مجله تفریحی استان اردبیل

اردبیل

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

چشمه های آب معدنی استان اردبیل بخش دوم

چشمه های آب معدنی استان اردبیل

 

آب معدنی از جمله پدیده‌های جالب و جذابی است که از نظر گردشگری و پزشکی همواره مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه به معرفی دیگر چشمه های اردبیل می پردازیم.

 

چشمه های آب معدنی استان اردبیل

چشمه آب معدنی ارجستان

روستای ارجستان در ۲۱ کیلومتری غرب اردبیل واقع است. در مرکز روستا و نیز در حومه آن چند چشمه آب معدنی سرد و گازدار وجود دارد. آب این چشمه سرد، بی‌بو و گس می‌باشد و دمای آن ۱۰ تا ۱۵ درجه سانتی‌گراد است. آب این چشمه به دو صورت می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. یکی به صورت بسته‌بندی شده در بطری‌های ۵/۱ لیتری که توسط کارخانه‌های اطراف روستا برای مصرف خوراکی بسته‌بندی می‌شود و دیگری به صورت چشمه‌ای دائمی که در محل خروج آب حوضچه‌ای سیمانی سرپوشیده ساخته شده که بعد از پر شدن حوضچه، آب به وسیله لوله‌ای در قسمت شرقی به بیرون سرازیر شده و مورد استفاده اهالی و گردشگران قرار می‌گیرد.

چشمه آب معدنی بوشلی

چشمه آب معدنی بوشلی (برجلو) در ۵۰۰ متری روستای بوشلی، در ۴ کیلومتری شهر نیر و ۴۰ کیلومتری شهر اردبیل واقع شده است. آب در مظهر چشمه به صورت جوشان از شکاف سنگ‌های تراورتن خارج می‌شود و زیاد بودن مقدار گاز دی‌اکسید کربن، نشان‌دهنده منشأ عمیق آب چشمه است. آب این چشمه ۵۴ درجه سانتی‌گراد حرارت دارد و از نظر ظاهری زلال و بی‌رنگ، بی‌بو و کمی شور است. آب این چشمه برای درمان بیماری‌های پوستی، بیماری‌های مزمن زنان، دردهای رماتیسمی، بیماری‌های اعصاب و بیماری‌های متابولیکی و گوارشی مفید است.

چشمه قینرجه

چشمه قینرجه در ۴ کیلومتری شهر نیر و بالاتر از چشمه بوشلی در مجاورت جاده اردبیل- سراب در پای کوهی واقع شده است. آب این چشمه به صورت دائمی و جوشان از زمین خارج می‌شود و دمای آن در حدود ۶۵ درجه سانتی‌گراد است. آب از نظر ظاهری زلال و بی‌رنگ بوده و دارای بوی هیدروژن سولفورو است. در آب این چشمه املاحی همچون آهن، سیلیس و مواد رادیواکتیو نیز یافت می‌شود. آب این چشمه برای درمان دردهای سیستم حرکتی (دردهای مزمن رماتیسمی و پا)، بیماری‌های پوستی و زنان مفید تشخیص داده شده است.

چشمه ایستی سو

چشمه ایستی سو در ۴ کیلومتری شهرستان نیر و یک کیلومتری روستای سقزچی قرار دارد و به همین دلیل این چشمه با نام چشمه سقزچی نیز خوانده می‌شود. دمای آب در مظهر چشمه ۳۹ درجه سانتی‌گراد است و ظاهری زلال و بی‌رنگ دارد و بی‌بو و کمی شور می‌باشد. آب این چشمه برای درمان بیماری‌های گوارشی، بیماری‌های عمومی، اعصاب و سیستم حرکتی مفید تشخیص داده شده است.

چشمه دیپگل

چشمه دیپگل یا دیپ سیز گل در ۴ کیلومتری شهر نیر و یک کیلومتری روستای سقزچی در نزدیکی چشمه ایستی سو واقع شده است. دمای آب در مظهر چشمه در حدود ۳۰ درجه سانتی‌گراد است و ظاهری شفاف، بی‌رنگ دارد و بی‌بو و کمی شور می‌باشد. از آب این چشمه برای درمان بیماری‌های مفاصل، گوارشی و متابولیکی و دردهای عصبی استفاده می‌شود.

چشمه آب معدنی بیله دره

چشمه آب معدنی بیله دره در ۳ کیلومتری شمال سرعین در دره‌ای واقع شده و از نقاط مختلف از زمین خارج می‌شود. اطراف این چشمه را رسوب‌های آبرفتی حاصل از تخریب و تجزیه سنگ‌های آذرین و سخت، فرا گرفته است.

چشمه گل علی

چشمه گل علی در روستای ویلا درق در بالای تپه‌ای واقع شده است. آب این چشمه درون حوضی جمع شده و دمای آن ۱۷ درجه سانتی‌گراد می‌باشد و ظاهری کاملاً زلال دارد. آب این چشمه برای درمان بیماری‌های دستگاه گوارش و کلیه مناسب است. در فاصله ۵۰ متری از این چشمه، چشمه دیگری قرار دارد.

چشمه قره شیران

چشمه قره شیران در روستای قره شیران در ۵ کیلومتری شهر نیر واقع شده است. آب این چشمه تقریباً کدر، کمی شور و بودار است. آب این چشمه برای درمان دردهای مفاصل، رماتیسم و امراض پوستی توسط اهالی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چشمه آب معدنی قینرجه مشگین شهر

چشمه آب معدنی قینرجه مشگین شهر در دامنه‌های ییلاقی کوه سبلان در ۱۲ کیلومتری جنوب مشگین شهر واقع شده است. این چشمه با دمای آب ۸۶ درجه سانتی‌گراد، گرم‌ترین چشمه آب معدنی در جهان است. تفاوت دمای آب این چشمه با آب خنک رودخانه مجاور آن در فصل زمستان و خلق مناظر زیبایی از یخ، برف و بخار، انسان را به شگفتی وامی‌دارد.

در سال‌های اخیر با احداث مجتمع آب‌درمانی قینرجه، استفاده از این چشمه از حالت سنتی خارج شده و به صورت مدرن انجام می‌شود.


کاروانسرای خروسلو

کاروانسرای خروسلو

 

اردبيل در گذشته گذرگاه كاروانهای تجاری و نظامی متعددی بوده که زمینه احداث كاروانسراها را فراهم کرده است. بسیاری از این کاروانسراها بعدها به دلايلی همچون

تغيير مسیر راههای مواصلاتی و گذر زمان از بین رفته اند و تنها آثار تعداد محدودی از آنها باقی است.

اما همین تعداد باقیمانده گواه از تاریخ تجارت پر رونق این منطقه در طول اعصار داشته بطوریکه به عقیده کارشناسان وجود کارونسرا در شهرستانهای مختلف این استان

بیانگر رونق اقتصادی تمامی شهرهای این منطقه در گذشته است.

کاروانسرای خروسلو،

از جمله آثار شاخص تاریخی بیله سوار كاروانسرای مخروبه در منطقه شورگل خروسلو یادگار دوران صفویه است.

به گفته کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل کاروانسرا را در اصطلاح سرا، تيمچه، پاساژ، رباط، ساباط و خان نيز مى‌گفتند که البته از جهت ويژگى‌هاى معمارى برخى با

کاروانسرا تفاوت دارند.

 کاروانسراها با يک ديوار بلند محسور مى‌شدند که در هنگام جنگ يا حمله مهاجمان از آن بهره گرفته شود.

 در مدخل کاروانسرا، دروازه مستحکمى قرار داشت و در دو سوى آن اتاقهاى مربوط به خدمه و متصديان کاروانسرا تعبيه شده بود و پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که

در اطراف آن محل نگهدارى کالاها قرار داشت.

 پس از آن محوطه گسترده‌اى بود که در اطراف آن محل نگهدارى کالاها،اصطبل، انبار علوفه، دکان نعلبندی، و آهنگرى و قهوه‌خانه نيز در اين قسمت وجود داشت.

محل پذيرائى از مسافران در طبقه فوقانى کاروانسراها بوده  اما عموما در وسط محوطه کاروانسرا مسجد کوچکى تعبیه می شد.

رونق کاروانسراهای درون شهری در عهد صفوی

میرمحمدی با بیان اینکه مطابق با منابع تاريخى هخامنشيان را پايه‌گذار کاروانسراها دانسته‌اند، ادامه داد: در روزگار اشکانیان نیز ايستگاه‌هاى ميان راه و حمايت از

کاروانيان اهميت زيادى يافت و در اغلب جاده‌ها به‌ خصوص جاده معروف ابريشم بناهایى شبيه کاروانسرا ايجاد گرديد.

وی متذکر شد: در دوره ساسانيان به‌دليل اقتصاد وسيع و گسترده، راه‌ها و امنيت کاروانيان اهميت زيادى يافت و کاروانسراهایی به‌صورت چهارايوانى با مصالح ساختمانى

سنگ، آهک و گچ احداث شد.

میرمحمدی تصریح کرد: در دوره اسلامى نیز به دلايل متعدد نظامی، اقتصادى و مذهبى رونق ساخت بناهایى چون مساجد و مدارس و کاروانسراها مشاهده می شود.

وی معتقد است روزگار صفويان دوران طلایی احداث کاروانسراهاى درون‌شهرى است و کاروانسرها هر يک محل دادوستد کالاى ويژه‌اى قرار گرفته است.

کارشناس تاریخ و فرهنگ اردبیل افزود: از جمله دلایل نامگذاری اکر کاروانسراهای ساخته شده در زمان شاه عباس به نام این پادشاه نیز حکایت از رونق ساخت و ساز

کاروانسراها در زمان شاهان صفوی دارد.

علاوه بر موارد ذکر شده كاروانسرای شاه عباسی خلخال واقع در دوراهی روستای ميل آغاردان و ييلاق خلخال مربوط به دوره صفويه و كاروانسرای چنارلق خلخال دو

کاروانسرای شهرستان خلخال است.


امامزاده های اردبیل

امامزاده های اردبیل

براساس اسناد موجود اولین امامزاده ها در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم هجری قمری به منطقه اردبیل و آذربایجان وارد شده اند.

امامزاده های اردبیل

شکل گیری او قدمت مامزاده ها نیز به همان تاریخ منسوب می شود. از جمله امامزاده هایی که می توان روز تعطیلات را در آن سپری کرد می توان به اماکن زیر اشاره کرد.

امامزاده حمزه (ع : (این امامزاده یکی از مهمترین امامزاده هائی است که در منطقه اردبیل وجود دارد و به احتمال قوی و بنابر آنچه که صاحب “بحر الانساب” آورده ایشان همان حمزه بن موسی بن جعفر (ع) است که جد شاخه های متفرعی از سادات موسوی بویژه در منطقه آذربایجان و قفقاز و بطور کلی شمال ایران قدیم بوده و خاندان  سیادت و سیاست صفویه از اولاد ایشان بوده است. در حال حاضر بقعه بسیار کوچک در جوار بقعه شیخ سید امین الدین جبرائیل رضوان الله تعالی علیه بر مزار ایشان وجود دارد.

امامزاده دختر (حلیمه خاتون 🙁 در کنار مسجد میر صالح مجتهد مرقدی  وجود دارد که به امامزاده دختر معروف و مشهور بوده و قدمت تاریخی آن به قرن سوم هجری و معاصر با امامزاده های یزرگوار سید صدر الدین و سید صالح و سید حمزه (ع) می رسد

امامزاده سید محمود (ع 🙁 وی از اولاد امام موسی بن جعفر (ع) بوده و قبر شریفش در پشت مسجد سنگی روستای کلخوران واقع است و به احتمال قوی قبل از خاندان صفوی در اردبیل حضور داشته در حال حاضر اطاقکی بر مزار شریف ایشان موجود است.

امامزاده سید عوض شاه الخواص (ع : (وی فرزند سید حبیب الدین فیروز شاه زرین کلاه بود و جد ششم مرحوم شیخ صفی الدین اردبیلی است. نسبش با چهارده واسطه به امام موسی بن جعفر (ع) می رسد قبرش در مجموعه شیخ سید امین الدین جبرائیل  واقع است و قبه ای برمزارش ساخته شده است.

امامزاده سید صلاح الدین رشید (ع🙁 امامزاده سید صلاح الدین رشید بن سید محمد حافظ بن سید عوض شاه الخواصبن سید حبیب الدین فیروز شاه بوده و در اواخر قرن پنجم هجری در اردبیل می زیسته، جد چهارم شیخ صفی الدین اردبیلی می باشد مزار شریفش بر روی تپه ای در کنار روستای قطب آباد واقع است


آشنایی با سیر تحول آبگرم گاومیش گلی

آشنایی با سیر تحول آبگرم گاومیش گلی

گاومیش گلی در سال ۱۳۳۰

گاومیش گلی از قدیمی ترین و پر آب ترین آبگرمهای کشور بوده و از نظر آبدهی و وسعت سر آمد آبگرمهای سرعین است چنانچه کارشناسان زمین شناسی مقدار متوسط آب دهی گاومیش گلی را ۸۵ لیتر در ثانیه برآورد کرده اند که از چند نقطه کف استخر با گاز خارج می شود و از مجرای ضلع شرقی به بیرون می رود.

این چشمه که دارای استخری رو باز به مساحت ۴۰۰ متر با عمق ۱۳۰ سانتی متر است، در دامنه کوه سبلان واقع شده و در منطقه ای که زمستان ها دمای زیر صفر درجه دارد گاومیش گلی حدود ۵۰ درجه حرارت داشته و از خاصیت های درمانی بیشماری برخوردار است.

آب گاومیش گلی ترش بیرنگ و کمی بودار است که به علت مواد معدنی موجود در آن این طمع و بوی خاص را دارد. مواد معدنی موجود در این آبگرم معدنی نیز شامل آنیونهای کربنات، بیکربنات، کلروره، سولفات و کاتیونهای کلسیم، منیزیم، سدیم و پتایسم است.

هر کدام از چشمه های آبگرم سرعین نام های به خصوصی دارند که اغلب به استفاده و خاصیت درمانی آن چشمه و یا یک داستان مرتبط با آن بر می گردد. در واقع نامگذاری ها وقتی در کنار هم بررسی می شود به منزله بررسی بخشی از تاریخ رفته بر این شهر است.

گاومیش گلی در سال ۱۳۳۵

نامگذاری گاومیش گلی به تعبیر قدیمی ها به نوع استفاده از آن برمی گردد، به طوریکه به عقیده برخی پیش از آنکه این استخر شکل کنونی را به خود بگیرد گاومیشها بعد از اینکه مقداری از حرارت آب کاسته شده و معتدل می شده از آن استفاده می کردند از این رو اهالی سرعین و به تبع آن دیگران از آن به نام آبگرم گاومیش گلی یعنی چشمه گاو میش ها نام برده اند.

گاومیش گلی تا سال ۱۳۳۰ پیش گودی بی جداری در میان دره بوده و آب چشمه در آن گودی بصورت برکه ای جمع می شده و مازاد آن از گوشه ای در سمت جنوب شرقی وارد نهری می شد و به فاصله ۱۵۰ متری آسیابی را می گردانید. اما از این تاریخ به بعد دیوار و سکوی آبگرم گاومیش گلی احداث و شکل و شمایل ابگرم به خود گرفت.

بی شک لذت سفر و تجربه آب‌های گرم سرعین حکایت از اعجاز شگفت‌انگیز کوه آتشفشانی سبلان دارد به طوری که تمامی دردهای عضلانی و مزمن را می‌کاهد و شما را شاداب‌تر و پر انرژی‌تر از قبل می‌کند. در ۲۸ کیلومتری شهر اردبیل در دامنه‌های عجاب‌انگیز کوه سبلان درست در منطقه‌ای که زمستان‌ها دمای زیر صفر درجه سانتی‌گراد برای ساکنان آنجا دمای عادی به حساب می‌آید، استخر آبگرمی را مشاهده می‌کنید که دمای آب آن نزدیک به ۵۰ درجه سانتی گراد است. هر کدام از آبگرم‌های سرعین نام مخصوص خود را دارند که اغلب به نام‌های خاصیت درمانیشان و یا یک داستان مرتبط با آن شناخته شدند. آبگرم گاومیش گلی نام خود را به گفته اهالی و ریش‌سفیدان منطقه سرعین، از گاومیش‌هایی گرفته است که برای خوابیدن به کنار این چشمه می‌آمدند و زمانی که حرارت آن پایین می‌آمد در آن آبتنی می‌کردند. گاومیش گلی یکی از ۱۲ چشمه آبگرم شهر سرعین به شمار می‌آید. در حال حاضر آبگرم گاومیش گلی به عنوان یکی از جاذبه‌های اصلی گردشگری شهر سرعین شناخته می‌شود و نزدیک به یک قرن است که مردم برای آبدرمانی به این مکان سفر می‌کنند. آبگرم گاومیش گلی از قدیمی‌ترین و پرآب‌ترین آبگرم‌های کشور به شمار می‌آید که از نظر وسعت و میزان آبدهی سرآمد آبگرم‌های سرعین است. آبگرم گاومیش گلی بر روی دره‌ای ایجاد شده که استخر روباز آن ۱۳۰ متر عمق و ۴۰۰ متر مساحت دارد. آب این آبگرم به دلیل داشتن مواد معدنی همچون آنیون‌های کربنات، بیکربنات، کلروره، سولفات و کاتیونهای کلسیم، منیزیم، سدیم و پتایسم طعم و بوی خاصی دارد به طوری که آب آن بی‌رنگ، ترش مزه و بودار است و دمایی در حدود ۴۶ درجه سانتی گراد دارد. شنا، ماساژ بدن و انجام حرکات ورزشی در آبگرم گاومیش گلی که حجم و دمای زیادی دارد در کاهش امراضی نظیر رماتیسم، دردهای عضلانی، بیماری‌های قلبی و عروقی، خستگی و تنش‌های جسمی، بیماری‌های زنانه و خنازیر بسیار مفید و مؤثر است. با رزرو تور سرعین اردبیل در سایت علاءالدین تراول می‌توانید از دامنه های کوه سبلان و چشمه های آبگرم سرعین لذت ببرید و با ما خاطرات خوشی را برای خود و همراهانتان رقم بزنید.


مسجد جمعه اردبیل کجاست؟

مسجد جمعه اردبیل کجاست؟

مسجد جمعه اردبیل مربوط به دوران های سلجوقی، ایلخانی و صفویه است.

مسجد جمعه اردبیل کجاست؟

مسجد جمعه اردبیل یکی از قدیمی ترین مساجد شمال غربی ایران است. مسجد جمعه اردبیل بر روی تپه مرتفعی در شمال شرقی شهر اردبیل و در میان محلات پیر شمس الدین و عبدالله شاه واقع شده است.

قدمت مسجد جمعه اردبیل مربوط به ۸۰۰ سال قبل می باشد. آخرین بازسازی و مرمت مسجد جامع اردبیل در زمان ایلخانیان انجام گرفته است. از طرف سازمان میراث فرهنگی کاوش های باستان شناسی برای شناسایی تاریخ و تکامل مسجد در طی دوران های مختلف آغاز شد که با توجه به مطالعات انجام شده، تاریخچه مسجد جمعه اردبیل مربوط به زمان سلجوقیان هست و این بنا خود نیز بر روی بقایای کهن تر ایجاد گشته است.

معماری مسجد جمعه اردبیل

درب ورودی مسجد جمعه شامل گره های هندسی، گل میخ های آهنی و کتیبه ای به خط نسخ می باشد که اینگونه برداشت می شود که درب گفته شده از مکان دیگری به این مسجد آورده شده است. بقایای مناره ای با ارتفاع هشت متر در حوالی مسجد قابل مشاهده است که نشان از وجود این بنا در زمان سلجوقی می باشد.

دو سنگ نبشته در بدنه مناره نصب گشته که مربوط به فرمان حکمران آق قویونلو است. این سنگ نبشته به احتمال زیاد از جای  دیگری آورده شده و با بنای مسجد و مناره هیچ ارتباطی ندارد.

بنای مسجد قدیم شامل چهار طاق و گنبد است. در تمام بنای مسجد، آجر بکار رفته و مقدار کمی تزئینات کاشی کاری دارد که هم اکنون بخشی از نما باقی مانده است.

یکی از مختصات استثنایی پلان مسجد جمعه اردبیل شکل گیری و نقشه مسجد است که بر خلاف مساجد چهار ایوانی دوره سلجوقی ساخته شده است.

با گذر زمان مسجد جمعه اردبیل دچار صدمات زیادی شده بالخص در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی در جریان توسعه خیابان بخش اعظمی از تپه تاریخی از بین رفت.

مسجد جمعه اردبیل یکی از جاذبه های تاریخی این استان می باشد که در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۱۵ و با شماره ثبت ۲۴۸ به فهرست آثار ملی ایران اضافه شد و شما می توانید در تور اردبیل گردی از این مکان بازدید کنید.

آدرس جمعه مسجد اردبیل : اردبیل، تقاطع خیابان آیت الله مدنی و خیابان امام علی

عکس های مسجد جمعه اردبیل

 

 


ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

روستای ویلا دره در استان اردبیل که یکی از استان‌های شمال غربی ایران محسوب می‌شود قرار دارد.

ویلا دره طبیعت دیدنی سرعین

این استان از شمال به جمهوری آذربایجان، از سمت غرب به استان آذربایجان شرقی، از سمت شرق به استان گیلان کوه‌های تالش و از سمت جنوب به استان زنجان محدود شده‌است.

استان اردبیل، طبق آخرین تقسیمات کشوری، از ۱۰ شهرستان، ۲۹ بخش، ۲۶ شهر و ۶۶ دهستان، تشکیل یافته‌است. استان اردبیل قبلاً یکی از شهرستانهای بزرگ استان آذربایجان شرقی بود که بعداً به علت درخواست مردم اردبیل تبدیل به استان شد

معرفی روستای ویلا دره

روستای ییلاقی بیله درق یا ویلا دره ، دومین جاذبه گردشگری سرعینه، که با حدود ۲۰۰ متر پهنا در عمق ۱۰۰ متر یک دره، در ۳ کیلومتری شمال سرعین قرار گرفته. روستایی که با جاذبه های طبیعی و آب و هوای لطیف و خنکش معروف شده و اهالی منطقه اون رو با چشمه های آب معدنی طبیعیش می شناسن.

طبیعت بیله درق، اونقدر تنوع داره که شما می تونین درخت، گل، چشمه های طبیعی، آبشار و کندوهای عسل رو در یک زمان کنار همدیگه تماشا کنین. روستای ویلا دره علاوه بر تمام جاذبه های توریستی سرعین طبیعیش، غارهای بزرگ و کوچیکی هم در دل کوه ها و صخره ها داره، که هر کدوم از آنها جاذبه های خاصی برای یک سفر توریستی خواهند داشت.

اما از میان تمام این غارها، غاری با دهانه بزرگ و عریض که از بالای تپه بیله درق نمایان می شه، این روزها تبدیل به سرپناهی برای استراحت گردشگران شده. این در حالی ست که چندین غار کوچیک هم در امتداد رودخانه بیله درق در دل صخره ها دیده می شن و البته غاری بزرگ هم در ادامه مسیر دره وجود داره که چشمه ای هم از داخل آن جاریه.


معرفی صنایع دستی استان اردبیل (بخش اول )

معرفی صنایع دستی استان اردبیل

 

صنایع دستی در استان اردبیل از ظرفیت های بی بدیلی در تولید ثروت و خلق شغل برخوردار است اما این ظرفیت هنوز به صورت کامل و به دلیل فقدان شناسایی بازارهای مطلوب فروش ، سامان نیافتن تشکل ها و سازمان های صنفی و نبود توجه ویژه مورد استفاده مناسب قرار نگرفته است.

معرفی صنایع دستی استان اردبیل

کاشی معرق


یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان کاشی معرق نام دارد و آن عبارتست از قطعه های بزرگ و کوچک بریده شده کاشی که بر اساس طرح با نقوش مختلف و رنگهای متفاوت تراشیده شده و کنار یکدیگر قرار می گیرند و به شکل قطعه ای بزرگتر در می آیند.از مراکز تولید کاشی معرق می توان به شهرهای اصفهان, مشهد و تهران اشاره نمود. در اردبیل نیز کارگاههای متعددی در این زمینه فعالیت دارند.انواع رنگهای کاشی مورد استفاده در کاشی معرق عبارتند از : سفید, آبی تیره, فیروزه ای, سبز, پرتقالی و … .

نقاشی روی چرم

یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان اردبیل نقاشی روی چرم نام دارد و آن عبارتست از نقاشی و طراحی سنتی بر روی چرم که موارد مصرف فراوانی دارد و از زیبایی خاصی برخوردار می باشد. برای نقاشی روی چرم معمولا از چرم گوسفندی دباغی شده به رنگ کرم استفاده می نمایند.رنگهای مورد استفاده در نقاشی روی چرم از نوع رنگهای پیگمنت بوده و حلال آن الکل می باشد. پس از پایان نقاشی از محلول رزین برای ثبات و جلای رنگ استفاده می نمایند. در نهایت از ورنی برای شفافیت, براق شدن و عایق بودن کار بهره می برند.نقاشی روی چرم در خلخال و اردبیل رواج دارد.

چاقوسازی


مواد اولیه هنر چاقوسازی آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و یا عاج تهیه می نمایند. در گذشته روی دسته شمشیرها و غیره را مرصع کاری نیز می نموده اند و این کار امروزه بصورت ساده تری انجام می گیرد. ابزار کار چاقوسازان چکش، پتک، قیچی، کوره و … می باشد. روش کار بدین صورت است که استادکار در کنار کوره آتش، آهن را گداخته و با ضربات پتک آن را به شکل انواع چاقو، کارد, گزلیک, قندشکن و … درآورده سپس با نهایت هنرنمایی و با استفاده از ابزار ساده، از جنس شاخ حیوانات یا عاج دسته آن را کار می گذارند. پس از اتمام کار چاقو را تیز کرده و آب کروم می دهند.

 

خورجین بافی


خورجین بافی بافته ای است که در اکثر مناطق روستایی و جوامع عشایری با نقوش هندسی تولید می شود. مواد اولیه آن از پشم های رنگی, نخ پنبه ای و گاه موی بز می باشد که موارد مصرفی نظیر حمل ونقل پشت دوچرخه و موتور و یا چهارپایان را دارد. عرض این دستبافته بین ۳۰ تا ۹۰ بوده و بصورت قواره ای بافته می شود. خورجین هایی که در استان اردبیل بافته می شوند از کیفیت و زیبایی بیشتری برخوردار هستند و عمدتا در مناطق روستایی و عشایری استان اردبیل تولید و عرضه می گردد.

 

جل اسب

یکی از دستبافته های زیبا و عشایری استان اردبیل جل اسب نام دارد. جل دستبافته ای است که به منظور تزئینات اسب و شتر تهیه می شود. بدنه اصلی جل یک مستطیل است که دو دستک به آن وصل شده که این دستک ها پشت اسب را می پوشانند. عشایر آذربایجان، دشت مغان، کردهای خراسان، ترکمنها، عشایر فارس، ورامین و ایل افشار هر کدام به گونه ای جل را بافته و تزئین می کنند. بطور مثال در ترکمن صحرا، جل از جنس پارچه و تکه دوزی ماهوتی و پنبه ای با سوزن دوزی های زیبایی تهیه می گردد. در ایلات کرمان بصورت گلیم، نقوش سوزنی، شیریکی پیچ با تار و پود پشم و در میان عشایر آذربایجان از تکنیک بافت جاجیم برای تولید جل استفاده می شود.

 

قالی بافی


بسیاری بجای کلمه قالی کلمه فرش را بکار می برند. در اینجا لازم است توضیحی مختصر راجع به تفاوت این دو کلمه بیان شود. قالی به بافته ای گفته می شود که بر روی دار (عمودی یا افقی) بافته شده, تکه های کوتاه الیاف به وسیله تکنیکی خاص به دور تارهای موازی گره زده شوند تا بافته دارای پرزهای بلند گردد (پرزهای بلند باعث نرمی و لطافت سطح قالی می شوند). مواد اولیه آن برای تار : پشم, کرک یا ابریشم پرتاب بوده و برای پود : نخ پنبه ای, پشم یا ابریشم کم تاب می باشد و داری نقوش اسلیمی, ختایی و یا هندسی است.

چلنگری(آهنگری سنتی)


یکی از صنایع دستی استان چلنگری نام دارد. در قدیم هنرمندان این رشته در شهرها و روستاها به ساخت محصولاتی نظیر داس, چکش, میخ طویله, دهان بند اسب و گاو و … مشغول بوده اند. در دوران معاصر از آنجا که دامداری و کشاورزی, صنعتی یا نیمه صنعتی گردیده, این هنرمندان به ساخت محصولاتی تزئینی-کاربردی مانند پایه گلدان, پارتیشن, حفاظ پنجره و … مشغول می باشند. اساس کار آنان همانند چاقوسازی و زمودگری همان تکنیک حرارت دادن فلزات بوسیله کوره آهنگری (Forge) و دمیدن و کوفتن و اتصال پایدار, جهت حصول شکل نهایی می باشد. چلنگری نام قدیمی آهنگری هنری می باشد که امروزه به نام فرفورژه معروف شده است.چلنگری در شهرستانهای اردبیل و مشکین شهر رایج می باشد.

قلمزنی

سابقه این هنر قدیمی به زمان “سکاها” یا “سیت ها” بازمی گردد. این قوم حدود پنج الی هفت هزار سال پیش در قفقاز زندگی کرده و دارای نژاد آریایی بوده اند. برای خلق یک اثر, ابتدا (داخل یا زیر) زیرساخت (ظرف یا سینی) را که معمولا از جنس مس یا نقره و گاه طلا می باشد از محلول قیر و گچ پر می نمایند (برای جلوگیری از سر و صدای قلم و سوراخ شدن در اثر ضربه), سپس طرح (طراحی سنتی) موردنظر را بر روی ظرف پیاده نموده و قلم موردنظر را که دارای نوکهای مختلفی می باشند انتخاب نموده و بر اساس طرح, با چکش به آرامی و با آهنگی موزون به انتهای قلم می کوبند. در میان قلمها قلم سایه و نیم بر از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. بعد از اتمام کار قیر را جدا کرده, گرده ذغال روی شیارها ریخته و با روغن جلای سیاه روی ظرف را می پوشانند, سپس روغن اضافه را گرفته و ظرف را تمیز می نمایند. نقوش قلم زده شده بصورت خطوطی مشخص و تیره نمایان می گردد.

مسگری


یکی از صنایع دستی پرپیشینه استان اردبیل مسگری نام دارد. مسگری از جمله هنرهای صناعی (هنرهای صناعی به آن گروه از صنایع دستی گفته می شود که بعد صنعتی آن بیش از بعد هنری آن باشد) است که عبارتست از هرگونه ظروف و ابزار و ادوات کاربردی و تزئینی. این تولیدات معمولا از طریق چکش کاری بدست می آیند.

 

ملیله سازی


یکی از صنایع دستی و زیبای استان ملیله سازی نام دارد. ملیله سازی هنر-صنعتی است که درآن فلز طلا و یا نقره را به مفتول های نازک (با سطح مقطع دایره یا چهارگوش و مضرس کردن لبه ها) تبدیل نموده و سپس مفتول های آماده شده را در قالبی که از قبل تهیه شده بوسیله انبری ظریف فرم داده و نقش اندازی می نمایند, سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسیله ماده ای بنام جوش نقره انجام می پذیرد.معمولا با ملیله طلا, زیورآلاتی چون سینه ریز, گردنبند, انگشتر و گوشواره تهیه می نمایند و با ملیله نقره ظروفی مانند سینی, گیره استکان و لیوان و زیورآلات تهیه می شود.

ورشوسازی

یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان ورشوسازی نام دارد و آن عبارتست از ساخت و تهیه انواع ظروف مصرفی از قبیل سماور, سینی, انگاره و … از جنس ورشو. ورشو آلیاژی است از جنس ۲۰% نیکل, ۳۵% روی و ۴۵% مس که به رنگ نقره ای است. این آلیاژ به خوبی فرم گرفته و می توان با آن زیرساختهای مصرفی و زیبایی که کاملا جنبه کاربردی دارند تهیه نموده, سپس روی آن را قلمزنی کرده و بر زیبایی آن افزود.

آئینه کاری


آئینه کاری یکی از هنرهای سنتی استان است که عمدتا برای تزئین سقف و دیوارهای اماکن مقدسه و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. روش کار بدین صورت است که با بریدن آئینه به قطعات کوچک هندسی و سپس پهلوی هم قرار دادن آنها در سطوح دیوارها و سقف, سطوحی پرتلولو و جذاب را بوجود می آورند. نقوش آئینه کاری مانند گلهای خاتم خود دارای طرحهای مختلف و متنوعی می باشند.

چیق بافی

یکی از صنایع دستی سنتی ایران چیق بافی نام دارد که که دیواره چادر و زیستگاه عشایر ائل سون اردبیل می باشد. چیق هم زیباست و هم از ورود گرما, سرما, خاک و باد جلوگیری می نماید و این بدان علت است که نی ها توخالی هستند و در نتیجه به عنوان عایق عمل می کنند. در مواقع بارندگی یا سرما, رطوبت باعث ازدیاد حجم نی ها و چسبیدن آنها به یکدیگر گردیده و از ورود سرما یا باران جلوگیری می کند. در موقع گرما و خشکی هوا, نی ها انقباض پیدا کرده و راه را برای تردد هوا باز می گذارند.

حجم سازی چوب


یکی از صنایع دستی زیبای استان حجم سازی چوب نام دارد. در هر نقطه ایران که چوب یافت شود, ساخت احجام چوبی نیز رواج دارد. هنگامی که انسان تمایل به ساخت احجام و مجسمه را پیدا کرد, چوب را به نوعی ماده اولیه کار خود قرار داد. به لحاظ امکانات فیزیکی و نیز بافت زیبای چوب, تولیدات حجمهای چوبی, بسیار بدیع, زیبا و تحسین برانگیز می باشد. ابزار کار این هنر تقریبا همان ابزار کار نجاری و منبت کاری می باشد, ضمن اینکه بر حسب نیاز از وسایل و ابزار خاصی نیز استفاده می کنند.

خراطی

مواد اولیه این هنر انواع چوب سپیدار می باشد ولی آنچه مسلم است هر چه چوب فشرده و محکم تر باشد, می توان به کارهای ظریف تر پرداخت و دوام آن نیز بیشتر می شود. ابزار کار در قدیم چهارچوبی بود که فقط رکابی داشت و سر و ته چوب را به آن محکم کرده و توسط کمانی چوب را به حرکات دورانی حول محور خود وامی داشتند. ولی امروزه این قسمت برقی شده و کار خراطان تا حدودی آسان تر شده است. دیگر ابزار کار عبارتست از انواع مغار که نوعی ابزار است که سر آن شبیه ناخن بوده و البته با لبه های دیگر نیز مورد استفاده دارد.

کنده کاری روی چوب


با این هنر می توان ابزار مصرفی چون مهره شطرنج و تخته نرد, صندوق, کشکول درویشان, دسته قاشق شربت خوری (قاشق شاهی), درب های اماکن مقدسه و … تولید کرد. چوبهای مناسب برای این هنر چوب گردو, فوفل, انار سرخ, انار زرد, افرا و از همه بهتر چوب گلابی است. مغار نیم باز, مغار لوله کوچک, مغار کبریتی, قلم های کوچک و بزرگ, سندان, مارپا(ترکیبی از سوهان و اره) و اره مویی از ابزار کار این هنر هستند.

محرق


یکی از صنایع دستی زیبای استان محرق نام دارد. محرق به عمل سوخت روی ساقه های طلایی گندم می گویند. هنرمندان این رشته با استفاده از ساقه های گندم, حروف و یا طرح را بر روی پارچه یا کاغذ چسبانده و بوسیله هویه و یا سیخ فلزی داغ شده بر روی ساقه گندم اقدام به ایجاد نوعی سوخت می نمایند که بر زیبایی کار می افزاید.

مشبک چوب

یکی از صنایع دستی زیبا مشبک چوب نام دارد. مشبک چوب اغلب با دیگر هنرهای مربوط به چوب (خصوصا منبت) همراه می گردد. برای اجرای کار مشبک چوب, پس از اجرای طرح موردنظر بر روی چوب, قسمتهای منفی طرح را به کمک ابزاری چون مغار و اره مویی خارج می سازند تا طرح اصلی بصورت مشبک باقی بماند. معمولا طرح باقیمانده را نیز منبت کاری می نمایند تا طرح بعد پیدا کرده و زیباتر شود.

معرق چوب

معرق یکی از رشته های زیبای صنایع دستی ایران است که با استفاده از انواع چوب درختان (حدود ۷۰ الی ۸۰ نوع) که دارای رنگهای متفاوت هستند و همچنین گاهی با استفاده از استخوان شتر، صدف، مس، برنج، نقره، طلا، عاج و خاتم برای زیبایی یا تکمیل کار تولید می شود. مواد اولیه مورد مصرف در هنر معرق کاری انواع چوب درختان، استخوان شتر، صدف، مس، برنج ، نقره، طلا، عاج و خاتم می باشد. چوبهای مورد استفاده در معرق عبارتند از : زیتون، شمشاد، نارنج، فوفل، عناب، گردو، اقاقیا، ممرز، گلابی، کی کم و … . طریقه تولید معرق بدین صورت است که قطعاتی از چوبهای موردنظر (از نظر رنگ و بافت چوب) انتخاب کرده و به شکل و اندازه موردنظر (گل, برگ و ساقه) بریده و در جای خود می نشانند. در نهایت روی کار پلی استر زده و سمباده و پلیش می نمایند. از هنر معرق کاری در ساخت رویه میز, تابلو, قاب آئینه, صفحه شطرنج و … استفاده می نمایند.

 

تراش شیشه


یکی از صنایع دستی سنتی و زیبای استان اردبیل تراش شیشه نام دارد و آن عبارتست از ایجاد نقوش مختلف سنتی بر روی شیشه بوسیله تراش با استفاده از سنگهای مخصوص که درجه سختی آنها بیش از سختی شیشه باشد.
پس از تراش نقاط تراش خورده را صیقل می دهند. تراش روی شیشه در شهرستان اردبیل رایج می باشد.

پلاس بافی

در برخی از نقاط روستایی استان منسوجی به نام پلاس بافته می شود. پلاس از نظر ظاهری به گلیم درشت بافت شباهت دارد و روش بافت آن شبیه گلیم است .به طور عمده ابعادی حدود ۲۵۰ * ۳۵۰ سانتیمتر دارد. موارد مصرف آن بجز زیرانداز, کیف, سجاده, خورجین و … نیز می باشد.

چنته بافی

یکی از صنایع دستی  و سنتی استان اردبیل چنته بافی نام دارد. بافت چنته و نوع مواد اولیه آن کاملا مانند قالی و ورنی است و تنها تفاوت آن در ابعاد و اندازه آن است. چنته عبارتست از دو قطعه قالی کوچک مستطیل بافته شده به ابعاد تقریبی ۴۰*۳۰ سانتیمتر که با ظرافت از سه طرف (بصورت پاکت) به هم دوخته شده است و در دو طرف پایین آن دارای دو منگوله رنگی  و در قسمت بالا دارای دسته ای مانند کیف می باشد. چنته یک کیف سنتی می باشد که در اکثر روستاها و مناطق عشایری می بافند.

 

قلاب بافی


یکی از صنایع دستی زیبای استان قلاب بافی نام دارد. انواع محصولات بافته شده بوسیله قلاب و با استفاده از الیاف طبیعی را قلاب بافی می گویند. قلاب بافی تکنیکهای متنوعی در بافت و نقش دارد. محصولات بسیاری از قبیل لباس, کلاه, دستکش, لیف, انواع رومیزی های تزئینی, روتختی, عروسکهای بافتنی و … که جنبه کاربردی و تزئینی دارند با این روش تولید و بافته می شوند.

 

منبت چوب

مواد اولیه مورد مصرف در هنر منبت انواع چوب درختان می باشد, البته هر چه جنس چوب محکم تر و فشرده تر باشد کار منبت بهتر, زیباتر و بادوام تر خواهد شد, مانند چوب گردو, شمشاد و گلابی (خودرنگ). انواع نقوش اسلیمی, ختایی, جانوری, انسانی, گل و مرغ, خطوط کوفی بصورت خودرنگ در منبت کاری درب ها, رحل قران, مبلمان و میز, انواع جعبه, قاب عکس و قاب آئینه و … و مهر قلمکار مورد استفاده دارند.هم اکنون منبت چوب در شهرهای اردبیل, مشکین شهر, خلخال, نمین و پارس آباد رواج دارد.

 

حجاری (سنگ تراشی)

سنگهای مورد استفاده در ساخت اینگونه محصولات عبارتند از : فیروزه, مرمر, یشم, سنگ سیاه و سایر سنگهای معمولی و نرم. سنگ تراشان امروزه سنگ خام را از کوه برگرفته و آن را به قطعات موردنظر تقسیم می نمایند. قسمتهای اضافی را با قلم (های درشت) و چکش درآورده, توسط قلمهای کوچکتر پرداخت می نمایند. سپس از قلم شانه (که لبه آن مانند شانه است) استفاده نموده و سرانجام برای سرعت بخشیدن به کار با دستگاهی شبیه به اره های چوب بری برقی رویه سنگ را صیقل داده و پرداخت می نمایند.

 

طراحی سنتی


طراحی سنتی یعنی هنر آراستن انواع اجسام مانند : کاغذ, چوب, فلز, شیشه و … با انواع نمادهای سنتی ایرانی از قبیل ختایی ها, اسلیمی ها و نقوش هندسی. نقوش ختایی شامل گل ها و برگ ها می باشد, مانند گل شاه عباسی, گل پروانه ای, لوتوس, برگ کنگره ای و … .
نقوش اسلیمی انواع طرحهای گردان که به نقوش “آرابسک” نیز معروفند و انواع مختلفی مانند اسلیمی ساده, اسلیمی ماری (ابری), اسلیمی دهان اژدری (اژدهایی) و … را شامل می شوند.

زیرانداز نمدی


برای تهیه آن عمل بافت صورت نمی پذیرد، بلکه با استفاده از دو خاصیت پشم (جعد یابی و پوسته ای شدن) تولید می شود و با ایجاد فشار (مالیدن) و رطوبت و حرارت و در نتیجه در هم رفتگی الیاف پشم نمد تولید می گردد.
مواد اولیه مورد استفاده در نمد فقط پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند در رنگهای مختلف می باشد, البته گاهی می توان کمی صابون و زرده تخم مرغ را جزء مواد مصرفی در تولید نمد محسوب نمود. ابزار کار نمدمالان معمولا پارچه کرباس برای بستن نمد می باشد و ابزار خاصی ندارد و زحمت و حوصله و کار طاقت فرسای هنرمند است که باعث بوجود آمدن نمد می گردد. نکته جالب توجه آن است که برای تهیه یک نمد دو در سه متر همان مقدار پشم مورد نیاز است که در تولید قالی به همین ابعاد مورد نیاز می باشد. فقط مدت زمان تولید نمد (یک روز) باعث می شود که نمد بسیار ارزانتر از قالی به فروش برسد.

کلاه نمدی


برای تهیه آن عمل بافت صورت نمی پذیرد, بلکه با استفاده از دو خاصیت پشم (جعد یابی و پوسته ای شدن) تولید می شود و با ایجاد فشار (مالیدن) و رطوبت و حرارت و در نتیجه در هم رفتگی الیاف پشم نمد تولید می گردد. نحوه تولید بدین صورت می باشد که ابتدا نقش را به روی پارچه کرباس با استفاده از پشم های رنگی (خودرنگ) طراحی نموده, سپس پشم های حلاجی شده را روی کل سطح موردنظر قرار می دهند و با پیچیدن کرباس و مالیدن آن و پاشیدن آب جوش نمد را تولید می نمایند.


بازی های سنتی شهر اردبیل

بازی های سنتی شهر اردبیل

در این مقاله به معرفی بازی های سنتی اردبیل می پردازیم.

بازی های سنتی شهر اردبیل

گیزلین پاچ

معادل فارسی این کلمه “قایم موشک بازی” است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد . در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سر و صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد “گیزلین پاچ و گلدیم قاچ” و بلافاصله در پی جستجوی آنها به اینطرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند .


گیرجنه بازی

گیرجنه به معنی فرفره در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد . این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراطها آنرا به شکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا بشکل مخروط در می آوردند . وسیله بازی غیر از گیرجنه “قمچی” بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود بطول تقریباً نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند . گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس برآن می زدند و بدین طریق آنرا به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعتها خود را با آن سر گرم می ساختند .

 

چلینگ آغاج

نام فارسی آن “الک دولک” است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ۷۵ و دیگری ۲۰ سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .


تکسن جوت

با خوراکیهائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید “تک سن جوت” یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و به همان تعداد از آن خوردنی به وی می داد .

 

گلین و بیگچه

مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام “گلین” می نامیدند . گلین در زبان ترکی بنام “عروس” است و در عمل به مجسمه های بخصوصی گفته می شد که به شکل عروس می ساختند . در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسکهای می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد . مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و یپبه و چیتهای رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و به اندازه ای که می خواستند با نخ به هم می بستند . آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی بشکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام “بوئرگ” خوانده می شد می کشیدند.

 

بش داش

نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداختند و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد . اگر سنگها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همانها را بهمان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگهای روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و بالاخره هر چهار تا را یکجا از زمین برداشته با همین دست که سنگها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند اگر موفق باین کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند . در مرحله ششم نوبت تعویض سنگها بود بدین معنی که سنگها را همچنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگها را برمی داشتند . در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید . در این مرحله هم سنگها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ایکه سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند ، بگیرند . سنگهای روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند . در مرحله هشتم سنگها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهای دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و با ر دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا پایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند . اگر این مراحل بپایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود .


فرهنگ بومی شهر اردبیل در مراسم ها

 فرهنگ بومی شهر اردبیل در مراسم ها

 

 

اَردَبیل (نام باستان: آرتاویل ) یکی از کلان شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی این کشور است. این شهر در قبل و پس از اسلام مرکز آذربایجان بوده است.

شهرت و اهمیّت اردبیل تنها از آن جهت نیست که چند تن از پادشاهان ایران آن شهر را قرارگاه خود ساختند، بلکه از آن لحاظ است که سر حلقه فرقه صفویه، شیخ صفی‌الدین اردبیلی، از این جا برخاست و در همین‌جا به خاک سپرده شد.

با ظهور شیخ صفی‌الدّین و خاندان صفوی، اردبیل اعتبار ویژه‌ای یافت، به طوری که این شهر در زمان تیمور، دارالارشاد و در زمان سلاطین صفوی با عنوان دارالامان از جایگاه خاصّ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار گردید. حکومت صفوی بسیاری از هرج و مرج‌ها را که در ایران وجود داشت، برانداخت و یک حکومت دینی و مذهبی را پایه‌گذاری کرد که به گفته بسیاری از کارشناسان تاریخ، تشکیل دولت یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ ایران به شمار می‌آید.

واژهٔ اردبیل یک واژه ایرانی است که ریشه در اوستایی دارد که از واژه «آرتا» (به‌معنی مقدس که در فارسی میانه تبدیل به «ارد» شده‌است و در کلماتی نظیر اردشیر، اردوان ، اردستان، اردکان آمده‌است) و «ویل» به معنی شهر تشکیل شده‌است. وسعت این شهرستان ۳۸۱۰ کیلومتر مربّع است و چهرهٔ عمومی شهرستان اردبیل متأثّر از ارتفاعات کوهستان‌های ساوالان (سبلان)، باغرو (تالش) و بزغوش است که این عوامل طبیعی سبب محصور شدن آن شده‌اند. اردبیل از مناطق با اهمیّت ایران به شمار می‌آید و دارای آثار و ابنیّه تاریخی و جاذبه‌های طبیعی بسیار زیادی است.

جغرافیا اردبیل

شهر اردبیل در میان دشتی با همین نام در ارتفاع ۱۵۰۰متری از سطح دریا و در میان کوه‌های باغرو (تالش) و سبلان در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است.

مشاهیر اردبیل

شیخ صفی‌الدین اردبیلی: نیای بزرگ دودمان صفویان از سادات بومی اردبیل است.
شاه اسماعیل صفوی: اولینشاه؛موسس و بانی سلسله صفویه.
الهی اردبیلی: جلال‌الدین حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی متخلص به الهی، شاعر، متصوف، متکلم، فقیه و ریاضی‌دان بزرگ اسلامی در دهه هشتم و نهم هجری.
مقدس اردبیلی: از علما و فقهای شیعه امامیه در قرن دهم هجری.
حاج باباخان اردبیلی: سیاست‌مدار ایرانی در دورهٔ جنبش مشروطه بود.
صدرالممالک اردبیلی: از شاعران ترکی سرای و همچنین فارسی سرای دوره قاجار.
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی: از مراجع تقلید شیعه ایرانی، رئیس سابق دیوان عالی کشور و دانشگاه مفید قم.
رحیم علی‌آبادی: کشتی‌گیر ایرانی و سومین مدال آور کشتی فرنگی ایران در رقابتهای قهرمانی جهان.
علی دایی: بازیکن و سرمربی سرشناس فوتبال ایران.
کریم انصاری فرد: از بازیکنان فوتبال ایران.
نصرالله ناصح پور: از استادان ردیف‌های آواز ایرانی و از اعضای هیئت مدیره خانه موسیقی ایران.
غفور جدی اردبیلی: سرلشکر خلبان ایرانی.
جواد علیزاده: کارتونیست و کاریکاتوریست ایرانی و مدیرمسئول، صاحب امتیاز و سردبیر مجله طنز و کاریکاتور.
حسین رضازاده: ملی‌پوش سابق تیم ملی وزنه‌برداری ایران و از اعضای شورای شهر تهران.
فرهاد قائمیان: بازیگر سرشناس سینما و تلویزیون ایران.
سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی: از مداحان مشهوراهل بیت.
رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی: اذان گوی مشهور ایرانی و تاریخی جهان اسلام درآواز بیات ترک و در گوشه روح الارواح است.
علی نیکزاد: سیاستمدار و وزیر راه و شهرسازی سابق دولت محمود احمدی‌نژاد.
جابر عناصری: استاد و شاهنامه‌پژوه، ایران‌شناس و تعزیه‌شناس ایرانی.
بابا صفری: مولف و تاریخ‌نگارایرانی بود که کتاب اردبیل درگذرگاه تاریخ از اوست.
ناصر چشم‌آذر: موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و تنظیم کننده ایرانی است.
ودود مؤذن: نقاش، خواننده و نوازنده و پیکرتراش ایرانی است.
محمدرضاحسین زاده: مدیر عامل بانک ملی ایران
عبدالرحمن عالم: استاد برجستهعلوم سیاسی دانشگاه تهران و صاحب آثار ارزشمند در زمینه علم سیاست می باشد.

غذاهای سنتی شهر اردبیل

از غذاهای سنتی اردبیل می‌توان به یرآلما کبابی. کباب شیشلیک، آلبالو پلو، لپه خورشت، اوماج آشی، آش دوغ، سوتلی آش، یارما آشی، بزباش، پیچاق قیمه، تاس‌کباب، ترحلوا، دومه کباب، باستیرما پلو، ترشی‌قرمه، چیغیرتما، حلوای سیاه، حلوای زرد، حلوای زنجبیل، خشیل، خورش قاتق، ساج‌ایچی، سوغان‌سو، قرمه‌سبزی، قویماق، قیساوا، قیقاناق، کوفته، لونگی و هرا اشاره کرد.

آداب و رسوم اردبیل

بازی ها

گیزلین پاچ
معادل فارسی این کلمه “قایم موشک بازی” است و ترتیب بازی نیز تقریبا به همانگونه می باشد . در این بازی دسته ای از کودکان یک نفر را از بین خود وادار به بستن چشم یا روی کردن بدیوار می نمودند. آنگاه خود بی سر و صدا و به نحوی که او در نیابد از کنار وی دور شده هر یک در جائی پنهان می گشتند دقایق بعد آنکه چشمش بسته بود با صدای بلند داد می زد “گیزلین پاچ و گلدیم قاچ” و بلافاصله در پی جستجوی آنها به اینطرف و آنطرف می رفت و در یک مدت متعارف اگر موفق یافته یکی از آنها را پیدا می کرد برنده می شد و الا بچه ها از مخفی گاه خود در آمده به محل اولیه باز می گشتند .

گیرجنه بازی
گیرجنه به معنی فرفره در زبان فارسی امروزی است و مراد از آن جسمی است که بدور خود می چرخد . این کلمه در اردبیل و در معنی خاص به تکه چوبی گفته می شد که خراطها آنرا به شکل استوانه و به قطر تقریبی سه تا چهار سانتی متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتیمتر می تراشیدند و یک قاعده آنرا بشکل مخروط در می آوردند .

وسیله بازی غیر از گیرجنه “قمچی” بود و آن عبارت از ترکه ای از چوب بود بطول تقریباً نیم متر که بر یک سر آن نواری از پارچه و قماش یا نخ کنفی و غیره می بستند و طول این نوار به درازای چوب قمچی انتخاب می کردند. گیرجنه را بر روی نوک تیز آن با دست و در روی زمین صاف می چرخانیدند و سپس برآن می زدند و بدین طریق آنرا به چرخش وا می داشتند و چه بسا که ساعتها خود را با آن سر گرم می ساختند .

چلینگ آغاج

نام فارسی آن “الک دولک” است ولی طرز بازی آن دو در اردبیل و تهران با هم فرق داشت . وسیله این بازی دو تکه چوب دستی یکی بطول تقریبی ۷۵ و دیگری ۲۰ سانتیمتر بود که اولی را “آغاج” بمعنی چوب و دومی را “چلینگ” می گفتند . این بازی در اردبیل دو مرحله داشت “توخماغی” و “یانی” در قسمت اول بازی که نوبت بازی با او بود آغاج را از یک سر در کف دست طوری می گرفت که دو سه سانتی متر آن در بالای دست و بقیه در زیر دست او رو به پائین قرار گیرد آنگاه چیلینگ را بر روی آن دست و پشت بر آمدگی چوب می گذاشتند و سپس آنرا به هوا می انداختند و با پائین چوب محکم می زد .

تکسن جوت

با خوراکیهائی مثل نخود چی و کشمش صورت می گرفت و یکی از بازیکن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از دیگری می پرسید “تک سن جوت” یعنی تعدادی که در دست اوست طاق می باشد یا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه که در مشت او بود مطابق در می آمد برنده می شد و آن مقدار نخود چی یا کشمش را که در دست وی بود از او می گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمی آمد بازنده می شد و به همان تعداد از آن خوردنی به وی می داد .

گلین و بیگچه

مهمترین بازی آنها عروسک بازی بود که بنام “گلین” می نامیدند . گلین در زبان ترکی بنام “عروس” است و در عمل به مجسمه های بخصوصی گفته می شد که به شکل عروس می ساختند . در قدیم خود دخترها آنها را می ساختند و گاهی هنر قابل تحسینی در این باب از خویش نشان می دادند و عروسکهای می دوختند که در حد خود از بهترین آنهائی می شدند که انسان می تواند با دست و با مواد اولیه بسازد.

مواد لازم برای ساختن ساده ترین آنها سر شاخه های نازک چوب و یپبه و چیتهای رنگارنگ بودند دو تکه چوب را بشکل صلیب و به اندازه ای که می خواستند با نخ به هم می بستند . آنگاه در قسمت بالای آن با پنبه و گاهی با گذاشتن دگمه صورتی بشکل دایره ترتیب می دادند و برای زیبائی روی آن پس از نقاشی پرده خارجی قلوه گوسفند را که پرده شفاف و حاکی ماوراء بود و بنام “بوئرگ” خوانده می شد می کشیدند.

بش داش

نحوه بازی چنین بود که یکی از آنها که نوبت بازی با او بود پنج سنگ مزبور را در کف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا می انداختند و بلافاصله پشت همان دست را برای گرفتن آنها در مسیر سقوط آنها قرار می داد .

اگر سنگها ولو یکی از آنها در پشت دست قرار می گرفت همانها را بهمان شکل باز در هوا می انداخت و این بار با کف دست آنها را می گرفت در حرکت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمین می ریختند و یکی از آنها را برداشته به هوا می انداختند و تا گرفتن آن سنگهای روی زمین را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و یکی و بالاخره هر چهار تا را یکجا از زمین برداشته با همین دست که سنگها در آن بود سنگی را که از هوا پائین می آمد می گرفتند.

اگر موفق باین کارها نمی شدند خودشان می مردند و بازی را تحویل طرف می دادند . در مرحله ششم نوبت تعویض سنگها بود بدین معنی که سنگها را همچنان در زیر زمین می ریختند و یکی را برداشته به همان شکل به هوا می انداختند و تا گرفتن آن یکی از سنگها را برمی داشتند . در نوبت دوم که سنگها را به هوا می انداختند آنرا که از زمین برداشته بودند با یکی از سنگها که در زمین بود عوض می نمودند و بدین طریق پس از آنکه یک یک آنها را تعویض می کرد مرحله هفتم بازی آغاز می گردید.

در این مرحله هم سنگها را به زمین ریخته یکی را برمی داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه ای در مقابل آنها می گذاشتند و در فاصله ایکه سنگ برداشته شده را که به هوا انداخته بودند ، بگیرند . سنگهای روی زمین را یک یک با دست دیگر زده از آن دروازه می گذرانیدند . در مرحله هشتم سنگها را در کف دست گذاشته یکی را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهای دیگر را یکجا روی زمین می گذاشتند و با ر دیگر آن سنگ را که گرفته بودند به هوا انداخته تا پایین آمدن آن چهار سنگ دیگر را یکجا از زمین برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نیز می گرفتند . اگر این مراحل بپایان می رسید آن یکی برنده می شد و هر گاه در وسط بازی با اصطلاح خودشان می مرد بار دیگر که نوبت به او می رسید از همانجا که مانده بود بازی را تعقیب می نمود .

پوشاک سنتی (لباس های محلی) اردبیل

در برخی از مناطق این استان چون منطقه مغان و ارسباران ، درمیان عشایر کوچ نشین و میان روستاییان استفاده از لباس های محلی توسط مردان و زنان عمومیت دارد . لباس های محلی ایل شاهسون و ارسباران یکی از مهمت ترین جاذبه های فرهنگی به شمار می آیند. مردان ایل پوشاک اختصاصی ندارند . پوشاک آنها کت وشلوار و کلاه ( معروف به کپی یا کلاه ترک دار و نظیر کلاه مردان گیلان ) می باشد .
پیراهن زنان ایل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشکیل شده و بلند است .
تنبان شلیته ای است که زنان می پوشند و شبیه تنبان های بانوان گیلان ، بختیاری و قشقایی است . جلیقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستین تشکیل می دهد .

موسیقی سنتی

موسیقی محلی استان اردبیل در قالب موسیقی اصیل آذربایجان به عنوان یکی از انواع موسیقی غنی شرقی ، برگرفته از حقایق تاریخی و فرهنگی این خطه است . موسیقی محلی اردبیل در دو گروه موسیقی ردیفی یا مقام وموسیقی عاشیقی تقسیم می شود. در اردبیل نوازندگان زن را سازاندا و نوازندگان مرد را عاشق مطرب می نامند .

از ابزار موسیقی این استان می توان به قاوال که همان دایره آذربایجانی است . بالابان (سازی بادی که چون برای نواختن بن دو لب قرار می گیرند ( به فارسی بالبان و به آذری بالابان ) تار (از سازهای ذهی است که با زخمه نواخته می شود ) دهل ( همان ناقارای آذری‌) دف کیمیانجا (کمانچه ) و … اشاره کرد.

خواستگاری رسمی و عقد خوانی در اردبیل

پس از آنکه دختری مورد پسند قرار می گرفت اقدام به خواستگاری رسمی می شد . علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چای شیرین بود و در این روز از اقربای دختر هم عده ای بدین مجلس که به “شیرنی ایچدی” معروف بود ، دعوت می شدند . در این مجلس میزان مهریه و شرایط طرفین و تاریخ عقد مشخص می شد نامزدی رسمی وقتی صورت می گرفت که مراسم مخصوصی به نام “شال اوزوک” انجام یابد اوزوک لفظ ترکی و به معنی انگشتری است و شال به همان معنائی است که در زبان فارسی نیز مصطلح است.

عقدخوانی

بین نامزدی و عقد خوانی مدت زیادی طول نمی کشید و از کسان طرفین برای مجلس عقد دعوت می شد و این دعوت غالباً از مردان مسن و میانسال به عمل می آمد . عقد خوانی در خانه دختر به عمل می آمد ولی مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتی که صیغه عقد جاری می شد مجلس در سکوت عمیق و روحانی خاصی فرو می رفت و همه به جملات خوانندگان صیغه توجه می کردند . عروس در اتاق دیگری که او را بر روی ظرف مسینی می نشاندند و در وسط پارچه ای که در بالای سر او گرفته بودند . دو تکه قند را به هم می سائیدند چون صیغه به پایان می رسید همه مبارکباد می گفتند . آنگاه با چای و شیرینی از حضار پذیرائی می کردند .

پارچه کسدی

قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن دیگری گرفته می شد که مختص زنها بود . مراد از این جشن آن بود که کسان طرفین دور هم بنشینند و لباسهای عروس را بریده و بدوزند . ولی در طول زمان این کار صورت تشریفاتی به خود گرفته مبدل به یک جشن رسمی برای نشان دادن لباسها و زینت آلات عروس به دیگران شده بود .
در آن مجلس ، که در خانه عروس برگزار می شد . سازنده ها یعنی خوانندگان و نوازندگان زن دعوت می شدند و با پذیرائی های گرم جشن می گرفتند و در ضمن آن لباسها و زینت آلاتی را که خانواده داماد برای عروس آورده بودند به مهمانان نشان می دادند . فردای آن روز کسانی از نزدیکان داماد به اتفاق خیاط به خانه عروس می آمدند و قسمتی از پارچه ها را بریده برای روز عروسی لباس می دوختند .

حنا گجه سی

حناگجه ، شبی بود که فردای آن عروس را به خانه داماد می بردند . این جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته می شد . حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اینان ، از هر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت می شدند و با او به حمام می رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن می گرفتند و چون به دستهای عروس حنا می بستند از این رو آنرا حنا گجه یعنی شب حنا بندان می گفتند . جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار می شد و دوستان و همسالان وی در آنجا گرد آمده با او به حمام می رفتند .

شب عروسی

بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت می گیرد . در زمانهای قدیم بعضی از خانواده ها عروس را با اسب بخانه داماد می بردند ولی بعد ها درشگه جانشین اسب شد و امروزه از ماشین استفاده می کنند . بعد از ظهر روزی که غروب آن عروس به خانه داماد می رفت جهزیه او را به اضافه لباسها و تحفه هائی که از روز نامزدی به بعد برای او آورده بودند ، به خانه داماد می بردند . عروس را مشاطه آرایش می داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادری به سرش می انداختند و زنهای مسنی از خانواده او وی را همراهی می کردند.

یکنفر” ینگه” هم همراه آنها می شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را به وی بیاموزد و در برابر کینه توزی احتمالی از او مراقبت کند . موقع رفتن عروس پدر وی ، و در صورت نبودن او برادربزرگ یا عموی او ، دم در خانه دعای خیر می داد و خوشبختی او را آرزو می کرد . در خانه داماد معمولاً شام تهیه می شد و از مردان و زنانی از بستگان طرفین دعوت به عمل می آید . رسم براین بود که داماد سه تا سیب به پشت عروس بزند و به سر او نقل و نبات بریزد و پول نثار کند . در مدخل راهروی ساختمان مجموعه یا طشت مسین می گذاشتند تا عروس از روی آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محکم بماند .

ترک پلو

فردای شب عروسی برای ناهار عروس غالبا مادرش “قویماق” می فرستاد و برای شام او نیز از خانه پدرش ترک پلو می آوردند . ترک غذای مخصوصی است و آن پلویی است که با زعفران و شکر و روغن مثل کته پخته می شد . پلو را نیز گاهی با دو یا سه خورش می پختند و همه آنها را با دیگ و ظرفهائی که در آنها پخته بودند ، می فرستادند. فرستادن ترک پلو هم دارای تشریفاتی بود و در خانه عروس برای شرکت در این مراسم از جمعی از نزدیکان دعوت می شد . هم چنین کسان داماد از اقربای نزدیک خود برای صرف این غذا دعوت می کردند.

اوز آشدی

عروس از ساعت ورود روی خود را از دیگران ، یعنی مردان و زنان خانواده شوهر ، می پوشانید و روز اول برای آنکه نزد مادر شوهر یا خواهران وکسان داماد چادر از سر او بردارند هریک از آنها چیزی به وی هدیه می دادند . این هدیه بسته به تمکن مالی خانوادگی فرق داشت و در خانواده های متمکن سکه طلا بود و آنرا “اوز آشدی” می گفتد یعنی رونما.

بنده تخت

چون انتظار ورود مهمان برای خانواده داماد درمدت یک هفته و ده روز اول کار مشکلی بود لذا بعدها روز سوم عروسی را با اصطلاح عوامانه بنده تخت که تحریف شده عبارت “بانو به تخت” است بدین کار اختصاص دادند و بعد از ظهر آنروز را به طور رسمی برای پذیرائی از مهمانان مشخص ساختند .

ایاغ آشدی

پس از پایان این قبیل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازدید به خانه های منسوبان و دوستان خود می رفتند. بعد از این بازدیدها تشریفات ایاغ آشدی آغاز می شد و آن عبارت از مهمانی هائی بود که خویشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزدیکی که با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتیب می دادند و از خانواده های طرفین نیز دعوت می نمودند .

ادبیات بومی اردبیل

زبان و گویش اردبیل

قبل از مهاجرت آریایى‏ها به ایران، زبان مردم اردبیل، زبانى بومى بوده است. پس از استقرار مادها در اردبیل، زبان اوستایى در این استان رایج میگردد. در دوره هخامنشیان زبانى فارسى وارد این استان مى‏شود البته مردم این سرزمین زبان آذرى که آمیخته‏اى از زبان مادى و بومیان اردبیل بوده تا دوره اشکانیان و سلوکیان نیز حفظ میکنند.

بعد از حمله اعراب به ایران، زبان عربى در این سرزمین گسترش مى‏یابد و زبان فارسى کم‏کم رایج می ‏شود. در دوره صفویان نیز مردم این استان به زبان آذرى تکلم میکرده‏ اند. با آمدن ترکان به ایران و استقرار آنها در اردبیل کم‏کم زبان ترکى در اردبیل رایج میگردد و از این زمان زبان ترکى در این استان ماندگار میشود و تا امروز نیز باقى مانده است.

در گذشته زبان مردم اردبیل آذرى بوده است که به مرور زمان با زبان فارسى و ترکى آمیخته شده است و هم اکنون به جز در برخى از روستاهاى خلخال، اثرى از زبان آذرى وجود ندارد. مردم اردبیل در حال حاضر به زبان ترکى تکلم مینمایند و زبان فارسى نیز در بین آنها رایج است. از این رو می‏توان آنها را ذولسانین دانست. مکاتبات مردم و برنامه تحصیلات در مدارس به زبان فارسى انجام مى‏شود و جوانان این استان با فارسى آشنایى کامل دارند.


معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل (بخش اول)

معرفی و سرگذشت مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل

در ادامه مقالات مربوط به معرفی استان اردبیل به معرفی مشاهیر بلند آوازه شهر اردبیل و سرگذشت آن ها میپردازیم.

تاد نادعلی همدانی 
نادعلی همدانی متولد ۱۳۱۲ اردبیل است و تاکنون نزدیک به ۳۵ اثر از رمان تاریخی تا نمایشنامه و بیوگرافی و مجموعه داستان اعم از تألیف و ترجمه ، منتشر کرده است . رمان ولگرد اولین اثر او که یک رمان تاریخی است درسال ۱۳۳۱ منتشر شد.

 

داوود غفارزادگان
وی در سال ۱۳۳۸ در اردبیل متولد شد . او فارغ‌التحصیل دانش سرای مقدماتی اردبیل است . غفارزادگان در زمینه نویسندگی با انتشارات مدرسه ، حوزه هنری ، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس همکاری داشته است . همچنین مسئول دفتر پیک کودک و نوجوان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، کارشناس داستان مرکز بررسی آثار ، عضو هیئت داوران اولین و دومین دوره جشنواره انتخاب کتاب سال دفاع مقدس و… از جمله مسئولیتهای ایشان می‌باشد.

 

آیت الحق ملا ابراهیم امام جمعه
 از علمای بنام اردبیل بوده که در سال ۱۲۰۷ ه.ق. در ولایت اردبیل متولد شد. اوعنوان امامت جمعه اردبیل را داشت و در مسجد اوچدکان اقامه جماعت می کرد مدرسه اش ، خانه اش بود که در قرب مسجد قرار داشت و چون تعداد طلاب رو به فزونی گذاشت مدرسه طلاب ملا ابراهیم را در سال ۱۲۶۷ بنا نهاد . این مدرسه در ۱۳۵۲ خورشیدی نوسازی شد و باز به همان نام مرکز تربیت دانشمندان مذهبی گردید . او قریب یکصد سال عمر کرد و پس از وی فرزند ارشدش مرحوم میرزا حاجی آقا امام جمعه شد . از خدماتش نوسازی مسجد اوچدکان بودکه با هزینه شخصی خود آنرا انجام داد . مقبره خانوادگی آنها در حجره ای متصل به مسجد اوچدکان قرار دارد.

 

استاد سلیمی
موسیقیدان بزرگ آذربایجان ایران، از همین غواصّان دریای خروشان موسیقی است . اهل فن، او را به عنوان یک تک‌‌نواز و بداهه ‌‌پرداز بلند مرتبه می‌‌شناسند و در آهنگسازی و خلق نغمه‌‌های زیبا و استوار نیز ، منزلت رفیع برای او قائل‌اند. زندگی پربار و پرکار استاد سلیمی در شرایطی بیشتر سخت و کمتر آسان ، مثالی زنده است از عشق و پشتکار یک هنرمند شرقی ، که میلیون‌ها انسان با نغمه‌‌های او زیسته‌‌اند ، گریسته‌‌اند و زندگی را ادامه داده‌‌اند . نغمه‌‌های او ، از بن دل ، آذری است ، ایرانی است، جهانی است و دارای احساسات لطیف انسانی است.

 

شیخ ابراهیم قلعه جوقی
او از قراء اردبیل بوده که پس از تحصیل مقدمات عازم نجف اشرف شد و تا آخر عمرکوتاه خود در آنجا ماند از تاریخ ولادت و وفاتش اطلاعی در دست نیست ولی تلمذ وی در محضر آیت الله خراسانی زمان حیات وی را ، درنیمه اول قرن چهاردهم هجری می نماید.
تاج الدین اردبیلی
از دانشمندان معروف قرن هشتم هجری است که در فقه شافعی و ادبیات عرب و علوم عقلی و نقلی معروفیت داشته و از بزرگان عصر خود به شمار می آمده است از مفتیان و مدرسان جلیل القدر بغداد و قاهره ، دو مرکز علمی اسلامی آن عهد بوده و یکی از ائمه علمای زمان خویش ، در همه رشته های علمی معاصر ، محسوب می شده است. مقام علمی او تا بدان مرتبه رسیده که به شیخ العلماء شهرت یافته و در رحلتش بزرگان و فضلای وقت اشعار و مراثی زیادی سروده اند. تاج الدین تالیفات زیادی داشته وکتاب بزرگی در احکام گردآوری است او “علوم الحدیث” ابن الصلاح را تلخیص کرده و نیز با استخراج و تفکیک احادیث کتاب”المیزان شمس الدین ذهبی” ، آنها را در بابهای جداگانه مرتب نموده و به صورت روشنی درآورده است.

 

جنونی اردبیلی
 از سخنوران قرن دوازدهم هجری است. مردی ادیب وشاعر بوده و در غزل و ترجیع بند و قصیده و رباعیات مولفاتی قابل تحسینی داشته است. در سال ۱۱۰۷ از گفته های خود دیوانی تنظیم نموده که بنا به نوشته الذریعه حاوی ۳۲۵۴ بیت شعر می باشد و مولف الذریعه آن دیوان را ، منضم به یک جنگ نامه ترکی درکتابخانه “سلطان القرائی” در تبریز دیده است.

 

الیاس اردبیلی
در قرن دهم هجری می زیسته و دائی مقدس اردبیلی بوده است در علوم مختلفه ، بویژه در ریاضی و نجوم و هندسه ید طولایی داشته بنا به نوشته تاریخ اردبیل و دانشمندان او یعنی الیاس در عصر مادر علم هیئت بی نظیر است الیاس به دعوت همایون تیموری به هندوستان رفته و در آنجا مورد اکرام و احترام قرار گرفته است نوشته اند که چون او در هند ضیاع و عقار و رتبت و مقامی بدست آورد و مورد حقد وحسد قرار گرفت و بدینسان در اواخر عمر مجبور به مراجعت به زادگاهش گشت و در آنجا زندگی را بدرود گفت.



تبلیغات متنی