون مغار و اره مویی خارج می سازند تا طرح اصلی بصورت مشبک باقی بماند. معمولا طرح باقیمانده را نیز منبت کاری می نمایند تا طرح بعد پیدا کرده و زیباتر شود.

معرق چوب

معرق یکی از رشته های زیبای صنایع دستی ایران است که با استفاده از انواع چوب درختان (حدود ۷۰ الی ۸۰ نوع) که دارای رنگهای متفاوت هستند و همچنین گاهی با استفاده از استخوان شتر، صدف، مس، برنج، نقره، طلا، عاج و خاتم برای زیبایی یا تکمیل کار تولید می شود. مواد اولیه مورد مصرف در هنر معرق کاری انواع چوب درختان، استخوان شتر، صدف، مس، برنج ، نقره، طلا، عاج و خاتم می باشد. چوبهای مورد استفاده در معرق عبارتند از : زیتون، شمشاد، نارنج، فوفل، عناب، گردو، اقاقیا، ممرز، گلابی، کی کم و … . طریقه تولید معرق بدین صورت است که قطعاتی از چوبهای موردنظر (از نظر رنگ و بافت چوب) انتخاب کرده و به شکل و اندازه موردنظر (گل, برگ و ساقه) بریده و در جای خود می نشانند. در نهایت روی کار پلی استر زده و سمباده و پلیش می نمایند. از هنر معرق کاری در ساخت رویه میز, تابلو, قاب آئینه, صفحه شطرنج و … استفاده می نمایند.

 

تراش شیشه


یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان اردبیل تراش شیشه نام دارد و آن عبارتست از ایجاد نقوش مختلف سنتی بر روی شیشه بوسیله تراش با استفاده از سنگهای مخصوص که درجه سختی آنها بیش از سختی شیشه باشد.
پس از تراش نقاط تراش خورده را صیقل می دهند. تراش روی شیشه در شهرستان اردبیل رایج می باشد.

پلاس بافی

در برخی از نقاط روستایی استان منسوجی به نام پلاس بافته می شود. پلاس از نظر ظاهری به گلیم درشت بافت شباهت دارد و روش بافت آن شبیه گلیم است .به طور عمده ابعادی حدود ۲۵۰ * ۳۵۰ سانتیمتر دارد. موارد مصرف آن بجز زیرانداز, کیف, سجاده, خورجین و … نیز می باشد.

چنته بافی

یکی از صنایع دستی  و سنتی استان اردبیل چنته بافی نام دارد. بافت چنته و نوع مواد اولیه آن کاملا مانند قالی و ورنی است و تنها تفاوت آن در ابعاد و اندازه آن است. چنته عبارتست از دو قطعه قالی کوچک مستطیل بافته شده به ابعاد تقریبی ۴۰*۳۰ سانتیمتر که با ظرافت از سه طرف (بصورت پاکت) به هم دوخته شده است و در دو طرف پایین آن دارای دو منگوله رنگی  و در قسمت بالا دارای دسته ای مانند کیف می باشد. چنته یک کیف سنتی می باشد که در اکثر روستاها و مناطق عشایری می بافند.

 

قلاب بافی


یکی از صنایع دستی زیبای استان قلاب بافی نام دارد. انواع محصولات بافته شده بوسیله قلاب و با استفاده از الیاف طبیعی را قلاب بافی می گویند. قلاب بافی تکنیکهای متنوعی در بافت و نقش دارد. محصولات بسیاری از قبیل لباس, کلاه, دستکش, لیف, انواع رومیزی های تزئینی, روتختی, عروسکهای بافتنی و … که جنبه کاربردی و تزئینی دارند با این روش تولید و بافته می شوند.

 

منبت چوب

مواد اولیه مورد مصرف در هنر منبت انواع چوب درختان می باشد, البته هر چه جنس چوب محکم تر و فشرده تر باشد کار منبت بهتر, زیباتر و بادوام تر خواهد شد, مانند چوب گردو, شمشاد و گلابی (خودرنگ). انواع نقوش اسلیمی, ختایی, جانوری, انسانی, گل و مرغ, خطوط کوفی بصورت خودرنگ در منبت کاری درب ها, رحل قران, مبلمان و میز, انواع جعبه, قاب عکس و قاب آئینه و … و مهر قلمکار مورد استفاده دارند.هم اکنون منبت چوب در شهرهای اردبیل, مشکین شهر, خلخال, نمین و پارس آباد رواج دارد.

 

حجاری (سنگ تراشی)

سنگهای مورد استفاده در ساخت اینگونه محصولات عبارتند از : فیروزه, مرمر, یشم, سنگ سیاه و سایر سنگهای معمولی و نرم. سنگ تراشان امروزه سنگ خام را از کوه برگرفته و آن را به قطعات موردنظر تقسیم می نمایند. قسمتهای اضافی را با قلم (های درشت) و چکش درآورده, توسط قلمهای کوچکتر پرداخت می نمایند. سپس از قلم شانه (که لبه آن مانند شانه است) استفاده نموده و سرانجام برای سرعت بخشیدن به کار با دستگاهی شبیه به اره های چوب بری برقی رویه سنگ را صیقل داده و پرداخت می نمایند.

 

طراحی سنتی


طراحی سنتی یعنی هنر آراستن انواع اجسام مانند : کاغذ, چوب, فلز, شیشه و … با انواع نمادهای سنتی ایرانی از قبیل ختایی ها, اسلیمی ها و نقوش هندسی. نقوش ختایی شامل گل ها و برگ ها می باشد, مانند گل شاه عباسی, گل پروانه ای, لوتوس, برگ کنگره ای و … .
نقوش اسلیمی انواع طرحهای گردان که به نقوش “آرابسک” نیز معروفند و انواع مختلفی مانند اسلیمی ساده, اسلیمی ماری (ابری), اسلیمی دهان اژدری (اژدهایی) و … را شامل می شوند.

زیرانداز نمدی


برای تهیه آن عمل بافت صورت نمی پذیرد، بلکه با استفاده از دو خاصیت پشم (جعد یابی و پوسته ای شدن) تولید می شود و با ایجاد فشار (مالیدن) و رطوبت و حرارت و در نتیجه در هم رفتگی الیاف پشم نمد تولید می گردد.
مواد اولیه مورد استفاده در نمد فقط پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند در رنگهای مختلف می باشد, البته گاهی می توان کمی صابون و زرده تخم مرغ را جزء مواد مصرفی در تولید نمد محسوب نمود. ابزار کار نمدمالان معمولا پارچه کرباس برای بستن نمد می باشد و ابزار خاصی ندارد و زحمت و حوصله و کار طاقت فرسای هنرمند است که باعث بوجود آمدن نمد می گردد. نکته جالب توجه آن است که برای تهیه یک نمد دو در سه متر همان مقدار پشم مورد نیاز است که در تولید قالی به همین ابعاد مورد نیاز می باشد. فقط مدت زمان تولید نمد (یک روز) باعث می شود که نمد بسیار ارزانتر از قالی به فروش برسد.

کلاه نمدی


برای تهیه آن عمل بافت صورت نمی پذیرد, بلکه با استفاده از دو خاصیت پشم (جعد یابی و پوسته ای شدن) تولید می شود و با ایجاد فشار (مالیدن) و رطوبت و حرارت و در نتیجه در هم رفتگی الیاف پشم نمد تولید می گردد. نحوه تولید بدین صورت می باشد که ابتدا نقش را به روی پارچه کرباس با استفاده از پشم های رنگی (خودرنگ) طراحی نموده, سپس پشم های حلاجی شده را روی کل سطح موردنظر قرار می دهند و با پیچیدن کرباس و مالیدن آن و پاشیدن آب جوش نمد را تولید می نمایند.


بازی های سنتی شهر اردبیل

بازی های سنتی شهر اردبیل

در این مقاله به معرفی بازی های سنتی اردبیل می پردازیم.

بازی های سنتی شهر اردبیل

گیزلین پاچ

معادل فارسی این کلمه “قایم موشک بازی” است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد . در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سر و صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد “گیزلین پاچ و گلدیم قاچ” و بلافاصله در پی جستجوی آنها به اینطرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند .


گیرجنه بازی

گیرجنه به معنی فرفره در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد . این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراطها آنرا به شکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا بشکل مخروط در می آوردند . وسیله بازی غیر از گیرجنه “قمچی” بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود بطول تقریباً نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند . گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس برآن می زدند و بدین طریق آنرا به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعتها خود را با آن سر گرم می ساختند .

 

چلینگ آغاج

نام فارسی آن “الک دولک” است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ۷۵ و دیگری ۲۰ سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .


تکسن جوت

با خوراکیهائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید “تک سن جوت” یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و به همان تعداد از آن خوردنی به وی می داد .

 

گلین و بیگچه

مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام “گلین” می نامیدند . گلین در زبان ترکی بنام “عروس” است و در عمل به مجسمه های بخصوصی گفته می شد که به شکل عروس می ساختند . در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسکهای می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد . مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و یپبه و چیتهای رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و به اندازه ای که می خواستند با نخ به هم می بستند . آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی بشکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام “بوئرگ” خوانده می شد می کشیدند.

 

بش داش

نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداختند و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد . اگر سنگها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همانها را بهمان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگهای روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و بالاخره هر چهار تا را یکجا از زمین برداشته با همین دست که سنگها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند اگر موفق باین کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند . در مرحله ششم نوبت تعویض سنگها بود بدین معنی که سنگها را همچنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگها را برمی داشتند . در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید . در این مرحله هم سنگها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ایکه سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند ، بگیرند . سنگهای روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند . در مرحله هشتم سنگها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهای دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و با ر دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا پایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند . اگر این مراحل بپایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود .


فرهنگ بومی شهر اردبیل در مراسم ها

 فرهنگ بومی شهر اردبیل در مراسم ها

 

 

اَردَبیل (نام باستان: آرتاویل ) یکی از کلان شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی این کشور است. این شهر در قبل و پس از اسلام مرکز آذربایجان بوده است.

شهرت و اهمیّت اردبیل تنها از آن جهت نیست که چند تن از پادشاهان ایران آن شهر را قرارگاه خود ساختند، بلکه از آن لحاظ است که سر حلقه فرقه صفویه، شیخ صفی‌الدین اردبیلی، از این جا برخاست و در همین‌جا به خاک سپرده شد.

با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه‌گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.

واژهٔ اردبیل یک واژه ایرانی است که ریشه در اوستایی دارد که از واژه «آرتا» (به‌معنی مقدس که در فارسی میانه تبدیل به «ارد» شده‌است و در کلماتی نظیر اردشیر، اردوان ، اردستان، اردکان آمده‌است) و «ویل» به معنی شهر تشکیل شده‌است. وسعت این شهرستان ۳۸۱۰ کیلومتر مربّع است و چهرهٔ عمومی شهرستان اردبیل متأثّر از ارتفاعات کوهستان‌های ساوالان (سبلان)، باغرو (تالش) و بزغوش است که این عوامل طبیعی سبب محصور شدن آن شده‌اند. اردبیل از مناطق با اهمیّت ایران به شمار می‌آید و دارای آثار و ابنیّه تاریخی و جاذبه‌های طبیعی بسیار زیادی است.

جغرافیا اردبیل

شهر اردبیل در میان دشتی با همین نام در ارتفاع ۱۵۰۰متری از سطح دریا و در میان کوه‌های باغرو (تالش) و سبلان در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است.

مشاهیر اردبیل

شیخ صفی‌الدین اردبیلی: نیای بزرگ دودمان صفویان از سادات بومی اردبیل است.
شاه اسماعیل صفوی: اولینشاه؛موسس و بانی سلسله صفویه.
الهی اردبیلی: جلال‌الدین حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی متخلص به الهی، شاعر، متصوف، متکلم، فقیه و ریاضی‌دان بزرگ اسلامی در دهه هشتم و نهم هجری.
مقدس اردبیلی: از علما و فقهای شیعه امامیه در قرن دهم هجری.
حاج باباخان اردبیلی: سیاست‌مدار ایرانی در دورهٔ جنبش مشروطه بود.
صدرالممالک اردبیلی: از شاعران ترکی سرای و همچنین فارسی سرای دوره قاجار.
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی: از مراجع تقلید شیعه ایرانی، رئیس سابق دیوان عالی کشور و دانشگاه مفید قم.
رحیم علی‌آبادی: کشتی‌گیر ایرانی و سومین مدال آور کشتی فرنگی ایران در رقابتهای قهرمانی جهان.
علی دایی: بازیکن و سرمربی سرشناس فوتبال ایران.
کریم انصاری فرد: از بازیکنان فوتبال ایران.
نصرالله ناصح پور: از استادان ردیف‌های آواز ایرانی و از اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی ایران.
غفور جدی اردبیلی: سرلشکر خلبان ایرانی.
جواد علیزاده: کارتونیست و کاریکاتوریست ایرانی و مدیرمسئول، صاحب امتیاز و سردبیر مجله طنز و کاریکاتور.
حسین رضازاده: ملی‌پوش سابق تیم ملی وزنه‌برداری ایران و از اعضای شورای شهر تهران.
فرهاد قائمیان: بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون ایران.
سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی: از مداحان مشهوراهل بیت.
رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی: اذان گوی مشهور ایرانی و تاریخی جهان اسلام درآواز بیات ترک و در گوشه روح الارواح است.
علی نیکزاد: سیاستمدار و وزیر راه و شهرسازی سابق دولت محمود احمدی‌نژاد.
جابر عناصری: استاد و شاهنامه‌پژوه، ایران‌شناس و تعزیه‌شناس ایرانی.
بابا صفری: مولف و تاریخ‌نگارایرانی بود که کتاب اردبیل درگذرگاه تاریخ از اوست.
ناصر چشم‌آذر: موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم کننده ایرانی است.
ودود مؤذن: نقاش، خواننده و نوازنده و پیکرتراش ایرانی است.
محمدرضاحسین زاده: مدیر عامل بانک ملی ایران
عبدالرحمن عالم: استاد برجستهعلوم سیاسی دانشگاه تهران و صاحب آثار ارزشمند در زمینه علم سیاست می باشد.

غذاهای سنتی شهر اردبیل

از غذاهای سنتی اردبیل می‌توان به یرآلما کبابی. کباب شیشلیک، آلبالو پلو، لپه خورشت، اوماج آشی، آش دوغ، سوتلی آش، یارما آشی، بزباش، پیچاق قیمه، تاس‌کباب، ترحلوا، دومه کباب، باستیرما پلو، ترشی‌قرمه، چیغیرتما، حلوای سیاه، حلوای زرد، حلوای زنجبیل، خشیل، خورش قاتق، ساج‌ایچی، سوغان‌سو، قرمه‌سبزی، قویماق، قیساوا، قیقاناق، کوفته، لونگی و هرا اشاره کرد.

آداب و رسوم اردبیل

بازی ها

گیزلین پاچ
معادل فارسی این کلمه “قایم موشک بازی” است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد . در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سر و صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد “گیزلین پاچ و گلدیم قاچ” و بلافاصله در پی جستجوی آنها به اینطرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند .

گیرجنه بازی
گیرجنه به معنی فرفره در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد . این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراطها آنرا به شکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا بشکل مخروط در می آوردند .

وسیله بازی غیر از گیرجنه “قمچی” بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود بطول تقریباً نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند. گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس برآن می زدند و بدین طریق آنرا به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعتها خود را با آن سر گرم می ساختند .

چلینگ آغاج

نام فارسی آن “الک دولک” است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ۷۵ و دیگری ۲۰ سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .

تکسن جوت

با خوراکیهائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید “تک سن جوت” یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و به همان تعداد از آن خوردنی به وی می داد .

گلین و بیگچه

مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام “گلین” می نامیدند . گلین در زبان ترکی بنام “عروس” است و در عمل به مجسمه های بخصوصی گفته می شد که به شکل عروس می ساختند . در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسکهای می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد.

مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و یپبه و چیتهای رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و به اندازه ای که می خواستند با نخ به هم می بستند . آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی بشکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام “بوئرگ” خوانده می شد می کشیدند.

بش داش

نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداختند و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد .

اگر سنگها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همانها را بهمان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگهای روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و بالاخره هر چهار تا را یکجا از زمین برداشته با همین دست که سنگها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند.

اگر موفق باین کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند . در مرحله ششم نوبت تعویض سنگها بود بدین معنی که سنگها را همچنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگها را برمی داشتند . در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید.

در این مرحله هم سنگها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ایکه سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند ، بگیرند . سنگهای روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند . در مرحله هشتم سنگها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهای دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و با ر دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا پایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند . اگر این مراحل بپایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود .

پوشاک سنتی (لباس های محلی) اردبیل

در برخی از مناطق این استان چون منطقه مغان و ارسباران ، درمیان عشایر کوچ نشین و میان روستاییان استفاده از لباس های محلی توسط مردان و زنان عمومیت دارد . لباس های محلی ایل شاهسون و ارسباران یکی از مهمت ترین جاذبه های فرهنگی به شمار می آیند. مردان ایل پوشاک اختصاصی ندارند . پوشاک آنها کت وشلوار و کلاه ( معروف به کپی یا کلاه ترک دار و نظیر کلاه مردان گیلان ) می باشد .
پیراهن زنان ایل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشکیل شده و بلند است .
تنبان شلیته ای است که زنان می پوشند و شبیه تنبان های بانوان گیلان ، بختیاری و قشقایی است . جلیقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستین تشکیل می دهد .

موسیقی سنتی

موسیقی محلی استان اردبیل در قالب موسیقی اصیل آذربایجان به عنوان یکی از انواع موسیقی غنی شرقی ، برگرفته از حقایق تاریخی و فرهنگی این خطه است . موسیقی محلی اردبیل در دو گروه موسیقی ردیفی یا مقام وموسیقی عاشیقی تقسیم می شود. در اردبیل نوازندگان زن را سازاندا و نوازندگان مرد را عاشق مطرب می نامند .

از ابزار موسیقی این استان می توان به قاوال که همان دایره آذربایجانی است . بالابان (سازی بادی که چون برای نواختن بن دو لب قرار می گیرند ( به فارسی بالبان و به آذری بالابان ) تار (از سازهای ذهی است که با زخمه نواخته می شود ) دهل ( همان ناقارای آذری‌) دف کیمیانجا (کمانچه ) و … اشاره کرد.

خواستگاری رسمی و عقد خوانی در اردبیل

پس از آنکه دختری مورد پسند قرار می گرفت اقدام به خواستگاری رسمی می شد . علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چای شیرین بود و در این روز از اقربای دختر هم عده ای بدین مجلس که به “شیرنی ایچدی” معروف بود ، دعوت می شدند . در این مجلس میزان مهریه و شرایط طرفین و تاریخ عقد مشخص می شد نامزدی رسمی وقتی صورت می گرفت که مراسم مخصوصی به نام “شال اوزوک” انجام یابد اوزوک لفظ ترکی و به معنی انگشتری است و شال به همان معنائی است که در زبان فارسی نیز مصطلح است.

عقدخوانی

بین نامزدی و عقد خوانی مدت زیادی طول نمی کشید و از کسان طرفین برای مجلس عقد دعوت می شد و این دعوت غالباً از مردان مسن و میانسال به عمل می آمد . عقد خوانی در خانه دختر به عمل می آمد ولی مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتی که صیغه عقد جاری می شد مجلس در سکوت عمیق و روحانی خاصی فرو می رفت و همه به جملات خوانندگان صیغه توجه می کردند . عروس در اتاق دیگری که او را بر روی ظرف مسینی می نشاندند و در وسط پارچه ای که در بالای سر او گرفته بودند . دو تکه قند را به هم می سائیدند چون صیغه به پایان می رسید همه مبارکباد می گفتند . آنگاه با چای و شیرینی از حضار پذیرائی می کردند .

پارچه کسدی

قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن دیگری گرفته می شد که مختص زنها بود . مراد از این جشن آن بود که کسان طرفین دور هم بنشینند و لباسهای عروس را بریده و بدوزند . ولی در طول زمان این کار صورت تشریفاتی به خود گرفته مبدل به یک جشن رسمی برای نشان دادن لباسها و زینت آلات عروس به دیگران شده بود .
در آن مجلس ، که در خانه عروس برگزار می شد . سازنده ها یعنی خوانندگان و نوازندگان زن دعوت می شدند و با پذیرائی های گرم جشن می گرفتند و در ضمن آن لباسها و زینت آلاتی را که خانواده داماد برای عروس آورده بودند به مهمانان نشان می دادند . فردای آن روز کسانی از نزدیکان داماد به اتفاق خیاط به خانه عروس می آمدند و قسمتی از پارچه ها را بریده برای روز عروسی لباس می دوختند .

حنا گجه سی

حناگجه ، شبی بود که فردای آن عروس را به خانه داماد می بردند . این جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته می شد . حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اینان ، از هر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت می شدند و با او به حمام می رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن می گرفتند و چون به دستهای عروس حنا می بستند از این رو آنرا حنا گجه یعنی شب حنا بندان می گفتند . جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار می شد و دوستان و همسالان وی در آنجا گرد آمده با او به حمام می رفتند .

شب عروسی

بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت می گیرد . در زمانهای قدیم بعضی از خانواده ها عروس را با اسب بخانه داماد می بردند ولی بعد ها درشگه جانشین اسب شد و امروزه از ماشین استفاده می کنند . بعد از ظهر روزی که غروب آن عروس به خانه داماد می رفت جهزیه او را به اضافه لباسها و تحفه هائی که از روز نامزدی به بعد برای او آورده بودند ، به خانه داماد می بردند . عروس را مشاطه آرایش می داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادری به سرش می انداختند و زنهای مسنی از خانواده او وی را همراهی می کردند.

یکنفر” ینگه” هم همراه آنها می شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را به وی بیاموزد و در برابر کینه توزی احتمالی از او مراقبت کند . موقع رفتن عروس پدر وی ، و در صورت نبودن او برادربزرگ یا عموی او ، دم در خانه دعای خیر می داد و خوشبختی او را آرزو می کرد . در خانه داماد معمولاً شام تهیه می شد و از مردان و زنانی از بستگان طرفین دعوت به عمل می آید . رسم براین بود که داماد سه تا سیب به پشت عروس بزند و به سر او نقل و نبات بریزد و پول نثار کند . در مدخل راهروی ساختمان مجموعه یا طشت مسین می گذاشتند تا عروس از روی آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محکم بماند .

ترک پلو

فردای شب عروسی برای ناهار عروس غالبا مادرش “قویماق” می فرستاد و برای شام او نیز از خانه پدرش ترک پلو می آوردند . ترک غذای مخصوصی است و آن پلویی است که با زعفران و شکر و روغن مثل کته پخته می شد . پلو را نیز گاهی با دو یا سه خورش می پختند و همه آنها را با دیگ و ظرفهائی که در آنها پخته بودند ، می فرستادند. فرستادن ترک پلو هم دارای تشریفاتی بود و در خانه عروس برای شرکت در این مراسم از جمعی از نزدیکان دعوت می شد . هم چنین کسان داماد از اقربای نزدیک خود برای صرف این غذا دعوت می کردند.

اوز آشدی

عروس از ساعت ورود روی خود را از دیگران ، یعنی مردان و زنان خانواده شوهر ، می پوشانید و روز اول برای آنکه نزد مادر شوهر یا خواهران وکسان داماد چادر از سر او بردارند هریک از آنها چیزی به وی هدیه می دادند . این هدیه بسته به تمکن مالی خانوادگی فرق داشت و در خانواده های متمکن سکه طلا بود و آنرا “اوز آشدی” می گفتد یعنی رونما.

بنده تخت

چون انتظار ورود مهمان برای خانواده داماد درمدت یک هفته و ده روز اول کار مشکلی بود لذا بعدها روز سوم عروسی را با اصطلاح عوامانه بنده تخت که تحریف شده عبارت “بانو به تخت” است بدین کار اختصاص دادند و بعد از ظهر آنروز را به طور رسمی برای پذیرائی از مهمانان مشخص ساختند .

ایاغ آشدی

پس از پایان این قبیل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازدید به خانه های منسوبان و دوستان خود می رفتند. بعد از این بازدیدها تشریفات ایاغ آشدی آغاز می شد و آن عبارت از مهمانی هائی بود که خویشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزدیکی که با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتیب می دادند و از خانواده های طرفین نیز دعوت می نمودند .

ادبیات بومی اردبیل

زبان و گویش اردبیل

قبل از مهاجرت آریایى‏ها به ایران، زبان مردم اردبیل، زبانى بومى بوده است. پس از استقرار مادها در اردبیل، زبان اوستایى در این استان رایج میگردد. در دوره هخامنشیان زبانى فارسى وارد این استان مى‏شود البته مردم این سرزمین زبان آذرى که آمیخته‏اى از زبان مادى و بومیان اردبیل بوده تا دوره اشکانیان و سلوکیان نیز حفظ میکنند.

بعد از حمله اعراب به ایران، زبان عربى در این سرزمین گسترش مى‏یابد و زبان فارسى کم‏کم رایج می ‏شود. در دوره صفویان نیز مردم این استان به زبان آذرى تکلم میکرده‏ اند. با آمدن ترکان به ایران و استقرار آنها در اردبیل کم‏کم زبان ترکى در اردبیل رایج میگردد و از این زمان زبان ترکى در این استان ماندگار میشود و تا امروز نیز باقى مانده است.

در گذشته زبان مردم اردبیل آذرى بوده است که به مرور زمان با زبان فارسى و ترکى آمیخته شده است و هم اکنون به جز در برخى از روستاهاى خلخال، اثرى از زبان آذرى وجود ندارد. مردم اردبیل در حال حاضر به زبان ترکى تکلم مینمایند و زبان فارسى نیز در بین آنها رایج است. از این رو می‏توان آنها را ذولسانین دانست. مکاتبات مردم و برنامه تحصیلات در مدارس به زبان فارسى انجام مى‏شود و جوانان این استان با فارسى آشنایى کامل دارند.


معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل (بخش سوم)

  • آپدیت
  • دسته بندی : تاریخ اردبیل نویسنده : m.eghbali تاریخ : سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷

معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل

در بخش پایانی  به معرفی تعدادی از مشاهیر استان اردبیل  باقی مانده می پردازیم در ادامه با ما همراه باشید :

شیخ حبیب اردیموسی


 از فقهای بزرگ نیمه اول قرن چهاردهم هجری است از قریه ایردیموسی ، درجوار قریه سرعین برخاسته و بر اثر تلاش وپشتکار ، از بزرگان فضلاء حوزه علمیه نجف گشته است در حوزه درسی آخوند خراسانی از برگزیده ترین دانشجویان به شمار می آمده و مراتب فضل وکمالات وی مورد مدح وستایش معاصرینش بوده است خود رساله عملیه داشته و مقلدین زیادی در عراق پیداکرده است تا آخر عمرش درنجف مانده و در آنجا درگذشته است تاریخ ولادت و وفاتش معلوم نیست ولی دوره شهرت و معروفیتش در ثلث دوم قرن چهاردهم هجری بوده است. به زعم برخی از علما کتاب معروف “حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری” که منتسب به مرحوم آسید کاظم طباطبا ئی است تالیف شادروان آشیخ حبیب می باشد و او این کتاب را با مرحوم طباطبائی تالیف کرده است ولی بعداً کتاب به نام خود طباطبائی معروف گشته است.

 

جمال الدین یوسف بن ابراهیم اردبیلی


جمال الدین یوسف بن امام عزالدین ابراهیم اردبیلی هم از دانشمندان این ولایت است که در مذهب شافعی از فضلای والامقام به شمار می آید. اودرقرن هشتم هجری زندگی می نمود وکتاب معروفی به نام “الانوارلاعمال الابرار” درفقه شافعی تصنیف کرده که مورد علاقه علمای بعد از وی بوده است دانشمندان بزرگ بر این کتاب تعلیقات زیادی نوشته اند و نوشته جلال الدین دوانی ،که از فضلای معروف اسلامی است معروفتر از تعلیقات دیگر می باشد جمال الدین در سال ۷۹۹ هجری دعوت حق را لبیک گفته وکتاب الانوار او در سنوات اخیر به چاپ رسیده است .

حکیم الهی اردبیلی

عبد المناف بن صفر علی حکیم الهی از دانشمندان بزرگ اردبیل است گرچه اوخود را با عنوان “ملا” معرفی می کند ولی در کسوت ملائی که در عصر ما عبا و عمامه مظهر آن است ، نبوده و مثل تجار و اعیان شهر لباس می پوشیده است در علوم قدیمه ، به ویژه حکمت اطلاعات وسیعی داشته و در مباحث مختلف تصنیفهائی ازخود به جای گذاشته است که برخی از آنها مثل “مقامات ابن صفار حکیم الهی اردبیلی” و”کشف المعارف” بچاپ رسیده است مقامات ابن صفار به طرز مثنوی است و در سال ۱۳۲۳ هجری قمری در چاپخانه احمدی اردبیل به چاپ رسیده ولی کتاب “کشف المعارف” در ماه صفر ۱۳۲۴ هجری قمری چاپ شده است.حاج میرصالح مجتهد اردبیلی : حاج میرصالح بن عبدالرحیم موسوی اردبیلی ازقریه کلخوران برخاسته و در نجف اشرف تحصیلات علمی خود را درمحضر آسیدحسین کوه کمری به پایان رسانیده است او از کیاست و فراست فراوان بهره مند بوده و بزعم بعضی از ارباب نظر استعداد آن را داشته است که بزعامت عالم تشیع برسد ولی به قصد اقامت درموطنش نجف را ترک و با تدریس و افاضه در حوزه علمیه اردبیل شهرت وسیعی به دست آورده است از آثار و تقریرات استاد در دو جلد و نیز حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری است. وی در چهاردهم صفر سال ۱۳۱۹ قمری در اردبیل بدرود زندگی گفته و درکنارمسجدی که به نام او معروف است دفن گشته است فرزندان حاج میرصالح به نام خانوادگی انواری شناخته می شوند. صدرالدین موسی : فرزند ارشد شیخ صفی الدین و جانشین وی در ارشاد خلایق بوده است درسال ۷۰۴ هجری ،که چهار سال از رحلت جدش “شیخ زاهد گیلانی” می گذشت در روز عید فطر پا به عرصه هستی گذاشت و۳۱ سال درخدمت پدر بزیست و ۵۹ سال بعد از وی نیز صاحب خرقه و سجاده وی گردید به سال ۷۹۴ دراردبیل درگذشت و درکنار قبر پدرش به خاک سپرده شد اولین بنای بقعه اصلی شیخ صفی الدین که گنبد الله الله است به دستور وی ساخته شد زاهدی عالم و عابدی فاضل بود علوم دینی و تفسیر قرآن تدریس می کرد او سالک مجاهد بود و مکاشفت داشت صفات ظاهری اوحکایت ازسیرت روحانی وی می کرد مردی دارای فراست وصاحب کرامت بود و در امر شریعت و طریقت استقامت می نمود و از بس که علو همت و جوانمردی داشت و اطعام فقراء و مساکین می کرد به خلیل عجم لقب یافته بود.محمد بن حمزه ننه کرانی : از دانشمندان متاخر است که از قریه ننه کران سه فرسخی شمال غربی اردبیل برخاسته و در نجف اشرف از محضر درس مرحومین ممقانی و شربیانی استفاده کرده است صاحب الذریعه نوشته است که سید میر محمد بن حمزه الموسوی ننه کرانی کتابی دارد که از سه مجموعه تشکیل یافته است مجموعه اول در ۳۷۸ صفحه درسه موضوع : دربعضی نوادر و قصص و حکایات عبرت آمیز ، در توحید و امامت ، در فضائل اهل بیت وتاریخ آنها. مجموعه دوم: درنصایح ومواعظ وفضائل. مجموعه سوم در انساب بعضی سادات که نسبت به مجموعه اول کوچکتر و در یک صفحه است وی در سال ۱۳۶۴ قمری درگذشته است. صدرالممالک اردبیلی : میرزا نصرالله صدرالممالک متخلص به نصرت اردبیلی از دانشمندان قرن ۱۳ هجری است از فصاحت و طلاقت لسان بهره کافی داشت و در زمره عرفای عهد خود به شمار می آمد صحبت اغلب علمای عصر و رهروان طریقت را دریافته و در تصوف از حسن علیشاه تلقین و ارشاد کسب کرده است تحصیلات خود را در اردبیل گذرانیده و مدتی نیز در اصفهان به تکمیل آن پرداخته است صدرالممالک اشعار خوبی می سروده ونصرت تخلص می نموده است دیوانی به همین نام دارد.

خطایی 

تخلص شعری شاه اسماعیل است او در عین حال که اهل جنگ و مبارزه بود درشعر و شاعری نیز استعداد قابل توجهی داشت و از شعرای قرن دهم هجری به شمار می آمد اودر ۲۵ ماه رجب ۸۹۲ هجری قمری از عالمشاه دختر اوزون حسن آق قویونلو در اردبیل به دنیا آمد و سالهای اول عمر را ، پس از شهادت پدرش در شیروان ، به اسارت در قلعه استخر فارس گذرانید درسال ۹۰۵ هجری هنگامیکه سیزده سال داشت به اردبیل آمد و ازآنجا با هفت هزار نفر از مریدان به قصد خونخواهی پدرش به شیروان حمله نمود و فرخ یسار را در محلی به نام جانی شکست داد و به سوی نخجوان پیش راند و الوند میرزا را مغلوب ساخته عازم تبریز گردید او به سال ۹۰۶ هجری اعلام سلطنت کرد و به نام شاه اسماعیل بر تخت نشست و تا سال ۹۳۰ که بدرود زندگی گفت دائما درحال جنگ و ارد وکشی گذرانید با اینحال هرگاه که فرصتی یافت اشعاری سرود و دیوانی که معروف به دیوان خطائی است از خود به جای گذاشت مصنفات دیگری به نام “مناقب الاسرار” و”بهجت الاحرار” نیز بدو منسوب است .

آقا سید احمد مرتضوی 

پدرش آقا سید مرتضی از سادات خلخال بود احمد بسال ۱۲۸۰ در نجف بدنیا آمد در اوان جوانی به همراه پدر به خلخال رفت وآنگاه که پدرش اردبیل را جهت سکونت خویش برگزید او نیز در معیت وی بدین شهر آمد و به ادامه تحصیل پرداخت در ۲۸ سالگی در حالیکه بهره کافی از علوم عقلی و نقلی داشت به نجف اشرف رفت و سالیان دراز از محضر اساتید بهره جست او با نیل به درجات عالی علمی زمان ، و اجتهاد در مسائل فقهی به اردبیل بازگشت و مرجع خاص وعام گردید او در مسجدی که بنام او اکنون هم در اردبیل باقی است تبلیغ اسلام و تبین احکام نمود و مجالس وعظ او بمنزله کلاس درسی برای همه طبقات بشمار می آمد.

شیخ صفی الدین اردبیلی 

ابوالفتح اسحق بن امین الدین جبرئیل درسال ۶۵۰ هجری درکلخوران ،که قریه ای است درسه کیلومتری شمال اردبیل دیده به جهان گشود پدرش از ثروتمندان وکریمان بود و مشرب عرفانی داشت صفی الدین تنها شش سال از نعمت وجود پدر بهره مند بود و این دوره ، با همه کوتاهی ، درتکوین شخصیت وی اثر بسیارنمود زیرا به عقیده علمای تربیت سنین از سه تا شش سالگی بهترین دوره فراگیری انسان می باشد وی صرفنظر از جنبه عرفانی ، وی از دانشمندان بزرگ به شمار می آمد و قرآن تفسیر می کرد و در علم قرآن اطلاعات وسیعی داشت درعین حال ادیب وسخنور بود و به زبان آذری و فارسی شعر می سرود. هر کس که جوی مهر علی دردل اوست هر چند گنه کند خدا می بخشد.

 

سامی اردبیلی 

سام میرزا فرزند شاه اسماعیل اول روز سه شنبه ۲۱ رمضان شعبان ۹۲۳ متولد شد درایام جوانی علیه سلطنت برادرش شاه طهماسب اول ، عصیان کرد و به هندوستان رفت بعدها از این کار پشیمان شد نامه ای به برادر نوشت و مورد عفو قرار گرفت درسال ۹۷۶ باز عصیان کرد و دستگیر گردیده در قلعه قهقهه زندانی گشت و با خانواده اش درآنجا زندگی می نمود در سال ۹۷۴ روزی درآن قلعه با دو تن ازفرزندان القاص میرزا نشسته مشغول صحبت بود ناگاه زلزله شدیدی اتفاق افتاد و سقف ریخت. سام میرزا مرد ادبیی بود و شعر نیز می سرود اودرسال ۹۶۷ دیوانی به عنوان تحفه سامی جمع کرده است و نوشته اند که حاوی احوال ۶۶۶۴ نفر از شعرای معاصر می باشد.

خواجه علی سیاهپوش


 سلطانعلی بن صدرالدین موسی مشهور به خواجه علی سیاهپوش فرزند وجانشین شیخ صدرالدین و نوه شیخ صفی الدین بود و از سال ۷۹۴ هجری که پدرش درگذشت تا زمان وفاتش که در ۱۸ رجب ۸۳۰ هجری در بیت المقدس اتفاق افتاد ، صاحب خرقه سجاده بود و به ارشاد خلایق اشتغال داشت قبر وی در بیت المقدس به سید عجم معروفیت داشته است. خواجه علی عارفی فاضل وعالم بوده واشعار نیکوئی می سرود و دیوان اشعارش از مبداء تا مقطع درمیان طالبان مشهور بود.

مرجعیت مقدس اردبیلی ۹۹۳(هجری قمری)


 احمدبن محمد اردبیلی مشهور به مقدس اردبیلی از فقها و مراجع بزرگ شیعیان در اواخر قرن دهم هجری قمری است. ایشان در شهر اردبیل متولد شد و از مفاخر آذربایجان است او برای تحصیلات عالی فقه به نجف اشرف مهاجرت و از محضر شاگردان شهید ثانی در نجف استفاده کرد و به مقام مرجعیت شیعه رسید. او بعد از شهادت شهید ثانی در سال ۹۶۶ هجری قمری به مدت ۲۷ سال مرجع شیعیان جهان در عصر غیبت مقارن با حکومت صفویه بود. او به قدری در احتیاطات فقهی مراقب بود و آنچنان با قداست تمام به فرامین الهی حتی احتیاطات آنها اهتمام داشت که به مقدس اردبیلی شهرت یافت و این صفت علی‌الاطلاق بر این مرجع شیعی انصراف یافت. حکایت‌های بی‌شماری از کرامت‌های ایشان حتی در تشرف به محضر امام زمان (عج) نقل شده است.

آیت الله موسوی اردبیلی


 آیت الله موسوی اردبیلی یکی دیگر ازمشاهیر استان اردبیل است که از مراجع تقلید حوزه علمیه قم نیز می باشند .


معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل (بخش دوم)

  • آپدیت
  • دسته بندی : تاریخ اردبیل نویسنده : m.eghbali تاریخ : دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷

معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل

در بخش قبل به معرفی تعدادی از مشاهیر استان اردبیل  پرداختیم در ادامه با ما همراه باشید :

 

شرف الدین اردبیلی 

مؤلف تاریخ اردبیل و دانشمندان می نویسد که “شرف الدین ابی شرف الدین ابوعبدالله اردبیلی” از علمای کثیر الزهد و ریاضت کش و با صفا بود در قرن هفتم هجری می زیست و در سمیساطیه مصر متوطن گشت او از شاگردان “برهان الدین موصلی” بود و از فضل و دانش بهره کافی داشت و جمع زیادی نیز از محضر او استفاده می کردند. وفاتش درچهارم ماه محرم ۶۷۵ هجری اتفاق افتاد و درکنار مرقد استادش که مجاور قبر “صهیب رومی” بود ، مدفون گردید.

 

مرحوم رحیم موذن زاده اردبیلی

اردبیل ازمناطقی است که صداهای ماندگاری ازآنجا به گوش جهانیان رسیده است . برای نمونه میتوان به صداها ی خانواده موذن زاده اردبیلی اشاره کرد. یکی از نخبگان وهنرمندان اردبیلی مرحوم موذن زاده اردبیلی است. مرحوم رحیم موذن زاده اردبیلی درسال ۱۳۰۳در اردبیل به دنیا آمد. پدرش شیخ عبدالکریم بسیار خوش صدا خوش خلق و آشنا به ردیف های موسیقی بود. شیخ عبدالکریم در سال ۱۳۲۶از رادیو اذان گفت و بعد از آن پسرش رحیم نیز بااو همراه شد. اذان ماندگار رحیم موذن زاده دردستگاه بیات ترک گوشه روح الارواح اجرا شده است . در خانواده ‌ موذن زاده که اغلب به فعالیت‌های مذهبی و اذان‌گویی پرداخته‌اند، رحیم موذن زاده ، فرزند ارشد شیخ عبدالکریم ، راه پدر را با جدیت بیشتر پی گرفت و عملاً پس از درگذشت پدرش، به جای او قرائت اذان را ادامه داد. برادران رحیم ، سلیم و داوود نیز اذان می‌گویند . رحیم برادر دیگری نیز داشته است به نام نعیم که اذان می‌گفته است ولی در سن ۲۵ سالگی از دنیا می‌رود . نام خانوادگی رحیم در شناسنامه ، موذن است اما گویند‌گان رادیو همواره از نام موذن زاده برای معرفی او استفاده کرده‌اند.

جعفر ابراهیمی


 وی در سال ۱۳۳۰ در روستای حور اردبیل چشم به جهان گشود و تا ده سالگی در همان جا به سر برد سپس به تهران سفر کرد و در همان جا ساکن شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در رشته ریاضی ادامه داد. او مدت ده سال نویسنده برنامه‌های رادیویی بوده و مسئولیتهای مختلفی را نیز برعهده داشته است. از جمله: مسئول شورای شعر کانون پرورش فکری (از سال ۱۳۶۰ تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۸۰)، سردبیر جنگ ادبی آیش، شش دوره دبیر جشنواره مطبوعات، دو دوره دبیر جشنواره کتاب کانون پرورش فکری و چند دوره داوری کتاب سال و با موسسه کیهان، صدا و سیما، حوزه‌ هنری و انتشارات امیرکبیر نیز همکاری دارد و حدود ۱۰۰ کتاب برای گروه‌های سنی مختلف به رشته تحریر درآورده است. محمدرضا بایرامی : وی در سال ۱۳۴۴در اردبیل متولد شد.او مدیر دفتر ادبیات کودک و نوجوان می باشد. سابقه فعالیتهای فرهنگی او شامل : داستان نویس و برنده جوایز متعددی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، حوزه هنری ، جشنواره ادب و پایداری ، جشنواره روستا، بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس ،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، سمینار بررسی رمان ایران و جهان ، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و کتاب سال مسجد جوادالائمه ، برنده جایزه جهانی کبرای آبی و خرس طلایی از کشور سوئیس و … است.

ابن بزار اردبیلی


 مؤلف کتاب معروف صفوه الصفا است که به قول دانشمندان معاصر ، یگانه مرجع مورخان در باب شیخ صفی الدین و پدران اوست نام او درویش توکلی و پدرش اسماعیل بن محمد اردبیلی است. در قرن هشتم هجری می زیسته و از مریدان شیخ صدرالدین موسی فرزند و جانشین شیخ صفی الدین بوده است. کتاب خود را به تشویق مرشد به نام اسس المواهب السنیه فی مناقب الصفویه است. تاریخ تحریر این کتاب ۷۵۹ ه.ق یعنی ۲۴ سال بعد از فوت شیخ صفی الدین بوده است. کتاب دیگری به نام مکشف القلوب نیز بدو نسبت داده شده است.ابوالفرج ابن عبدالرحمن اردبیلی :درقرن ششم هجری می زیسته وحوالی سال ۵۵۰ درگذشته است گویا درطب بویژه خواص گیاهان اطلاعات وسیعی داشته و ابوحامد اندلسی در سفر خود به اردبیل که از کوه سبلان نیز دیدن کرده ، با وی ملاقات نموده است. نوشته اند که در این دیدار نوع گیاهان سبلان نیز موضوع گفتگو بین آنها قرار گرفته است.حاج میرزا ابوالفضل فضلی : از علمای معروف نیمه اول قرن چهاردهم است در اردبیل به دنیا آمده و پس از تحصیلات مقدمات به نجف اشرف رفته است سالها در آنجا درس خوانده و از برجسته ترین شاگردان مرحوم آخوند ملا کاظم خراسانی شده است. او در نجف معروفیت خاصی داشت و رساله عملیه نوشت و مقلدان زیادی درآنجا و خطه اردبیل پیدا کرد. فضلی در سال ۱۳۴۲ خورشیدی بجوار رحمت حق شتافت و بعدها جنازه اش به نجف اشرف منتقل گردید و در سومین حجره دست چپ از در ورودی بزرگ صحن مطهر حضرت علی بخاک سپرده شد.شیخ ابوسعید اردبیلی : از عرفای قرن سوم هجری و از مریدان جنید بغدادی است. عارف والامقامی بوده و شیخ صفی الدین در اوان جوانی در مزار او عبادت می کرد قبر او هم اکنون در اردبیل و در اول کوچه معصوم شاه باقی و به پیر معروف است حمامی هم که از قدیم الایام در مجاورت این مکان دایراست به اسم حمام پیر بوده است.الهی اردبیلی :وی درسال ۸۷۰ هجری در اردبیل دیده به جهان گشود پس از تحصیل مقدمات ، بامساعدت سلطان حیدرصفوی به شیراز و خراسان سفر کرد مدتی نیز در هرات به ندیمی امیر علی شیرنوائی و شاهزاده غریب میرزا ولد سلطان میرزا گذراند و پس از درگذشت این شاهزاده به آذربایجان مراجعت کرد او پس از بازگشت به اردبیل در حظیره شیخ صفی الدین قدس سره بتدریس وتعلیم علوم مختلف پرداخت و سرانجام در سال ۹۴۰ هجری ، که بیش از هفتاد سال داشت در این شهر بدرود ودر آنجا دفن گردید. الهی دانشمند والامقامی بوده که بیش از سی جلد کتاب و رسائل و تعلیقات و حواشی بزبانهای فارسی وعربی و ترکی نوشته و اول کسی در تاریخ ایران است که درمذهب تشیع بزبان فارسی کتاب شرعیات برشته تحریر درآورده است.مولانا مقدس اردبیلی :ملا احمد بن محمد معروف به مقدس اردبیلی از اعاظم علمای اسلام در مذهب تشیع است. اودر قرن دهم هجری زندگی می کرد و در ورع و تقوی و فقه و کلام وحید عهد خود بشمار می آمد . مولانا مقدس تالیفات زیادی ازجمله اثبات الوجود و مناسک الحج و آیات الاحکام دارد که به زبده البیان موسوم است در باب زهد و تقوی و معنویت وی سخنان زیادی گفته اند. او از اهالی قریه نیار ، دو کیلومتری شرق اردبیل است. مقدس شاگردان بزرگی تربیت نمود که بعدها درحوزه علمیه جانشین وی گشتند . بعدازفوت مقدس ریاست حوزه علمیه نجف به ملا عبدالله شوشتری استاد شیخ بهاء الدین تفویض گردید . مقدس در سال ۹۹۳ هجری ، بدرود زندگی گفت . جنازه او را در نجف اشرف در جوار تربت مقدس حضرت علی بن ابیطالب در حجره ای که در ایوان مطهر واقع است ، بخاک سپردند . بیضای اردبیلی : مرحوم میرزا صادق متخلص به بیضا از شعرای معاصر اردبیل است اوشغل تجارت داشته و در عین حال طبع شعر قوی و مطالعات زیادی داشته است اشعارش غالبا به زبان ترکی و در مدایح و مراثی اولیای دین وخاندان امامت شیعیان است درگفته هایش ذوق عرفانی به چشم می خورد مجموعه اشعار وی تدوین نگردیده و به گفته یکی از نوادگانش خود بیضا در ایام بیماری مشرف به موتش سروده هایش را که با مرکب نوشته بوده است در ظرف آبی ریخته و شسته است با اینحال جسته گریخته از اشعار او در یادداشتهای دیگران باقی مانده است.

تزریقی اردبیلی


 تزریق صنعتی از صنایع بدیع شعر به حساب میآید این امر درزمان صفویه پیدا شده ورایج گردیده است و به قراری که نوشته اند تزریقی اردبیلی پیشوای این سبک بوده است تزریقی از اردبیل برخاسته وبعدها به “شماخی”در آذربایجان کنونی شوروی رفته ودر آنجا زندگی می کرده وشغل دلالی داشته است اوشعرهای بی مزه می گفته است که از گفته های وی یک بیت در”تحفه سام میرزا”و ۲۴ بیت در “خلاصه الاشعار تقی کاشانی” نقل شده است بعد از تزریقی کسان دیگری نیز در این سبک شعر گفته اند وسام میرزا در نوشته های خو د”سیمای مشهدی ” را از آن جمله ذکر کرده است . ثانی صفوی : مؤلف کتاب “سخنوران آذربایجان ” آن عده ازسلاطین و شاهزادگان و بزرگان صفوی را ،که ذوق ادبی داشته و اشعاری سروده اند ، در عداد ادبای اردبیل نوشته است وشاه عباس دوم از جمله آنها می باشد او پسر شاه صفی است و شهرت ادبیش “ثانی” بوده است. او به سال ۱۰۴۲ هجری در قزوین تولد یافته و بعد از سی وشش بهار در خسروآباد مغان در گذشته و در جوار حضرت معصومه در قم دفن شده است اودر زمان سلطنتش به عمران وآبادی توجه خاصی داشته و در بقعه شیخ صفی الدین هم بناهائی کرده است که تالار بزرگ چینی خانه از جمله آنهاست. ثانی علاوه بر طبع شعر در امر حساب و محاسبات نیز ورود کامل داشته و در حاشیه احکام و ارقامی که برای ملاحظه یا تصویب وی داده می شده نظریات و ایرادات دقیقی می نوشته است.

سید حسین اردبیلی


 در سال ۱۲۹۷ قمری در قریه گازر از قراء دامنه سبلان به دنیا آمد تحصیلات اولیه خود را در اردبیل گذرانید و در محضر اساتید بزرگ منجمله آخوند “میرزا محمد علی میرآخوراوغلی” کسب دانش نمود آنگاه از طریق قفقاز عازم مشهد شد او در مشهد به مراحل عالی ادب ومعارف اسلامی دست یافت و درضمن با توجه به وضع سیاسی روز در نشر افکار آزادیخواهی کوشش نمود ابتدا با نشر شبنامه در این راه قدم برداشت و مدتی بعد روزنامه خراسان را پی ریزی کرده از سال ۱۳۲۷ قمری به انتشار آن اقدام نمود این روزنامه جوانان مستعد و پرشور خراسان مثل شادروان محمد تقی ملک الشعرای بهار را به دورخود جمع کرد. خراسانیها در دوره دوم مجلس شورای ملی سید حسن را به نمایندگی خود درآن مجلس انتخاب کردند اقامت او در تهران و حشر و نشرش با رجال و آزادیخواهان وی را در ردیف مهره های مهم سیاسی کشور قرار داد و بالاخره وی در بیستم رمضان ۱۳۳۶ دار فانی را وداع گفت.


معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل (بخش اول)

معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل

در ادامه مقالات مربوط به معرفی استان اردبیل به معرفی مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل و سرگذشت آن ها میپردازیم.

تاد نادعلی همدانی 
نادعلی همدانی متولد ۱۳۱۲ اردبیل است و تاکنون نزدیک به ۳۵ اثر از رمان تاریخی تا نمایشنامه و بیوگرافی و مجموعه داستان اعم از تألیف و ترجمه ، منتشر کرده است . رمان ولگرد اولین اثر او که یک رمان تاریخی است درسال ۱۳۳۱ منتشر شد.

 

داوود غفارزادگان
وی در سال ۱۳۳۸ در اردبیل متولد شد . او فارغ‌التحصیل دانش سرای مقدماتی اردبیل است . غفارزادگان در زمینه نویسندگی با انتشارات مدرسه ، حوزه هنری ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس همکاری داشته است . همچنین مسئول دفتر پیک کودک و نوجوان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، کارشناس داستان مرکز بررسی آثار ، عضو هیئت داوران اولین و دومین دوره جشنواره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و… از جمله مسئولیتهای ایشان می‌باشد.

 

آیت الحق ملا ابراهیم امام جمعه
 از علمای بنام اردبیل بوده که در سال ۱۲۰۷ ه.ق. در ولایت اردبیل متولد شد. اوعنوان امامت جمعه اردبیل را داشت و در مسجد اوچدکان اقامه جماعت می کرد مدرسه اش ، خانه اش بود که در قرب مسجد قرار داشت و چون تعداد طلاب رو به فزونی گذاشت مدرسه طلاب ملا ابراهیم را در سال ۱۲۶۷ بنا نهاد . این مدرسه در ۱۳۵۲ خورشیدی نوسازی شد و باز به همان نام مرکز تربیت دانشمندان مذهبی گردید . او قریب یکصد سال عمر کرد و پس از وی فرزند ارشدش مرحوم میرزا حاجی آقا امام جمعه شد . از خدماتش نوسازی مسجد اوچدکان بودکه با هزینه شخصی خود آنرا انجام داد . مقبره خانوادگی آنها در حجره ای متصل به مسجد اوچدکان قرار دارد.

 

استاد سلیمی
موسیقیدان بزرگ آذربایجان ایران، از همین غواصّان دریای خروشان موسیقی است . اهل فن، او را به عنوان یک تک‌‌نواز و بداهه ‌‌پرداز بلند مرتبه می‌‌شناسند و در آهنگسازی و خلق نغمه‌‌های زیبا و استوار نیز ، منزلت رفیع برای او قائل‌اند. زندگی پربار و پرکار استاد سلیمی در شرایطی بیشتر سخت و کمتر آسان ، مثالی زنده است از عشق و پشتکار یک هنرمند شرقی ، که میلیون‌ها انسان با نغمه‌‌های او زیسته‌‌اند ، گریسته‌‌اند و زندگی را ادامه داده‌‌اند . نغمه‌‌های او ، از بن دل ، آذری است ، ایرانی است، جهانی است و دارای احساسات لطیف انسانی است.

 

شیخ ابراهیم قلعه جوقی
او از قراء اردبیل بوده که پس از تحصیل مقدمات عازم نجف اشرف شد و تا آخر عمرکوتاه خود در آنجا ماند از تاریخ ولادت و وفاتش اطلاعی در دست نیست ولی تلمذ وی در محضر آیت الله خراسانی زمان حیات وی را ، درنیمه اول قرن چهاردهم هجری می نماید.
تاج الدین اردبیلی
از دانشمندان معروف قرن هشتم هجری است که در فقه شافعی و ادبیات عرب و علوم عقلی و نقلی معروفیت داشته و از بزرگان عصر خود به شمار می آمده است از مفتیان و مدرسان جلیل القدر بغداد و قاهره ، دو مرکز علمی اسلامی آن عهد بوده و یکی از ائمه علمای زمان خویش ، در همه رشته های علمی معاصر ، محسوب می شده است. مقام علمی او تا بدان مرتبه رسیده که به شیخ العلماء شهرت یافته و در رحلتش بزرگان و فضلای وقت اشعار و مراثی زیادی سروده اند. تاج الدین تالیفات زیادی داشته وکتاب بزرگی در احکام گردآوری است او “علوم الحدیث” ابن الصلاح را تلخیص کرده و نیز با استخراج و تفکیک احادیث کتاب”المیزان شمس الدین ذهبی” ، آنها را در بابهای جداگانه مرتب نموده و به صورت روشنی درآورده است.

 

جنونی اردبیلی
 از سخنوران قرن دوازدهم هجری است. مردی ادیب وشاعر بوده و در غزل و ترجیع بند و قصیده و رباعیات مولفاتی قابل تحسینی داشته است. در سال ۱۱۰۷ از گفته های خود دیوانی تنظیم نموده که بنا به نوشته الذریعه حاوی ۳۲۵۴ بیت شعر می باشد و مولف الذریعه آن دیوان را ، منضم به یک جنگ نامه ترکی درکتابخانه “سلطان القرائی” در تبریز دیده است.

 

الیاس اردبیلی
در قرن دهم هجری می زیسته و دائی مقدس اردبیلی بوده است در علوم مختلفه ، بویژه در ریاضی و نجوم و هندسه ید طولایی داشته بنا به نوشته تاریخ اردبیل و دانشمندان او یعنی الیاس در عصر مادر علم هیئت بی نظیر است الیاس به دعوت همایون تیموری به هندوستان رفته و در آنجا مورد اکرام و احترام قرار گرفته است نوشته اند که چون او در هند ضیاع و عقار و رتبت و مقامی بدست آورد و مورد حقد وحسد قرار گرفت و بدینسان در اواخر عمر مجبور به مراجعت به زادگاهش گشت و در آنجا زندگی را بدرود گفت.



تبلیغات متنی